بهگزارش قدس آنلاین، همزمان با تشدید تنشها در خاورمیانه با آغاز دوباره تجاوز ایالات متحده به شهرهای مختلف ایران و هدف قراردادن زیرساختها، پایگاههای نظامی آمریکاییها در کشورهای حاشیه خلیجفارس توسط پهپادها و موشکهای نقطهزن ایرانی زیر ضرب رفته است. در همین میان، در گوشه و کنار اخباری در مورد تقاضای برخی کشورهای عربی از پاکستان برای انعقاد پیمان دفاعی- امنیتی، مشابه با آنچه میان ریاض و اسلامآباد در سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام شد، به گوش میرسد. در این زمینه بهطور خاص از تلاشهای تازه کویت برای دستیابی به چنین توافقی با پاکستان نام بردهشده است. کویت که پیش از این و در سال ۲۰۲۳ قرارداد همکاری دفاعی محدودی با پاکستان به امضا رسانده بود، اکنون درخواست یک توافق همهجانبه دفاعی – امنیتی، در سطح توافق پاکستان و عربستان را مطرح کردهاست تا بتواند امنیت این کشور را در برابر تهاجم خارجی تضمین کند. اما به نظر میرسد در کنار کویت کشورهای دیگری همچون بحرین، امارات متحدهعربی و حتی اردن نیز درخواستهای کم و بیش مشابهی را مطرح کردهاند.
در چنین بستری امکان انعقاد پیمانهای دفاعی-امنیتی میان دولتهای عربی و پاکستان از یک سو و روابط حسنه اسلامآباد و واشنگتن از سوی دیگر، این گمانهزنی را تقویت کرده که پاکستان بخواهد، یا از این کشور خواسته شود نقش ژاندارم منطقه را بر عهده گیرد؛ یعنی مشابه همان نقشی که ایران در دوره پیش از انقلاب برای منطقه ایفا کرده و بخشی از بار مسئولیت آمریکاییها را بر دوش گرفته بود. با این اوصاف اکنون نکات و پرسشهایی در مورد نقشآفرینی جدید احتمالی پاکستان در خاورمیانه مطرح است که در اینجا به برخی از مهمترین موارد آن میپردازیم.
زمینههای ارائه طرح ژاندارمی پاکستان در خاورمیانه
اینکه چه عواملی در پررنگ شدن نقش امنیتی- نظامی پاکستان در خاورمیانه تأثیرگذار بودهاند، نکتهای مهم و درخور تأمل است. بدون تردید بیش و پیش از همه باید به افول هژمونی آمریکا در جهان و به شکلی بارزتر در خاورمیانه اشاره کرد. جنگهای تحمیلی آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه جمهوری اسلامی و نتایج آن تقریباً اکثریت کشورهای عربی و حاشیه خلیجفارس را متقاعد کرده که دیگر نمیتوانند در تأمین امنیت خود صرفاً به واشنگتن متکی باشند. از سوی دیگر حمله رژیمصهیونیستی به قطر و نگرانی فزاینده درباره برنامههای توسعهطلبانه این رژیم در قالب طرح سرزمین موعود و نگرانیها نسبت به خروج پیروزمندانه ایران از جنگ و هژمونی احتمالی تهران بر منطقه نیز عوامل دیگری برای گرایش دولتهای عربی به سمت پاکستان تلقی میشوند. در عین حال میتوان به اینها موارد دیگری چون نیازهای داخلی پاکستان بهویژه در حوزه مالی و انرژی و همچنین پیشینه تاریخی همکاریهای دفاعی-امنیتی پاکستان و برخی کشورهای خاورمیانه را هم اضافه کرد.
