بهگزارش قدس آنلاین، محمدحسین لطیفی، کارگردان باسابقه سینما و تلویزیون، این روزها یکی از دشوارترین تجربههای حرفهای خود را پشت سر میگذارد؛ ساخت سریال تاریخی «نگین ارباب» که به گفته خودش، نه صرفاً یک پروژه تلویزیونی، بلکه اتفاقی شخصی و حاصل یک دعوت درونی است.
این مجموعه که با حضور بازیگرانی چون آرش مجیدی، پوریا پورسرخ، اندیشه فولادوند، الیکا عبدالرزاقی، پانتهآ مهدینیا، علی اوسیوند، ارسطو خوشرزم، آرش آصفی، کاظم هژیرآزاد، فریدون محرابی و وحید آقاپور تولید میشود، روایتی تاریخی از ایران در سالهای پس از واقعه عاشورا را دنبال میکند؛ دورهای که به گفته لطیفی، کمتر در آثار نمایشی مورد توجه قرار گرفته است.
لطیفی در این گفتوگو درباره شکلگیری «نگین ارباب»، دشواریهای تولید یک پروژه تاریخی، همزمانی ساخت سریال با شرایط جنگی منطقه، نگاهش به آثار عاشورایی، ساخت آثار درباره شخصیتهای بزرگ و تجربههای شخصیاش از سالهای فعالیت در تلویزیون سخن گفته است.
«نگین ارباب» برای من یک اتفاق است
آقای لطیفی، ابتدا درباره «نگین ارباب» صحبت کنیم. با توجه به کارنامهای که دارید، مخاطب انتظار دارد با یک اثر جدی و متفاوت روبهرو شود. این پروژه برای شما چه جایگاهی دارد؟
بعضی کارها آدم را صدا میزنند و بعضی کارها را آدم خودش انتخاب میکند. احساس من این است که «نگین ارباب» از آن کارهایی بود که من را صدا زد. شاید حکمتی در زندگی من بوده که این قصه در این مقطع به من رسیده است.
من سالها قبل، حدود دهه 60، خیلی تلاش کردم کاری درباره وقایع عاشورا بسازم، اما هر بار شرایط فراهم نشد. شاید آن زمان هنوز به پختگی لازم نرسیده بودم یا شاید باید زمان دیگری فرا میرسید. نمیگویم الان به نهایت پختگی رسیدهام، اما احساس میکنم این قصه در این مقطع باید ساخته میشد.
«نگین ارباب» برای من یک اتفاق است و تلاش میکنم این اتفاق به بهترین شکل ممکن رقم بخورد. این پروژه یکی از سنگینترین کارهایی است که در تمام سالهای فعالیت حرفهایام انجام دادهام؛ یک پروژه تاریخی که از نظر تولید، طراحی، زمانبندی و شرایط اجرا، دشواریهای زیادی دارد.
روایت ایرانِ عاشقان اهلبیت در سالهای پس از عاشورا
دغدغه اصلی شما در این سریال چیست؟ آیا صرفاً یک روایت تاریخی است یا نگاه دیگری هم دارید؟
دغدغه من در این اثر، ایران، عاشورا و انسان ایرانی در زمان محرم و عاشورا است. این قصه برای من فرصتی ایجاد کرد تا درباره ایران حرف بزنم؛ درباره مردمی که در یک مقطع تاریخی، عشق به اهلبیت در زندگیشان جریان داشته است.
ما در این سریال به دورهای میپردازیم که کمتر درباره آن کار شده است. داستان از حدود سال 60 هجری آغاز میشود؛ یعنی حوالی واقعه عاشورا، و تا حدود سال 95 هجری ادامه پیدا میکند. بخش مهمی از روایت ما مربوط به پس از عاشورا و دوره امامت امام زینالعابدین(ع) است.
در واقع، ما فقط حادثه کربلا را روایت نمیکنیم؛ میخواهیم ببینیم بعد از آن حادثه چه اتفاقی افتاد، جامعه چگونه با آن مواجه شد و ایرانیان چه نقشی در ادامه مسیر امامت و حفظ این جریان داشتند.
یک پروژه تاریخی با یکبیستم بودجه و زمان پروژههای مشابه
ساخت یک اثر تاریخی در این ابعاد معمولاً سالها زمان میبرد، اما شما اشاره کردهاید که این پروژه با سرعت زیادی وارد تولید شده است.
بله، این کار از نظر زمانی شرایط خاصی داشت. ما در زمانی کمتر از شش ماه وارد تولید شدیم. معمولاً پروژههای تاریخی مشابه، زمان بسیار بیشتری برای طراحی، پیشتولید و ساخت دارند.
ما در این کار دو موضوع را کنار هم قرار دادیم؛ یکی نگاه تاریخی و دیگری نگاه حسینی. از نظر زمانی شاید یکبیستم زمان پروژههای مشابه را داشتیم و از نظر بودجه هم قابل مقایسه با بسیاری از آثار تاریخی نبود.
با این حال، تصمیم گرفتیم این مسیر را طی کنیم. سخت است، اما امیدواریم نتیجهای که به مخاطب ارائه میشود، شایسته موضوع باشد.
اگر تعطیلیهای اجباری نبود، سریال به آنتن میرسید
این سریال قرار بود در ایام محرم و صفر پخش شود. آیا هنوز این امکان وجود دارد؟
پخش به تصمیم تلویزیون بستگی دارد. چیزی که ما متعهد بودیم انجام دهیم، انجام دادیم. اگر آن 25 روز تعطیلی اجباری پیش نمیآمد، احتمالاً الان سریال آماده پخش بود.
