افزایش شدید هزینه های اقامت، خوراک، حمل ونقل و تفریحات باعث شده بسیاری از خانوادههای ایرانی امسال سفر را از برنامه های خود حذف کنند یا به شکل محسوسی کاهش دهند. بررسی رفتار مسافران نشان میدهد تورم نه تنها تعداد سفرها را کاهش داده، بلکه سبک سفر را نیز تغییر داده؛ اقامت در خانه اقوام جای هتل را گرفته، سفرهای چند روزه به یک روزه تبدیل شده و بسیاری از هزینههای جانبی مانند رستوران، تفریح و خرید سوغات از سبد گردشگران کنار رفته است.
وقتی سفر از تفریح به هزینهای دست نیافتنی تبدیل میشود
سالها سفر داخلی، به ویژه سفرهای جادهای به مقصدهای شمالی، یکی از معدود تفریحاتی بود که خانوادههای طبقه متوسط میتوانستند با برنامه ریزی مالی آن را در سبد زندگی خود حفظ کنند. حتی در شرایطی که تورم بخشهای مختلف اقتصاد را تحت فشار قرار داده بود، هزینه پایین سوخت، امکان استفاده از خودروی شخصی و انتخاب اقامتگاههای متنوع باعث میشد سفر همچنان برای بخش قابل توجهی از مردم دست یافتنی باشد.
اما اکنون افزایش همزمان هزینه های زندگی، رشد قیمت خدمات گردشگری و کاهش قدرت خرید خانوارها، معادله را تغییر داده است؛ سفر دیگر تنها به معنای پرداخت هزینه بنزین و اجاره یک اتاق نیست؛ مجموعه ای از هزینه ها از لحظه حرکت تا بازگشت، بودجه خانوار را تحت فشار قرار میدهد.
یک خانواده چهار نفره که قصد دارد سفری سه روزه به شمال کشور داشته باشد، باید هزینه های مختلفی مانند سوخت، عوارض جادهای، خوراک، اقامت، تفریحات و خریدهای جانبی را در نظر بگیرد؛حتی در یک سفر اقتصادی نیز مجموع هزینهها به راحتی میتواند از چندین میلیون تومان عبور کند؛ رقمی که برای بسیاری از خانوارها با درآمد متوسط، به معنای کنار گذاشتن بخش بزرگی از درآمد ماهانه است.
در چنین شرایطی، سفر به نخستین گزینه ای تبدیل شده که خانوادهها برای کنترل هزینه های خود حذف میکنند؛چرا که برخلاف مسکن، خوراک یا درمان، ضرورتی فوری محسوب نمیشود.
احمد اصغری، رئیس جامعه گردشگری الکترونیکی ایران، با اشاره به تغییر رفتار مسافران میگوید: «قدرت خرید مردم برای سفر کاهش پیدا کرده و بسیاری از مشتریان دیگر مانند گذشته به دنبال سفرهای کامل و چند روزه نیستند؛ امروز مسافران بیشتر قیمت را مقایسه میکنند و به دنبال ارزان ترین گزینه ها هستند.»
این تغییر رفتار را میتوان در آمارهای مربوط به گردشگری داخلی نیز مشاهده کرد؛ براساس نتایج طرح آمارگیری از گردشگران ملی، در بهار ۱۴۰۴ حدود ۵۵ درصد خانوارهای کشور هیچ سفری نداشته اند؛ در حالی که این رقم در بهار ۱۳۹۸ حدود ۳۴ درصد بود. افزایش سهم خانوارهای بدون سفر نشان میدهد فاصله میان درآمد خانوار و هزینه سفر در حال بیشتر شدن است.
هزینه اقامت؛ بزرگ ترین مانع سفرهای خانوادگی
یکی از اصلی ترین دلایل کاهش سفرهای داخلی، جهش قیمت اقامتگاههاست؛ در سالهای گذشته خانوادهها میتوانستند با انتخاب سوئیتهای اقتصادی، خانه های اجارهای یا اقامتگاههای بوم گردی هزینه سفر را کنترل کنند، اما افزایش قیمت اجاره و هزینه نگهداری اقامتگاهها، نرخ اقامت را نیز بالا برده است.
در بسیاری از شهرهای گردشگرپذیر شمال کشور، قیمت یک سوئیت معمولی در فصل تابستان از حدود دو میلیون تومان برای هر شب آغاز میشود و برای ویلاهای مجهز، نزدیک ساحل یا دارای امکانات خاص، رقمها به چندین میلیون تومان در شب میرسد.
