تنشهای لفظی میان ترکیه و اسرائیل بیش از هر زمان دیگری تشدید شده، اما آنچه امروز تلآویو را نگران کرده، نه احتمال یک جنگ مستقیم، بلکه افزایش جایگاه راهبردی آنکارا در معادلات آمریکا و ناتو و پیامدهای آن برای موازنه قدرت در غرب آسیاست.
رقابتی که ریشه آن در تغییر موازنه قدرت است
روابط ترکیه و اسرائیل اگرچه در سالهای اخیر با ادبیاتی تند و پرتنش همراه بوده، اما بررسی سابقه دو کشور نشان میدهد اختلاف امروز آنها بیش از آنکه محصول یک دشمنی تاریخی باشد، نتیجه تغییر تدریجی موازنه قدرت در منطقه است.
ترکیه در ۲۸ مارس ۱۹۴۹، کمتر از یک سال پس از تشکیل اسرائیل، نخستین کشور با اکثریت مسلمان بود که این رژیم را به رسمیت شناخت. از آن زمان تاکنون، روابط دو طرف فراز و فرودهای فراوانی را تجربه کرده، اما حتی شدیدترین بحرانهای سیاسی نیز نتوانسته پیوندهای راهبردی و اقتصادی آنها را به طور کامل از بین ببرد.
نمونهای از این واقعیت را میتوان در دوران جنگ غزه مشاهده کرد. با وجود مواضع تند دولت رجب طیب اردوغان علیه اسرائیل، تجارت مستقیم دو کشور تا ماه مه ۲۰۲۴ ادامه داشت و پس از اعلام توقف مبادلات نیز، انتقال نفت جمهوری آذربایجان از طریق خط لوله باکو–تفلیس–جیحان و بندر جیحان به اسرائیل متوقف نشد.
حتی در یکی از مهمترین بحرانهای امنیتی دو کشور نیز کانالهای ارتباطی حفظ شد. در سال ۲۰۰۷، پس از آنکه جنگندههای اسرائیلی در عملیات حمله به تأسیسات هستهای مشکوک سوریه از حریم هوایی ترکیه عبور کردند، آنکارا اعتراض رسمی خود را اعلام کرد و ایهود اولمرت، نخستوزیر وقت اسرائیل، بعدها بابت ورود احتمالی جنگندههای اسرائیلی به آسمان ترکیه ابراز تأسف کرد.
این سوابق نشان میدهد نگرانی امروز تلآویو از آنکارا، بیش از آنکه ریشه در یک تهدید نظامی فوری داشته باشد، به تغییر جایگاه ژئوپلیتیکی ترکیه بازمیگردد.
واشنگتن بیش از گذشته به ترکیه نیاز دارد
یکی از مهمترین تحولاتی که معادلات منطقه را تغییر داده، افزایش اهمیت ترکیه در راهبرد جهانی آمریکا است. آنکارا امروز همزمان در چند جبهه برای واشنگتن اهمیت دارد؛ از مهار روسیه در دریای سیاه و قفقاز گرفته تا رقابت با چین در آسیای مرکزی، مدیریت تحولات سوریه و عراق و فشار بر ایران در غرب آسیا.
ترکیه علاوه بر موقعیت جغرافیایی کمنظیر، یکی از بزرگترین ارتشهای ناتو را در اختیار دارد و طی سالهای اخیر نیز صنایع دفاعی خود را بهطور قابل توجهی توسعه داده است. کنترل بخشی از کریدورهای انرژی و تجربه عملیاتی نیروهای مسلح این کشور نیز بر اهمیت آن افزوده است.
همین عوامل باعث شده واشنگتن به سختی بتواند در معادلات امنیتی منطقه، ترکیه را نادیده بگیرد.در مقابل، اسرائیل این روند را با نگرانی دنبال میکند. نگرانی تلآویو نه از احتمال حمله مستقیم ترکیه، بلکه از آن است که گسترش نفوذ سیاسی و نظامی آنکارا، در بلندمدت برتری راهبردی اسرائیل را در منطقه تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، آمریکا نیز تلاش کرده است اختلافات دو متحد خود را مدیریت کند. نقش «تام باراک»، سفیر آمریکا در ترکیه، در سالهای اخیر تنها به روابط دوجانبه محدود نبوده و او در پروندههای سوریه، عراق و لبنان نیز به عنوان یکی از هماهنگکنندگان سیاستهای واشنگتن عمل کرده است؛ تلاشی که هدف آن جلوگیری از خروج تنش میان ترکیه و اسرائیل از کنترل آمریکا ارزیابی میشود.