اما در تولید آثار بزرگ، اتفاقات مختلفی رخ میدهد. گاهی شرایطی پیش میآید که خارج از برنامهریزی اولیه است و باید آن را پذیرفت.
«بیانیه من، کاری است که میسازم»
همزمانی تولید سریال با شرایط جنگی و محدودیتهای شهرک سینمایی دفاع مقدس، شرایط سختی ایجاد کرد.
در شهرک سینمایی دفاع مقدس کار داشتیم. همان روزها منطقه نظامی بود و امکان تردد به ما نمیدادند. با هر سختی که بود، حدود 15 روز پایانی جنگ را کاملاً سر ضبط بودیم.
در آن روزها برخی میگفتند چرا بیانیه نمیدهی و چرا درباره اتفاقات موضع نمیگیری. من معتقدم هر کسی به شکلی حرف میزند. بیانیه من، کاری است که انجام میدهم. من با کارم حرفم را میزنم.
درباره ساخت آثار مرتبط با شخصیتهای بزرگ نباید عجله کرد
در سالهای اخیر درباره ساخت آثار مرتبط با شخصیتهای بزرگ تاریخی و معاصر صحبتهای زیادی شده است. اگر قرار باشد درباره شخصیتهایی مانند رهبر انقلاب اثری ساخته شود، به نظر شما چه مسیری باید طی شود؟
ساخت چنین آثاری بسیار دشوار است. درباره شخصیتهای بزرگ نمیشود عجله کرد. فیلمساز باید شناخت، تحقیق و شجاعت لازم را داشته باشد.
اگر قرار باشد درباره دوره پایانی زندگی ایشان کاری ساخته شود، همان دو سال آخر زندگی، به دلیل اتفاقات مهم تاریخی که در آن رخ داده، میتواند موضوع قابل توجهی باشد. اما ساخت چنین اثری کار سادهای نیست.
همانطور که درباره حاج قاسم سلیمانی هم معتقدم نباید با عجله کار کرد. درباره چنین شخصیتهایی باید با طمأنینه و دقت جلو رفت.
«خیلیها تصور دیگری داشتند، اما ایشان اهل ارتباط با مردم بود»
شما سابقه دیدار با رهبر انقلاب را داشتهاید. خاطرهای که از آن دیدارها در ذهنتان مانده چیست؟
چیزی که برای من جالب بود، این بود که خیلیها تصور میکردند ایشان فقط یک نگاه خاص دارند، اما من دیدم که چقدر تلاش میکنند با گروههای مختلف ارتباط برقرار کنند.
ایشان نکاتی را که در ذهن داشتند، با افراد مختلف مطرح میکردند و تلاش داشتند امید ایجاد کنند.
من خاطرم هست درباره سریال «صاحبدلان» خیلی تأکید داشتند که از عوامل این سریال قدردانی شود. این نشان میداد که توجه ایشان فقط به نتیجه نهایی نیست، بلکه به زحمات گروه تولید هم اهمیت میدادند.
«نگین ارباب» درباره بعدی از عاشورا است که کمتر دیده شده
شما تجربه ساخت «سفر سبز» و «صاحبدلان» را هم دارید. فکر میکنید «نگین ارباب» میتواند برای مخاطب یادآور آن آثار باشد؟
من واقعاً نمیتوانم پیشبینی کنم که مخاطب چه واکنشی خواهد داشت. اما چیزی که میتوانم بگویم این است که یک گروه با تمام صداقت پشت این کار ایستادهاند.
این پروژه فقط متعلق به محمدحسین لطیفی نیست. از کوچکترین عضو گروه تا مدیران، همه تلاش کردند این کار با نیت درست انجام شود.
ما در این سریال به بخشی میپردازیم که کمتر روایت شده است؛ یعنی پس از شهادت امام حسین(ع)، دوره امام زینالعابدین(ع) و ادامه مسیر امامت.
هدف ما این است که نشان دهیم ایران و ایرانیان چه نقشی در این جریان تاریخی داشتهاند.
عاشورا هنوز قصههای ناگفته زیادی دارد
آیا فکر میکنید جای آثار بیشتری درباره عاشورا خالی است؟
قطعاً. عاشورا ابعاد مختلفی دارد. اگر در برخی آثار به موضوع قیام یا انتقام پرداخته شده، هنوز موضوعات بسیاری وجود دارد که میتوان درباره آنها ساخت.
کتاب «پس از پنجاه سال» مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی، یک تحلیل مهم درباره این موضوع دارد که چگونه جامعه پس از رحلت پیامبر(ص) به نقطهای رسید که حادثه کربلا اتفاق افتاد.
این فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ یک تحلیل اجتماعی و انسانی است. اینکه چگونه انسانها ممکن است آرامآرام تغییر کنند و متوجه مسیر خود نباشند، موضوع بسیار مهمی است.
دوست دارم درباره زمینههای شکلگیری عاشورا کار کنم
اگر در آینده دوباره بخواهید درباره امام حسین(ع) کاری بسازید، به چه مقطعی علاقه دارید؟
بیشتر علاقه دارم به نگرش و زمینههای شکلگیری عاشورا بپردازم؛ به دوره پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و مسیری که جامعه را به عاشورای حسینی رساند.
به نظرم این دوره، پر از درسهای انسانی و تاریخی است و هنوز ظرفیتهای زیادی برای روایت دارد.



نظر شما