این شرایط باعث شده حتی خانوادههایی که توان پرداخت هزینه رفت وآمد را دارند، در مرحله انتخاب محل اقامت با مشکل مواجه شوند.
به گفته فعالان گردشگری، یکی از نشانههای تغییر رفتار مسافران، کاهش تعداد شبهای اقامت است. خانواده ای که پیشتر چهار یا پنج شب در مقصد میماند، اکنون تلاش میکند سفر را به یک یا دو شب محدود کند تا هزینهها کاهش یابد.
حرمتالله رفیعی، رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران، درباره وضعیت بازار سفر معتقد است: «افزایش هزینههای اقامت و خدمات گردشگری باعث شده تقاضای سفر کاهش پیدا کند؛ مردم همچنان علاقه مند به سفر هستند، اما توان مالی آنها نسبت به گذشته کمتر شده و این موضوع مستقیماً روی بازار گردشگری اثر گذاشته است.»
در کنار کاهش مدت اقامت، نوع اقامت نیز تغییر کرده است. بسیاری از خانوادهها به جای هتل و اقامتگاه رسمی، خانه اقوام یا دوستان را انتخاب میکنند؛ بر اساس آمارهای گردشگری، بخش قابل توجهی از سفرهای دارای اقامت شبانه در خانه اقوام انجام میشود و سهم هتلها و مراکز اقامتی رسمی بسیار محدودتر شده است.
این تغییر اگرچه هزینه خانوادهها را کاهش میدهد، اما درآمد فعالان رسمی گردشگری را نیز کم میکند و به کاهش رونق این بخش منجر میشود.
سفره کوچک تر در مقصد؛ حذف رستوران، تفریح و خرید سوغات
افزایش هزینه سفر تنها به کاهش تعداد مسافرتها منجر نشده، بلکه کیفیت سفرهای انجام شده را نیز تغییر داده است. بسیاری از خانوادههایی که هنوز سفر میروند، مجبور شدهاند هزینه های جانبی را کاهش دهند.
رستوران رفتن، خرید سوغات، استفاده از تفریحات پولی و بازدید از جاذبههایی که نیاز به پرداخت ورودی دارند، از نخستین مواردی هستند که از برنامه سفر حذف میشوند.
فعالان گردشگری میگویند مسافران امروز بیشتر از گذشته غذا را همراه خود میبرند، کمتر به رستوران مراجعه میکنند و خریدهای غیرضروری را کنار گذاشتهاند.
ولی تیموری، معاون سابق گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، پیشتر درباره اثر فشار اقتصادی بر گردشگری داخلی تأکید کرده بود که کاهش قدرت خرید خانوارها میتواند گردشگری را از یک نیاز اجتماعی به یک فعالیت لوکس تبدیل کند؛ موضوعی که در بلندمدت پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد.
از سوی دیگر، کاهش هزینه کرد گردشگران فقط به زیان مردم یا مسافران نیست، بلکه کسب وکارهای وابسته به گردشگری را نیز تحت فشار قرار میدهد. رستورانها، فروشندگان صنایع دستی، مراکز تفریحی، اقامتگاهها و دفاتر خدمات گردشگری همه از کاهش قدرت خرید گردشگران آسیب میبینند.
برخی فعالان این حوزه از کاهش درآمد، ارائه تخفیفهای گسترده و حتی تعدیل نیرو خبر میدهند. در بسیاری از مناطق گردشگری، افزایش تعداد مسافران الزاماً به معنای رونق اقتصادی نیست؛ چراکه نوع سفرها کمهزینه تر شده و گردشگران کمتر در مقصد هزینه میکنند.
اقتصاد احتیاط؛ چرا خانوادهها اول سفر را حذف میکنند؟
کارشناسان اقتصادی معتقدند کاهش سفر بخشی از یک رفتار گسترده تر در اقتصاد خانوار است؛ رفتاری که میتوان آن را «اقتصاد احتیاط» نامید.
در شرایطی که تورم، آینده اقتصادی را برای خانوادهها نامطمئن میکند، مردم ترجیح میدهند هزینه های غیرضروری را کاهش دهند و منابع مالی خود را برای نیازهای ضروری تر نگه دارند.
مسکن، خوراک، درمان و آموزش سهم اصلی درآمد خانوار را به خود اختصاص دادهاند و در چنین شرایطی، سفر که در دسته هزینههای قابل حذف قرار میگیرد، زودتر از سایر مخارج کنار گذاشته میشود.
