تحولات منطقه

تصویر پرزرق‌وبرق ایالات متحده به‌عنوان آزمایشگاه جهانی آینده بشریت، پس از چهار دهه دستخوش فرسایشی عمیق شده است.

چه شد که رؤیای آمریکایی پس از چهار دهه رنگ باخت؟ / شمارش معکوس برای فروپاشی یک امپراتوری بدهکار
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، تصویر پرزرق‌وبرق ایالات متحده به‌عنوان آزمایشگاه جهانی آینده بشریت، پس از چهار دهه دستخوش فرسایشی عمیق شده است. کشوری که روزگاری نماد فرصت‌های بی‌پایان و توسعه تکنولوژیک به شمار می‌رفت، امروزه با بحران‌های ساختاری، دوقطبی شدن شدید جامعه و افول شاخص‌های اقتصادی روبه‌رو است؛ بحران‌هایی که کارآمدی الگویش را در نگاه جهانیان زیرسؤال می‌برد.

«آندره کورتونوف» در یادداشتی تحلیلی که در «الجزیره» منتشر کرده، با مرور خاطرات نخستین سفرش به آمریکا در تابستان ۱۹۸۴، به کالبدشکافی ۴۰ سال افول این ابرقدرت پرداخته است. کورتونوف اشاره می‌کند که در آن دوران، رؤیای آمریکایی و فرهنگ هالیوودی نه سرابی دوردست، بلکه راهنمای عمل و الگویی زنده برای بسیاری از کشورهای جهان جلوه می‌کرد؛ دورانی که در آن، آسمان‌خراش‌ها بلندتر، بزرگراه‌ها عریض‌تر و مراکز خرید مجلل‌تر از هر جای دیگری به نظر می‌رسیدند. در آن سال‌ها، عموم کشورهای جهان، آمریکا را نماد آزادی‌های فردی و پیشرفت بی‌وقفه فناوری می‌دانستند.

با این حال، روند تحولات چهار دهه گذشته نشان می‌دهد آن تصویر درخشان به‌شدت کدر شده است. امروز دیگر نیویورک یا شیکاگو رکورددار ساخت آسمان‌خراش‌ها نیستند، بلکه دبی و هنگ‌کنگ گوی سبقت را ربوده‌اند. زیرساخت‌های حمل‌ونقل چین فرسنگ‌ها از همتای آمریکایی خود پیشی گرفته و سهم واشنگتن از اقتصاد جهانی طی سال‌های اخیر به نصف کاهش یافته است. حتی سیلیکون‌ولی، قلب تپنده فناوری جهان، روزهای سختی را می‌گذراند و غول‌هایی چون تسلا و اوراکل در حال برچیدن مقرهای اصلی خود از ایالت کالیفرنیا هستند. سهم دلار نیز در مبادلات جهانی از ۸۰ درصد به مرز ۵۰ درصد سقوط کرده است.

نویسنده به آمارهای تکان‌دهنده‌ای استناد می‌کند که عمق این زوال ساختاری را عیان می‌سازند. از اواخر دهه ۱۹۷۰، فرایند صنعتی‌زدایی سبب از بین رفتن بیش از ۷.۵ میلیون شغل در بخش تولید شده است. بدهی ملی آمریکا به رقم خیره‌کننده
۴۰ تریلیون دلار رسیده که از کل تولید ناخالص داخلی آن فراتر رفته است؛ همزمان، تعداد زندانیان این کشور از ۴۶۲ هزار نفر در سال ۱۹۸۴ به حدود ۲میلیون نفر در سال‌های اخیر افزایش یافته است. این معضلات داخلی تا جایی پیش رفته که حتی دونالد ترامپ نیز پیش‌ از این اعتراف کرد آمریکا از بسیاری جهات به یک «کشور جهان سوم» با اقتصادی رو به افول، زنجیره‌های تأمین مشوش و سیستم آموزشی عقب‌مانده تبدیل شده است.

اما بزرگ‌ترین چالش واشنگتن نه صرفاً اقتصادی، بلکه گسست عمیق اجتماعی است. جامعه آمریکا بر سر حیاتی‌ترین مسائل توسعه ملی دوقطبی شده و هر دوره انتخاباتی، این شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند. امروزه تعریف آبراهام لینکلن از دموکراسی به‌عنوان «حکومت مردم، توسط مردم و برای مردم» برای رأی‌دهندگان آمریکایی غریبه است؛ چرا که نظرسنجی‌های مرکز تحقیقاتی پیو نشان می‌دهد تنها ۱۷ درصد از شهروندان به حکومت فدرال اعتماد دارند و اکثریت مطلق، عملکرد کنگره، فرمانداران و حتی دیوان عالی را منفی ارزیابی می‌کنند. به تعبیر بیسمارک، کشوری که از درون منسجم نیست و به خود اعتماد ندارد، نمی‌تواند سیاست خارجی باثبات و قابل‌پیش‌بینی داشته باشد.

در عرصه بین‌المللی نیز اصرار واشنگتن بر یک‌جانبه‌گرایی و ابزار نظامی، جز شکست در عراق و افغانستان عایدی نداشته است. این اقدامات نسنجیده، ایالات متحده را به سمت یک «انزوای شکوهمند» سوق داده که در آن تصمیمات کاخ سفید فاقد پشتوانه هم‌پیمانان است. کورتونوف در نهایت استدلال می‌کند جهان در حال گذار به نظمی چندقطبی است. با این حال، آمریکا همچنان قدرتی غیرقابل‌چشم‌پوشی است و جامعه جهانی باید تلاش کند این کشور را در ساختارهای چندجانبه حفظ کند تا شاید در پایان این مسیر ناهموار، آمریکا به یک «دولت نرمال» و مسئولیت‌پذیر در نظام بین‌الملل تبدیل شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha