جهان فوتبال آماده است تا برای آخرین بار در جام جهانی ۲۰۲۶ نفسش را در سینه حبس کند. همهچیز برای فینال مهیاست؛ چمن بینقص ورزشگاه نیویورک/نیوجرسی که در انتظار بزرگترین شب خود است و دو تیمی که هر کدام نماینده یک قاره و یک سنت فوتبالی هستند. اسپانیا و آرژانتین؛ قهرمان اروپا و قهرمان آمریکای جنوبی حالا در فینال جهان مقابل هم قرار میگیرند.
داستان این فینال باید مانند یک فینال کلاسیک باشد؛ نبرد تاکتیکها، ستارهها و دو قدرت بزرگ فوتبال جهان، اما برای نخستین بار در تاریخ است که داستان یک عکس، جای روایت اصلی فینال را گرفته است.
چه کسی فکرش را میکرد
عکسهایی قدیمی و فراموششده که نزدیک به دو دهه پیش ثبت شده و حالا دوباره از دل آرشیو بیرون آمده تا شاید مهمترین تصویر تاریخ فوتبال مدرن لقب بگیرد. عکسهایی که در دسامبر ۲۰۰۷ در رختکن تیم میهمان در ورزشگاه نوکمپ گرفته شده است. «خوان مونفورت» عکاس اسپانیایی برای یک پروژه خیریه یونیسف مشغول عکاسی بود. قرار بود تصاویر در تقویمی برای کمک به خانوادههای نیازمند منتشر شوند. یکی از بازیکنان جوان بارسلونا نیز برای این پروژه دعوت شده بود؛ پسری نوزده ساله به نام لیونل مسی.در یکی از قابها، مسی کنار یک وان پلاستیکی آبی ایستاده و نوزادی چهار ماهه را حمام میکند. کودک با اردک پلاستیکی کوچکش میان کف صابون نشسته و ستاره جوان بارسلونا با لبخندی همراه با خجالت به او نگاه میکند.
هیچکس در آن روز نمیدانست آن نوزاد، لامین یامال است.
هیچکس نمیدانست این تصویر، روزی به نمادی از انتقال قدرت در فوتبال جهان تبدیل خواهد شد.سالها آن عکس در آرشیو باقی ماند؛ تصویری معمولی میان هزاران عکس دیگر. تا اینکه در جریان یورو ۲۰۲۴، پدر یامال آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد و ناگهان دنیا متوجه شد دوربین مونفورت چه لحظهای را ثبت کرده است. این فقط عکس یک ستاره و یک کودک نبود، این تصویر، ملاقات دو نسل بود؛ دیدار استاد و وارث.حالا نزدیک به ۲۰ سال بعد، آن قاب دوربین قرار است روی چمن فینال جام جهانی جان بگیرد. امشب، در بزرگترین مسابقه فوتبال جهان، آن کودک و آن مرد در دو سوی میدان مقابل هم خواهند ایستاد.
جایی میان تجربه و جسارت
برای مسی، این آخرین پرده یک داستان افسانهای است. او در ۳۹ سالگی ششمین جام جهانی خود را تجربه میکند؛ سفری که از آلمان ۲۰۰۶ آغاز شد و حالا به ایستگاه پایانی رسیده است. بسیاری تصور میکردند پس از فتح جام جهانی قطر، مأموریت او به پایان رسیده باشد، اما مسی هرگز مانند دیگران با زمان رفتار نکرده است.او دیگر آن وینگر انفجاری سالهای نخست نیست. دیگر نیازی ندارد با هر لمس توپ سه مدافع را جا بگذارد. مسی امروز بیشتر شبیه یک رهبر ارکستر است؛ مردی که ریتم بازی را تعیین میکند، جریان مسابقه را میخواند و در لحظه مناسب ضربه نهایی را میزند.در تمام این سالها فوتبال ستارههای زیادی دیده است، اما کمتر بازیکنی توانسته این ورزش را به اندازه مسی تحت تأثیر قرار دهد. او هنوز همان توانایی را دارد، هنوز همان جاذبه را و هنوز همان حسی که میگوید موفقیت با حضور او اجتنابناپذیر است.در سوی دیگر، لامین یامال ایستاده است. همان نوزادی که روزی در وان پلاستیکی کنار مسی قرار داشت، حالا در ۱۹ سالگی بزرگترین امید فوتبال اسپانیاست. یامال مدتهاست دیگر یک استعداد آیندهدار نیست؛ او به ستاره امروز فوتبال جهان تبدیل شده، بازیکنی که پیش از رسیدن به ۲۰ سالگی رکوردهایی را شکسته که زمانی متعلق به خود مسی در بارسلونا بودند.در بازی او نوعی از بیپروایی فوتبال خیابانی وجود دارد، نوعی آزادی که فوتبال مدرن کمتر اجازه بروز آن را میدهد. او با لبخند حمله میکند، مدافعان را به بازی میگیرد و از انجام کارهایی لذت میبرد که دیگران حتی جرئت امتحان کردنشان را ندارند.اگر مسی نماد خرد و تجربه است، یامال نماینده شور و جسارت جوانی است. اگر آرژانتینیها به «استاد» تکیه کردهاند، اسپانیا آینده فوتبال را به میدان خواهد فرستاد.
به تصویرسازی ذهنتان گوش کنید
همین تضاد است که این فینال را به چیزی فراتر از یک مسابقه فوتبال تبدیل میکند. از یک سو، اسپانیایی قرار دارد که شاید تاکتیکیترین و حساب شدهترین فوتبال جام را ارائه کرده و با انرژی جوانی، گردش سریع توپ و توازن فوقالعاده میان حمله و دفاع به فینال رسیده است.از سوی دیگر، آرژانتینی قرار دارد که بارها ثابت کرده در تورنمنتهای بزرگ تنها به کیفیت فنی متکی نیست. این تیم چیزی فراتر از تاکتیک دارد. در این تیم باور و اعتماد موج میزند و احساسی عجیب که انگار سرنوشت در لحظات بزرگ همیشه راهی برای دوستی با آنها پیدا میکند. در سالهای اخیر، هرگاه آرژانتین به نقطهای رسیده که همهچیز غیرممکن به نظر میرسیده، مسی و یارانش راهی برای عبور پیدا کردهاند. به همین دلیل بسیاری هنوز نمیتوانند علیه آنها شرط ببندند، بهخصوص در شبی که مسی تنها ۹۰ دقیقه با آخرین جام جهانی زندگیاش فاصله دارد.وقتی دو تیم در تونل ورزشگاه کنار هم صف بکشند، فوتبال دوباره به آن عکس سال ۲۰۰۷ نگاه خواهد کرد. کودکی که در وان حمام نشسته، حالا بزرگترین تهدید برای مردی است که او را در آغوش گرفته بود.شاید اسپانیا بتواند این داستان را به نفع خود بازنویسی کند. شاید یامال بتواند همان شبی را رقم بزند که آغاز رسمی عصر او خواهد بود.اما اگر تاریخ فوتبال یک چیز را به ما آموخته باشد، آن است که اسطورهها معمولاً پایان داستانهایشان را خودشان مینویسند. به همین دلیل، در میان فلاش دوربینها، بارش کاغذهای رنگی و هیاهوی سکوها، هنوز سادهترین و شاید شیرینترین تصویر برای ذهن ما این است که لیونل مسی را با جام طلایی در دستانش تصور کنیم.




نظر شما