براساس آمارهای رسمی، سهم هزینه مسکن در سبد خانوار شهری به یکی از بالاترین سطوح سالهای اخیر رسیده است. زمانی که بخش بزرگی از درآمد صرف هزینه های ثابت زندگی میشود، طبیعی است که بودجه ای برای تفریح و سفر باقی نماند.
وحید شقاقی شهری، اقتصاددان، درباره این وضعیت میگوید: «وقتی درآمد واقعی خانوار کاهش پیدا میکند، اولین واکنش مردم کاهش هزینههایی است که امکان حذف آنها وجود دارد؛ سفر، تفریح و خریدهای غیرضروری معمولاً جزو نخستین بخشهایی هستند که خانوارها برای مدیریت شرایط مالی کاهش میدهند.»
در همین چارچوب، حتی شیوه پرداخت هزینه سفر نیز تغییر کرده است. برخی شرکتها و پلتفرمهای گردشگری به سمت ارائه خدمات اقساطی رفته اند تا بخشی از تقاضای موجود را حفظ کنند؛ با این حال، خرید اقساطی تنها برای خانوارهایی امکان پذیر است که درآمد کافی برای بازپرداخت دارند؛ برای گروهی که اساساً بودجه ای برای سفر ندارد، این راهکار مشکل را حل نمیکند.
سایه نااطمینانی؛ وقتی نگرانی از آینده سفر را متوقف میکند
در کنار فشارهای اقتصادی، تحولات امنیتی و جنگهای اخیر نیز بر رفتار سفر خانوارها اثر گذاشته است. تجربه دوره های تنش و نااطمینانی نشان داده که حتی در زمانهایی که امکان تردد و سفر وجود دارد، بخشی از مردم به دلیل نگرانی از شرایط پیشرو، سفرهای غیرضروری خود را به تعویق میاندازند؛ لغو رزروها، کاهش برنامه ریزی برای سفرهای چند روزه و ترجیح ماندن در شهر محل سکونت، از جمله رفتارهایی است که در چنین شرایطی افزایش پیدا میکند.
فعالان حوزه گردشگری نیز معتقدند آثار جنگ و نااطمینانی فقط به کاهش تعداد مسافران محدود نمیشود، بلکه الگوی هزینه کرد گردشگران را نیز تغییر داده است. بسیاری از مسافرانی که همچنان سفر میکنند، مدت اقامت خود را کوتاه تر کرده و با احتیاط بیشتری هزینه میکنند. این موضوع باعث شده حتی در مقاصد گردشگری پرتردد، افزایش تعداد مسافر الزاماً به معنای رونق اقتصادی نباشد؛ چراکه گردشگران کمتر در اقامتگاه ها، رستوران ها و مراکز تفریحی هزینه میکنند. در واقع، ترکیب تورم، کاهش قدرت خرید و نگرانی نسبت به آینده، صنعت گردشگری را وارد دوره ای از رکود همراه با احتیاط کرده است.
کاهش سفر، زنگ خطر برای صنعت گردشگری
کاهش تقاضای سفر داخلی تنها یک تغییر در سبک زندگی خانوارها نیست، بلکه نشانه ای از فشار بر یکی از بخش های اقتصادی کشور است؛ گردشگری زنجیرهای گسترده از مشاغل را دربرمیگیرد و کاهش سفر میتواند درآمد هزاران فعال این حوزه را کاهش دهد.
کاهش تعداد رزروها، خالی ماندن اتاقهای اقامتی، کاهش فروش خدمات گردشگری و افت درآمد مشاغل وابسته، از پیامدهای مستقیم این وضعیت است.
در چنین شرایطی، راهکارهای کوتاه مدت مانند تخفیف یا فروش اقساطی شاید بتواند بخشی از بازار را حفظ کند، اما مسئله اصلی همچنان باقی است: فاصله میان درآمد خانوار و هزینه سفر.
تا زمانی که رشد درآمدها از افزایش هزینههای زندگی عقب باشد، سفر برای بخش بیشتری از جامعه از یک تجربه معمولی به یک انتخاب دشوار تبدیل خواهد شد.
تابستان امسال شاید بیش از هر زمان دیگری نشان داد که مسئله فقط علاقه مردم به سفر نیست؛ بسیاری هنوز آرزوی دیدن جاده، دریا و شهرهای جدید را دارند، اما هزینه رسیدن به مقصد، آنها را وادار کرده است سفر را به زمانی نامعلوم موکول کنند.
در این راستا باید در نظر بگیریم که چه کسی باید رد برابر این موضوع بازتعریف شود ولی باید در نظر بگیریم این




نظر شما