ظرفیتهای پاکستان برای ایفای این نقش
ایفای نقش جدید دفاعی و امنیتی پاکستان در خاورمیانه با اتکا بر برخی ظرفیتهای این کشور قابل درک است. در وهله نخست میتوان به ماهیت قدرت اتمی این کشور اشاره کرد؛ در جایی که قرار گرفتن پاکستان در میان ۹ کشور دارای تسلیحات هستهای در جهان، مزیت و ظرفیتی خاص برای رهبری و پیشگامی این کشور در منطقه ایجاد میکند. برخورداری از ارتشی منظم، بسیار پرتعداد، با تجربه رزمی بالا و قابلیت تسلیحاتی و فناوری به نسبت پیشرفته را باید از دیگر مزایای مهم پاکستان ارزیابی کرد. وقتی به این موارد زمینههایی همچون علایق و پیوندهای مشترک معنوی و دینی و پیشینه تاریخی همکاریها در حوزه دفاعی و امنیتی را افزود، میتوان پذیرفت پاکستان در برخی وجوه از ظرفیتی مناسب برای ایفای نقش ژاندارمی منطقه برخوردار است، بهخصوص آنکه این کار با رضایت و حمایت ضمنی آمریکا نیز توأم شده باشد.
محدودیتهای پاکستان در نقشآفرینی جدید منطقهای
اما به همان نسبت که پاکستان از ظرفیتهای پیشگامی دفاعی و امنیتی در منطقه برخوردار است، محدودیتهای قابل ملاحظهای نیز بر سر راه این کشور وجود دارد. قرار گرفتن در حوزه ژئوپلیتیکی جنوب آسیا و رقابت با هند به عنوان دشمن و رقیب اصلی میتواند تنگناهایی را برای پاکستان در توجه هر چه بیشتر به خاورمیانه ایجاد کند. شرایط نامناسب اقتصادی و وابستگی شدید پاکستان به منابع مالی و انرژی کشورهای عربی هم میتواند به جایگاه و اقتدار آن به عنوان برادر بزرگتر و قیم امنیتی کشورهای منطقه خدشه وارد کند. در این میان نابسامانیها و ناامنیهای شدید داخلی در این کشور را هم نباید نادیده گرفت؛ کشوری که ادعای ژاندارمی منطقه را دارد، نمیتواند خود گرفتار و غرق در مشکلات حاد امنیتی در داخل باشد. اما مسئله مهم دیگر خروج از رویکرد حفظ توازن در ارتباطات منطقهای و احتمال بروز چالش با همسایگان بزرگی چون ایران است؛ توازن مهمی که اسلامآباد طی چند دهه اخیر بهشدت به آن پایبندی نشان داده و این نقشآفرینی جدید میتواند خللی جدی در آن ایجاد کند.
چشمانداز آینده و ردای گشادی که زار میزند
با توجه به جوانب مطرح شده، به نظر نمیرسد پاکستان در حال حاضر از شرایط ایدهآلی برای برعهده گرفتن مسئولیت بزرگی همچون تضمین و تأمین امنیت منطقه برخوردار باشد. درواقع پاکستان باید در ابتدا برای وابستگیهای شدید اقتصادی و انرژی خود به کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس فکری اساسی کند و در وهله دوم به اوضاع بهشدت آشفته امنیتی خود در داخل سر و سامانی دهد، چرا که ژاندارمی منطقه با ضعف اقتصادی و امنیتی در داخل سازگاری چندانی ندارد. علاوه بر این پاکستان باید به تبعات این رویکرد جدید که شامل احتمال تقابل و حتی درگیری با دیگر قدرتهای منطقهای است نیز بیشتر بیندیشد. در این مورد میتوان بهطور خاص روابط با ایران را مثال زد که در حال حاضر میتواند از ظرفیت میانجیگری اسلامآباد در منازعه تهران و واشنگتن، به سوی قرار گرفتن پاکستان در یکی از جناحهای درگیر تغییر جهت دهد. حرکت به سوی یک ائتلاف چندجانبه و بازی در بستر امنیت جمعی منطقهای، شاید بهترین گزینه ممکن و جایگزینی مناسب برای طرح یکسویه ژاندارمی اسلامآباد باشد؛ رویکردی که احتمالاً با استقبال تهران نیز روبهرو خواهد شد.
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف



نظر شما