ترامپ یک روز پس از تهدید به بمباران پلها و نیروگاههای ایران، طبق معمول از حرف قبلی خود عقبنشینی کرد. این بار گفت آمریکا میتواند از پولهای بلوکهشده ایران برای جبران خسارت کشتیها و محمولهها استفاده کند. واشنگتن همچنان میخواهد فشار را حفظ کند، اما از اجرای تهدیدی که میتوانست جنگ را وارد مرحله خطرناکتری کند، پشیمان شده است. آمریکا برای چهاردهمین شب پیاپی ایران را هدف قرار داد، اما هرمز به وضعیت عادی برنگشته است. در واقع، ترامپ نه توانسته بحران را تمام کند، نه میخواهد مسئولیت شکست اولتیماتومهای خود را بپذیرد؛ پس دوباره به سراغ ابزار آشنای فشار مالی رفته است.
عقبنشینی با نام تازه
ترامپ چند روز پیش گفت هر حمله ایران به کشتیها در هرمز، با نابودی یک پل یا نیروگاه پاسخ داده میشود. اما یک روز بعد، سخن از پولهای ایران به میان آمد. این تغییر فقط جابهجایی کلمات نیست. آمریکا وقتی از بمباران زیرساخت به برداشت از داراییهای بلوکهشده میرسد، در عمل نشان میدهد تهدید نظامیاش هزینه و ریسک بالایی دارد.
این رفتار چیز تازهای نیست. واشنگتن هر گاه در میدان به نتیجه روشن نمیرسد، فشار را به حوزه مالی و حقوقی منتقل میکند؛ تحریم، توقیف دارایی، تهدید شرکتها و حالا خرج کردن پولهای ایران برای ادعاهای آینده. در واقع دولتی که خود حمله کرده، مسیرهای انرژی را ناامنتر کرده و بحران را طولانی کرده، حالا میخواهد با پولهای بلوکه شده ایران، هزینه پیامدهای همان بحران را بپردازد.
پاسخ سیدعباس عراقچی نیز دقیقاً همین نقطه را نشانه گرفت. او هشدار داد استفاده از داراییهای توقیف شده یک کشور برای پرداخت ادعاهای آینده، سابقهای خطرناک در نظام مالی جهانی میسازد.
این فقط مسئله ایران نیست؛ اگر چنین قاعدهای عادی شود، امنیت دارایی هیچ کشوری در بانکها و نهادهای غربی تضمین شده نخواهد بود. ظاهراً نظام سیاسی آمریکا متوجه نیست مستأجر کاخنشین چگونه در حال از بین بردن تهمانده آبرو و اعتبار آمریکایی در عرصه بینالملل است.
معادله جدید؛ به ازای شهادت هر ایرانی
به درک واصل شدن یک نیروی آمریکایی
دیروز و در صد و چهل و هفتمین روز از جنگ، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا(ص) اعلام کرد در ازای شهادت هر یک از شهروندان ایران یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد. سرلشکر عبداللهی در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت: قاعدهای را که پیش از این هم عملیاتی بودن آن را به دشمن ثابت کرده بودیم از این لحظه معادله قطعی و ابلاغشده میدان نبرد میدانیم: در ازای به شهادت رساندن هر یک از شهروندان سربلند ایران اسلامی، یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد. بلیتهای رایگان و مستقیم به جهنم برایتان تدارک دیدهایم.
هرمز علیه روایت واشنگتن
در میدان نیز وضعیت به نفع روایت آمریکا نبود. اگر ۱۴شب حمله قرار بود امنیت کشتیرانی را برگرداند، عبور فقط یک نفتکش از هرمز نشان داد هدف اصلی هنوز محقق نشده است. آمریکا میگوید مسیر باز است، اما شرکتهای کشتیرانی با بیانیه سنتکام حرکت نمیکنند؛ آنها ریسک، بیمه، مقصد و احتمال حمله را محاسبه میکنند. همزمان، سازمان ملل خواستار خروج امن هزاران دریانورد گرفتار در تنگه شد. این یعنی بحران هرمز فقط یک دعوای سیاسی یا نظامی نیست؛ به زندگی خدمه کشتیها، بازار انرژی و تجارت جهانی رسیده است. مسئولیت اصلی این وضع با آمریکاست؛ چون با نقض تفاهم و ادامه حملات، همان مسیر تنشی را فعال کرده که حالا ادعا میکند میخواهد آن را مهار کند.
فشار نظامی، پاسخ منطقهای
آمریکا حملات خود را در نقاطی مانند اهواز، جاسک، بندرعباس، قشم، خرمآباد و پیرانشهر ادامه داده و در نزدیکی اهواز چند نفر به شهادت رسیدند. ایران نیز حملات به پایگاهها و مراکز مرتبط با آمریکا در کویت، بحرین و اردن را پی گرفت.
آمریکا نمیتواند از شبکه پایگاههای منطقهای علیه ایران استفاده کند و انتظار داشته باشد پاسخ فقط در داخل مرزهای ایران محدود بماند. البته این وضعیت برای منطقه نیز هزینهساز است، اما ریشه آن در همان تصمیم واشنگتن برای ادامه حملات است. اگر آمریکا فشار را منطقهای کرده، پاسخ ایران هم منطقهای شده است.
ایستگاه صد و چهل و هفتم؛ بحران اولتیماتومها
روزهای اخیر بیش از هر چیز روز عقبنشینی چندین باره ترامپ از یک تهدید بزرگ بود. این عقبنشینیها نشان میدهد اولتیماتومهای آمریکا بیشتر ابزار فشار روانیاند تا یک راهبرد نظامی. مسئله اصلی همچنان باقی است. آمریکا میخواهد ایران را از نقشآفرینی در هرمز کنار بزند، اما هنوز نتوانسته عبور را عادی کند. ایران نیز نشان میدهد فشار نظامی و مالی را بیپاسخ نمیگذارد. در چنین وضعی، مصادره پولهای ایران نه نشانه قدرت آمریکا، بلکه ادامه همان منطقی است که بحران را ساخته است؛ فشار بیشتر، بدون راهحل روشن.



نظر شما