تحولات منطقه

ارادت به ساحت قدسی «شمس‌الشموس»، منطق و آداب خاصی نمی‌شناسد؛ اینجا سخن از پیوند جان‌هاست. فرقی نمی‌کند زائر از کدامین جغرافیای این کره خاکی دل به جاده زده باشد؛ همین که نام «رضا(ع)» بر زبان جاری می‌شود، فاصله‌ها رنگ می‌بازند.

وقتی نوستالژی وقف می‌شود
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

ارادت به ساحت قدسی «شمس‌الشموس»، منطق و آداب خاصی نمی‌شناسد؛ اینجا سخن از پیوند جان‌هاست. فرقی نمی‌کند زائر از کدامین جغرافیای این کره خاکی دل به جاده زده باشد؛ همین که نام «رضا(ع)» بر زبان جاری می‌شود، فاصله‌ها رنگ می‌بازند. امام دل‌ها، محبوبی است که برای ابراز عشق به او، نه قد و قامت هدایا ملاک است و نه بهای مادی آن‌ها؛ اینجا عیار سنجش، تنها «اخلاص» است.

از عطر زعفران تا سادگی یک شمع؛ تجلی عشق در اشیا

تاریخ این آستان، با حکایت غریب دلدادگی گره خورده است. در طول قرن‌ها، هر کس به وسع جان و توان خویش، تحفه‌ای به آستان دوست پیشکش کرده است. در تالارهای این بارگاه، تلألو جواهرات قیمتی در کنار عطر سرمست‌کننده گلاب و زعفران و نقش ‌و نگار ظریف فرش‌ها در کنار سادگی یک قطعه سنگ نمک یا یک شمع معمولی، همگی یک روایت واحد را بازگو می‌کنند؛ «ارادت». اینجا کمیت و ابعاد اشیا در برابر عظمت نیت‌ها رنگ می‌بازد.

ضیافت نوستالژی؛ وقتی فیلم‌ها و صداها سخن می‌گویند

اما در میان این حجم وسیع از هدایا و موقوفات، بخشی از میراث موقوفه وجود دارد که کمتر دیده شده و با خاطره‌ها و هویت ما در گذشته پیوند خورده است. در مدیریت امور اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی، مخزنی از منابع «دیداری و شنیداری» نگهداری می‌شود که انگار وظیفه‌شان حبس زمان و نگهداری از آن برای نسل آینده است.
در این بخش با دیدن صفحه‌های گرامافون، نوارهای ریلی قدیمی، اسلایدهای شیشه‌ای و عکس‌های سیاه و سفید، گویی سفری در زمان انجام می‌دهیم. این اشیا که در حال حاضر در سکوت مخازن به حیاتشان ادامه می‌دهند، روزگاری از مهم‌ترین ابزارها برای ثبت لحظات تکرارناپذیر تاریخ بودند و امروز همان طور که پیش‌تر اشاره شده در هر فریم از آن فیلم‌ها و هر ثانیه از آن صداها، جزئی از شناسنامه هویتی ما حفظ شده است.

رسالت نگهبانان تاریخ؛ صیانت از هویت ملی

از آنجا که منابع دیداری و شنیداری، فراتر از ابزارهای سرگرمی، روایتگر فرهنگ، آداب، رسوم و اعتقادات یک ملت در گذر تاریخ هستند، در ساختار تشکیلاتی آستان قدس رضوی، به این موضوع بیشتر از یک وظیفه اداری نگاه می‌شود. در این بخش هدف، تنها انبار کردن این آثار نیست؛ بلکه هدف اصلی، صیانت از مصاحبه‌های ارزشمند «آرشیو تاریخ شفاهی» برای نسل‌های آینده است. در این بخش تلاشی هوشمندانه در جریان است تا خاطرات از گزند فراموشی مصون بمانند؛ تا آیندگان بدانند که مسیر سبز ارادت، چگونه در قاب تصویر و طنین صوت، به یادگار مانده است. این منابع میراثی هستند که اجازه نمی‌دهند رشته اتصال ما با گذشته، گسسته شود.

