در سیاست، گاهی پیروزی نه با ارائه بهترین گزینه، بلکه با قانع کردن دیگران به پذیرش گزینهای کمتر بد به دست میآید. این همان الگویی است که منتقدان در روند انتصابهای دولت دوم دونالد ترامپ مشاهده میکنند؛ جایی که برخی نامزدهای بحثبرانگیز برای سمتهای کلیدی، نه به دلیل شایستگی مطلق، بلکه به دلیل نگرانی از جایگزینهای احتمالی، شانس عبور از سد کنگره را پیدا میکنند.
خبرنامه سیاسی Surge این وضعیت را با یک منطق ساده توصیف میکند: «همیشه ممکن است بدتر باشد.» این منطق، به گفته منتقدان، به ابزاری سیاسی تبدیل شده است؛ ابزاری که به دولت اجازه میدهد گزینههایی را پیش ببرد که در شرایط عادی ممکن بود با مخالفت جدی روبهرو شوند.
انتصابهایی که با ترس از جایگزین تأیید میشوند
دو نمونه برجسته این روند، «تاد بلانش» و «جی کلیتون» هستند؛ دو نامزدی که این هفته در سنا برای سمتهای مهم مورد بررسی قرار گرفتند.
بلانش، دادستان کل موقت آمریکا، پیشتر وکیل شخصی ترامپ بوده است. او پس از نظارت بر توافقی بحثبرانگیز که به پرداخت ۱.۸ میلیارد دلار از خزانهداری به افراد مرتبط با حمله ۶ ژانویه منجر شد، به جای مواجه شدن با پیامدهای سیاسی، با ارتقای موقعیت روبهرو شد.
در جلسه تأیید صلاحیت، بلانش ابتدا گفت «وکیل ترامپ است» و سپس خود را اصلاح کرد و گفت «وکیل ترامپ بوده است»؛ اصلاحی که بهخوبی نشان داد رابطه او با رئیسجمهور تا چه اندازه نزدیک بوده است.
جی کلیتون، دادستان منصوب ترامپ در ناحیه جنوبی نیویورک نیز در جلسه خود با پرسشی روبهرو شد که بسیاری از منصوبان ترامپ از پاسخ دادن به آن گریختهاند: چه کسی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ را برد؟
او از ارائه پاسخ مستقیم خودداری کرد ؛ با این حال، احتمال تأیید هر دو نامزد همچنان بالا ارزیابی میشود؛ نه لزوماً به دلیل حمایت گسترده از سوابق آنها، بلکه به دلیل نگرانی از اینکه ترامپ ممکن است گزینهای جنجالیتر معرفی کند.
«ویلیام بار»، دادستان کل سابق دولت ترامپ، در دفاع از بلانش در روزنامه والاستریت ژورنال نوشت: «رد کردن بلانش باعث نمیشود رئیسجمهور انتخاب بهتری انجام دهد؛ فقط هرجومرج بیشتر و یک انتصاب نامطلوبتر را به دنبال خواهد داشت.»
این استدلال، به یکی از مهمترین ابزارهای سیاسی دوره دوم ترامپ تبدیل شده است: انتخاب میان یک گزینه بحثبرانگیز و گزینهای که ممکن است از نظر مخالفان، حتی خطرناکتر باشد.
سیاست خارجی؛ از تحریم روسیه تا آزمون اراده واشنگتن
در حوزه سیاست خارجی نیز همین منطق درباره طرح تحریمهای روسیه دیده میشود؛ طرحی که «لیندسی گراهام»، سناتور جمهوریخواه، تا روزهای پایانی زندگیاش دنبال میکرد.
هدف گراهام این بود که با اعمال فشار اقتصادی بیشتر، «ولادیمیر پوتین» را به مذاکره درباره جنگ اوکراین وادار کند. نسخه اولیه این طرح شامل تحریمهای سنگین علیه کشورهایی بود که نفت و گاز روسیه وارد میکردند، اما نسخه جدید مجازاتها را محدودتر کرده و اختیار بیشتری به کاخ سفید داده است.
منتقدان معتقدند همین انعطاف میتواند امکان دور زدن فشارها را فراهم کند؛ بهخصوص اگر ترامپ تصمیم بگیرد روابط شخصی خود با رهبران خارجی را بر سیاست فشار حداکثری ترجیح دهد.
تغییرات در حزب دموکرات و شکاف درباره اسرائیل
یکی دیگر از نشانههای تغییر فضای سیاسی آمریکا، رأی تاریخی مجلس نمایندگان درباره اصلاحیهای برای قطع کمک نظامی به اسرائیل بود.
«توماس مَسی»، نماینده جمهوریخواه، اصلاحیهای ارائه کرد که خواستار توقف کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل بود. اگرچه این اصلاحیه شانس تبدیل شدن به قانون را نداشت، اما نتیجه رأیگیری یک تحول سیاسی مهم را نشان داد؛ ۱۰۳ دموکرات در برابر ۹۸ دموکرات به آن رأی مثبت دادند و ۱۰ عضو دیگر حزب رأی ممتنع دادند.
این نتیجه نشان میدهد فاصله میان پایگاه سنتی دموکراتها و سیاست دیرینه حزب درباره اسرائیل افزایش یافته است.
حتی «حکیم جفریز»، رهبر اقلیت مجلس، که به این اصلاحیه رأی منفی داد، در نامهای به اعضای حزب نوشت: «برای خیر اسرائیل و مردم فلسطین، سیاست آمریکا در خاورمیانه باید تغییر کند.»
سیاستی که با کاهش انتظارات کار میکند
شاید مهمترین پیامد استراتژی «بدتر هم میتواند باشد» این نباشد که چه کسی به یک سمت منصوب میشود یا کدام طرح تصویب خواهد شد؛ بلکه این است که معیارهای ارزیابی در سیاست آمریکا تغییر میکند.
در چنین شرایطی، بحث دیگر بر سر این نیست که آیا یک گزینه واقعاً مناسب است یا نه؛ بلکه پرسش به این کاهش پیدا میکند که آیا میتوان گزینهای بدتر را تصور کرد؟
این تغییر، خطرناکترین بخش ماجراست. زیرا نظام سیاسی دموکراتیک تنها با رأیگیری و نهادهای رسمی حفظ نمیشود؛ بلکه به مجموعهای از استانداردهای نانوشته درباره صلاحیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری وابسته است.
اگر ترس از گزینه بدتر دائماً بهانهای برای پذیرش گزینه نامطلوب شود، ممکن است مسئله دیگر انتخاب میان خوب و بد نباشد؛ بلکه تبدیل شود به عادت کردن به بدتر شدن.




نظر شما