در صد و چهل و چهارمین روز تقابل، آمریکا برای دهمین شب پیاپی ایران را هدف قرار داد و انفجارهایی در بندرعباس، قشم، چابهار، شیراز و آبدانان گزارش شد. همزمان، سپاه از آتشسوزی گسترده در دو نفتکش در تنگه هرمز خبر داد و انصارالله یمن با هشدار مستقیم به شرکتهای کشتیرانی، محاصره دریایی عربستان را اجرایی کرد. در همین روز، کویت بار دیگر از حمله به تأسیسات آبشیرینکن و نیروگاهی خود خبر داد و بحرین و اردن نیز با موج تازه پهپادها و موشکهای ایرانی روبهرو شدند. جنگ دیگر فقط مسئله یک تنگه نیست؛ مسیرهای فرار از بحران نیز یکبهیک به میدان خطر تبدیل میشوند.
هرمز؛ عبور فقط با هماهنگی تهران
در هرمز، موضع ایران صریحتر از روزهای قبل بیان شد. منابع ایرانی اعلام کردند تا زمانی که حملات آمریکا ادامه دارد، اجازه عبور عادی از تنگه صادر نخواهد شد و هر تصمیم درباره بازگشایی یا محدودیت عبور، بر اساس ملاحظات امنیتی ایران گرفته میشود. سپاه نیز اعلام کرد دو نفتکش که مسیر جنوبی و ناامن را انتخاب کرده بودند، گرفتار انفجار و آتشسوزی شدند.
این رخداد، ادعای آمریکا درباره ایجاد مسیر مطمئن جایگزین را تضعیف کرد. ایران میخواهد نشان دهد امنیت کشتیرانی نه با اسکورت آمریکا، بلکه با پذیرش قاعدهای ممکن است که ایران برای عبور از هرمز تعریف میکند. به همین دلیل، موضوع فقط توقف یا حرکت کشتیها نیست؛ مسئله این است که چه کسی اجازه عبور میدهد و چه کسی مسئول امنیت آن شناخته میشود.
کویت و بحرین همچنان تحت فشار
در سطح منطقهای، ایران حملات به مراکز مرتبط با حضور آمریکا را ادامه داد. کویت اعلام کرد تأسیسات آبشیرینکن و نیروگاهی این کشور برای چهارمین روز پیاپی هدف قرار گرفته و برخی نقاط دچار آتشسوزی و خسارت جدی شدهاند. پدافند کویت نیز با موج تازهای از حملات موشکی و پهپادی درگیر شد. در بحرین، آژیرهای هشدار چند بار به صدا درآمد و مقامهای این کشور از رهگیری پرتابههای ایرانی خبر دادند.ایران این حملات را پاسخ به نقش پایگاههای آمریکا در عملیات علیه خود میداند؛ اما پیامد عملی آن، افزایش نگرانی دولتهای خلیج فارس است. کشورهای عربی منطقه اکنون میان دو فشار قرار گرفتهاند؛ از یک سو نمیخواهند در جنگ آمریکا با ایران تعریف شوند و از سوی دیگر، زیرساختهایشان به دلیل میزبانی نظامی از واشنگتن در معرض آسیب قرار گرفته است.
بابالمندب؛ بسته شدن مسیر دوم
تحول تعیینکننده روز گذشته، عملیاتی شدن تهدید انصارالله علیه عربستان بود. انصارالله در نامهای به شرکتهای کشتیرانی هشدار داد بارگیری یا تخلیه کالا در بنادر سعودی میتواند کشتیها را در هر نقطهای در تیررس قرار دهد. پس از این هشدار، دو نفتکش حامل نفت سعودی برای چین و هند در دریای سرخ تغییر مسیر دادند.
اهمیت این اتفاق در آن است که بندر ینبع و مسیر دریای سرخ، راه جایگزین عربستان برای کاهش وابستگی به هرمز بود.
اکنون با ورود بابالمندب به معادله، نه فقط مسیر اصلی صادرات انرژی منطقه، بلکه مسیر فرعی و جایگزین آن نیز زیر فشار قرار گرفته است. این یعنی جنگ کشتیرانی از خلیج فارس به دریای سرخ امتداد یافته و محاسبات بازار انرژی پیچیدهتر شده است.
دیپلماسی پشت دود حملات
با وجود تشدید میدان، نشانههایی از تلاش برای مهار بحران دیده میشود. وزیر کشور ایران در اسلامآباد با نخستوزیر و فرمانده ارتش پاکستان دیدار کرد؛ سفری که در ظاهر دوجانبه بود، اما با توجه به نقش پاکستان در تفاهمنامه قبلی، احتمال بررسی طرح تازه آتشبس را تقویت میکند. همزمان گزارشهایی از پیشنهاد میانجیها برای آتشبس ۱۰روزه منتشر شد و همین خبر بخشی از فشار بازار نفت را کاهش داد.
با این حال، حملات هنوز متوقف نشده است. آمریکا میگوید بمباران را تا زمان تصمیم ترامپ ادامه میدهد و ایران نیز پاسخ را به توقف حملات گره زده است. بنابراین گفتوگو فعلاً نه پایان بحران، بلکه تلاشی برای جلوگیری از گسترش بیشتر آن است.
ایستگاه صد و چهل و چهارم؛ جنگ مسیرها
جنگ وارد مرحلهای شده که در آن هر مسیر جایگزین میتواند خود به بحران تازهای تبدیل شود. هرمز ناامن است، بابالمندب تهدید میشود، تأسیسات کویت آسیب میبیند و نفتکشهای سعودی تغییر مسیر میدهند. آمریکا پس از ۱۰شب حمله هنوز نتوانسته قاعده عبور را به وضع سابق برگرداند و ایران نیز با گسترش دامنه پاسخ، هزینه جنگ را در مسیرهای انرژی پخش میکند. فشار نظامی بدون توافق سیاسی، فقط مسیرهای بیشتری را به میدان جنگ میکشاند. هر چه محاصره ادامه یابد، جغرافیای بحران هم گستردهتر میشود.



نظر شما