۱۲۳۷ شمسی؛ وقتی زمان متوقف شد

تصور کنید سال ۱۲۳۷ شمسی است. مردی ایتالیایی به نام «جیانوزی» با دوربینی سنگین و تجهیزاتی ابتدایی، مقابل حرم مطهر می‌ایستد. او شاسی را می‌فشارد و نوری که از صحن می‌تابد، برای همیشه روی کاغذ ثبت می‌شود. این قدیمی‌ترین عکس موجود در گنجینه‌ای است که حالا از مرز ۱۲۰هزار عکس آنالوگ و ۸۰۰هزار عکس دیجیتال گذشته است.
اما این گنجینه فقط محدود به دیوارهای حرم مطهر نیست.
اگر در میان این عکس‌ها به جست‌وجو بپردازید، محله‌های قدیمی مشهد، همهمه‌ خیابان‌ها در روزهای انقلاب، بافت خاطره‌انگیز خراسان و چهره‌های مردمان سده‌های گذشته، پیش چشمانتان جان می‌گیرند.

مسابقه‌ای علیه زمان؛ نبرد با پوسیدگی

شاید ندانید که اسناد دیداری و شنیداری، امانت‌هایی بسیار شکننده هستند. بیش از ۵۰هزار نوار بتامکس، یوماتیک،VHS و کاست‌های صوتی، مثل مردمانی از روزگاران گذشته هستند که خاطراتشان در حال محو شدن است. متأسفانه رطوبت و دما و گذر زمان، بلای اصلی جان این آثار هستند. به همین منظور تیم متخصصان آستان قدس رضوی تمام سعی خود را در نگهداری از این آثار به خرج داده و تاکنون ۵۳هزار عکس و ۱۲هزار فیلم را از دنیای آنالوگ به فرمت دیجیتال منتقل کرده‌اند.

هدیه‌ای ۳۰ میلیارد ریالی؛ از حاشیه کویر تا سرزمین خورشید

حال خوب است بدانیم این گنجینه عظیم چگونه جمع‌آوری شده و به مخزن‌های مرکز اسناد راه پیدا کرده‌اند. همیشه صحبت از یک روند پژوهشی یا کشف تاریخی نیست بلکه گاه پای ارادت در میان است. ارادتی که این آرشیوهای خاطره‌انگیز را راهی راهروهای مرکز اسناد می‌کند. یکی از این ارادتمندان «محمدرضا سلیمانی» شهروند کاشانی و کارمند بازنشسته‌ دانشگاه علوم پزشکی است.
او ۴۰سال از عمر خود را صرف جمع‌آوری تجهیزاتی کرد که هر کدام بخشی از تاریخ فناوری هستند. آقای سلیمانی در اقدامی خیرخواهانه، مجموعه‌ای از تجهیزات صوتی و تصویری ارزشمند خود به ارزش بیش از ۳۰ میلیارد ریال را به پیشگاه امام هشتم(ع) هدیه کرده است.
دکتر علی سوزنچی کاشانی، کارشناس اسناد تاریخی، این اتفاق را یک «رخداد سرشار از معنویت» می‌خواند. او می‌گوید: «این مجموعه نه یک کالای مادی، بلکه حاصل ۴۰سال عشق حرفه‌ای بود که حالا در کارگاه‌های تخصصی ما در حال بازسازی و سرویس هستند تا بخشی از آن‌ها به چرخه دیجیتال‌سازی کمک کنند و بخشی دیگر، در موزه به نمایش درآیند».