«ناتوی ۳» و جایگاه تازه آنکارا
تحولات اخیر ناتو نیز نشانه دیگری از افزایش وزن ژئوپلیتیکی ترکیه است. در نشست این پیمان در آنکارا طی روزهای ۷ و ۸ ژوئیه ۲۰۲۶، اعضای ناتو بر افزایش هزینههای نظامی، تشدید حمایت از اوکراین و ایفای نقش گستردهتر در رقابت با روسیه و چین تأکید کردند.
بر اساس بیانیه آنکارا، اعضای ناتو متعهد شدند در سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰ میلیارد یورو تجهیزات، آموزش و کمک نظامی در اختیار اوکراین قرار دهند و همزمان قراردادهای تسلیحاتی جدیدی نیز به ارزش دهها میلیارد دلار به تصویب رسید.
در این چارچوب، ترکیه دیگر تنها یک عضو در جناح جنوبی ناتو نیست، بلکه به یکی از بازیگران اصلی ساختار جدید این ائتلاف تبدیل شده است؛ ساختاری که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «ناتوی ۳» یاد میکنند.ایجاد ستاد جدید ناتو در سپاه ششم ارتش ترکیه در آدانا و استقرار فرماندهی مؤلفه دریایی این پیمان در تنگه بسفر، نشانههایی از همین تغییر هستند.
همزمان، دونالد ترامپ نیز از احتمال لغو تحریمهای «کاتسا» علیه ترکیه، بازگشت این کشور به پروژه جنگنده اف-۳۵ و ادامه همکاری با پروژه جنگنده بومی «کان» سخن گفت.
همین تحولات با مخالفت آشکار اسرائیل روبهرو شده است. تلآویو معتقد است بازگشت ترکیه به برنامه اف-۳۵ میتواند «برتری کیفی نظامی» اسرائیل را که پایه اصلی دکترین دفاعی این رژیم محسوب میشود، تضعیف کند.
رقابت ادامه دارد؛ اما جنگ همچنان دور از دسترس است
با وجود افزایش تنشهای سیاسی، شواهد موجود از احتمال پایین وقوع یک جنگ مستقیم میان ترکیه و اسرائیل حکایت دارد. دو رقیب مرز مشترک ندارند و هر دو از توان نظامی قابل توجهی برخوردارند؛ عاملی که هزینه هرگونه درگیری گسترده را به شدت افزایش میدهد. افزون بر آن، آمریکا نیز تمایلی ندارد دو شریک مهم خود در منطقه وارد جنگی شوند که میتواند شرق مدیترانه، بازار انرژی و مسیرهای تجاری را با بحران تازهای روبهرو کند.
در مقابل، محتملترین سناریوها به برخوردهای محدود در سوریه، عملیات پهپادی، حملات موشکی، فعالیت نیروهای ویژه یا رقابت از طریق بازیگران نیابتی مربوط میشود.
در صورت وقوع یک رویارویی محدود نیز واکنش ناتو به محل آغاز درگیری بستگی خواهد داشت. حمله مستقیم به خاک ترکیه ممکن است موضوع ماده پنجم پیمان ناتو را مطرح کند، اما این ماده نیز تضمینی برای مداخله نظامی خودکار اعضا ایجاد نمیکند. اگر درگیری در سوریه آغاز شود یا این برداشت شکل گیرد که آنکارا آغازگر تنش بوده است، احتمال حمایت جمعی ناتو بسیار کمتر خواهد بود.
در عین حال، اگرچه همکاریهای دفاعی ترکیه با کشورهایی مانند پاکستان و عربستان سعودی در حال گسترش است، اما عضویت آنکارا در ناتو، امکان شکلگیری یک ائتلاف امنیتی موازی را به شدت محدود میکند.
بررسی این روندها نشان میدهد رقابت میان ترکیه و اسرائیل وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که بیش از آنکه بر تقابل مستقیم نظامی استوار باشد، بر سر جایگاه هر دو کشور در معماری امنیتی مورد نظر آمریکا جریان دارد. همانگونه که وبسایت تحلیلی «پولیتیکو» نیز در گزارشی به آن اشاره کرده است، افزایش ارزش راهبردی ترکیه برای واشنگتن همزمان فرصت و محدودیت ایجاد کرده است؛ فرصتی برای گسترش نفوذ منطقهای آنکارا و محدودیتی که اجازه نمیدهد این کشور، با وجود همه اختلافات، از چارچوب ائتلاف تحت رهبری آمریکا خارج شده و وارد تقابل مستقیم با اسرائیل شود.




نظر شما