نیم‌نگاهی به موزه‌ اهدایی مرد کاشانی

این هدیه‌ گرانبها شامل قطعاتی است که دیدنشان هر علاقه‌مندی را به وجد می‌آورد. این مجموعه اهدایی شامل ۳۶مورد از برخی لوازم صوتی و تصویری ارزشمند بوده که بعضی از آن‌ها به اختصار عبارت‌اند از:
۱۳ دستگاه ویدئوتیپ: «ویدئوتیپ» فناوری ضبط و پخش تصویر و صدا روی نوار مغناطیسی است که در دهه ۱۹۵۰میلادی توسعه یافت. نخستین دستگاه عملی آن در سال ۱۹۵۶ میلادی توسط شرکت Ampexبرای شبکه‌های تلویزیونی ساخته شد.
۱۳ دستگاه استریو: «ضبط استریو» یعنی ثبت صدا به‌گونه‌ای که حس جهت، فاصله و فضای صوتی به شنونده منتقل شود؛ یعنی صدا فقط «بلند و واضح» نباشد، بلکه شنونده حس کند منبع صدا از چپ، راست یا وسط می‌آید. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میلادی، مهندسان و مخترعان متوجه شدند که دو کانال صوتی با هم بهتر می‌تواند حس واقعی‌تری از فضا ایجاد کند و این موضوع یکی از نخستین تجربه‌ها در پخش دوطرفه صدا در اجراهای زنده بود. همچنین در دهه‌های ۱۹۳۰ و۱۹۴۰ میلادی، ضبط با دو میکروفن و دو کانال بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
دوربین پاناسونیک M۳۰۰۰ و فیلم‌برداری VHS: دوربین Panasonic M۳۰۰۰ (VHS Camcorder) یک دوربین فیلم‌برداری قدیمی از نوع آنالوگ بوده که با نوار ویدئویی VHS کار می‌کرده است. این دوربین در برخی از موارد همچون «ضبط فیلم‌های خانوادگی و مراسم‌ مختلف»، «استفاده در فیلم‌برداری‌های خانگی و نیمه‌حرفه‌ای»، «امکان پخش مستقیم نوار در دستگاه ویدئو (VCR)»، «استفاده در برخی مراکز آموزشی یا خبری در دوران گذشته» و... کاربرد داشته است. این دوربین تصویر و صدا را روی نوار VHS ذخیره می‌کرد و برای دیدن فیلم باید نوار مربوط، در دستگاه ویدئو یا خود دوربین پخش می‌شد. تولید و استفاده اصلی از این دستگاه در حدود اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی بوده و پس از آن کم‌کم با VHS C،MiniDV و سپس دوربین‌های دیجیتال جایگزین شد.
تلویزیون لامپی کمدی PHILIPS: تلویزیون لامپی کمدی(Philips Philips CRT Console TV) نوعی تلویزیون قدیمی است که با لامپ تصویر (CRT) کار می‌کند و معمولاً داخل یک کمد یا کابینت چوبی قرار دارد، به همین دلیل به آن تلویزیون کمدی گفته می‌شود. موارد استفاده از این نوع تلویزیون عبارت‌اند از: «پخش برنامه‌های تلویزیونی، اخبار و فیلم»، «استفاده در خانه‌ها برای سرگرمی خانواده»، «اتصال به آنتن برای دریافت شبکه‌های تلویزیونی»، «در بعضی موارد اتصال به دستگاه ویدئو (VCR)» و... . شروع تولید تلویزیون‌های لامپی به حدود دهه ۱۹۵۰ میلادی و دوره رواج تلویزیون‌های کمدی به سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰میلادی بازمی‌گردد و پس از آن تلویزیون‌های رنگی کوچک‌تر و سپس LCD و LED جایگزین شدند.

فراخوان برای نجات میراث تصویری

در پایان به خاطر داشته باشید ممکن است تاریخ در خانه‌های شما هم نفس بکشد. شاید شما هم بتوانید با سر زدن به گوشه‌ انباری‌ها یا گنجه‌های قدیمی خود، دوربین‌های عکاسی، پرژکتور، نوارهای قدیمی یا تلویزیون‌های قدیمی را یافته و با اهدای آن‌ها به موزه‌ها، نام خود را در صف طولانی حافظان فرهنگ و تاریخ ایران ثبت کنید. اینجا، هر فریم عکس و هر نوار قدیمی، پُلی است به گذشته که به دست آیندگان خواهد رسید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha