طرح پزشک خانواده تکلیف برنامه چهارم توسعه بود؛ با اینحال پس از گذشت بیش از دو دهه و در حالی که امروز برنامه هفتم توسعه را پشت سر میگذاریم، باز هم عدهای معتقدند نباید در اجرای این طرح عجله کرد.
این طرح را متوقف کنید
اواخر هفته گذشته، مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی کشور با ارسال نامهای به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور درباره اجرای شتابزده، عجولانه، نمایشی و بدون فراهم شدن زیرساختها و منابع مالی پایدار طرح پزشک خانواده هشدار داد و تأکید کرد موفقیت این طرح در گرو اصلاحات اساسی در حوزه تأمین مالی، تعرفهگذاری، بیمه و مشارکت جامعه پزشکی است.
به باور متولیان این مجمع، پزشک خانواده یک پروژه کوتاهمدت یا تبلیغاتی نیست و اجرای غیراصولی آن میتواند آسیبهایی به مراتب بیشتر از اجرا نشدن آن به همراه داشته باشد.
یک هفته پیش از این نیز انجمن پزشکان عمومی ایران در نامهای به ظفرقندی، وزیر بهداشت درباره توسعه سراسری برنامه پزشک خانواده در شرایطی که مطالبات معوق پزشکان خانواده، ماماها و اعضای تیم سلامت همچنان پرداخت نشده و مشکلات مالی و اجرایی برنامه فعلی پابرجاست، هشدار داده بود.
محمدعلی همتی، معاون درمان سازمان تأمیناجتماعی هم چندی پیش در برنامه تلویزیونی کشیک سلامت، بیان کرده: احساس من این است که سرعت اجرای برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع، موجب خواهد شد نتوانیم مشکلات را احصا کنیم.
با توجه به تمامی جوانب کار، از وزیر بهداشت درخواست کردم گسترش این برنامه متوقف شود تا بتوانیم نقاط قوت و ضعف آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. بنابراین، حالا که اجرای برنامه در ۶۴ شهرستان کلید خورده، بهتر است توسعه برنامه برای ۶ ماه متوقف شود.
این بار فرق دارد
نگرانی و انتقاد از اجرای شتابزده و دستوری برنامه پزشک خانواده کلیدواژه مشترک ذینفعان جامعه پزشکی در چند دهه گذشته بوده و این نگرانی همچنان ادامه دارد، اما اینبار دستاندرکاران این طرح سعی میکنند با ارائه دلایل خود، به منتقدان بگویند شرایط امروز اجرای آن با گذشته متفاوت است.
معاون بهداشت وزیر بهداشت معتقد است شرایط فعلی جامعه برای اجرای برنامه پزشکی خانواده با دورههای گذشته تفاوت بنیادین دارد؛ امروز یک عزم و اراده ملی در کشور شکل گرفته، ضمن آنکه حمایت شخص رئیسجمهور، همراهی سازمانهای بیمهگر بهویژه بیمه سلامت و هماهنگی ارکان دولت، فرصتی کمنظیر برای اجرای این برنامه فراهم کرده است.
علیرضا رئیسی میگوید: برای اجرای این طرح حدود ۲۵ همت در نظر گرفته شده و بررسیها نشان میدهد طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع باید هرچه سریعتر در سراسر کشور اجرا شود.
برنامه پزشک خانواده در هیچ دورهای به این میزان پیشرفت نداشته، چراکه براساس الگوی علمی پیش میرویم.سید حسن امامی رضوی، عضو فرهنگستان علوم پزشکی و رئیس کمیته فرهنگسازی، اطلاعرسانی و مشارکت اجتماعی برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع هم به ایرنا اظهار میکند: این بار اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع به صورت تدریجی و با شیب آرام است؛ یعنی قرار نیست مثل دولتهای قبل، کار بر زمین بماند و با شیب تند حرکت نمیکنیم.
سهم فرهنگسازی و اطلاعرسانی در این حرکت تدریجی و با شیب آرام، در این حد است که بهتدریج، همکاری مسئولان دریافت شده و اطلاعرسانیهایی برای مردم در شهرستانهایی که برنامه اجرا میشود، انجام شود.
وی در عین حال تأکید میکند فرهنگسازی برای ارائه دهندگان خدمات سلامت بسیار مشکل است و امکان دارد مقاومتهایی وجود داشته باشد؛ زیرا پای منافع مشترک در میان است.
وزیران نقاد زیر تیغ نقد
امامی در حالی از تعارض منافع عدهای در اجرای این طرح میگوید که پیش از این نیز برخی دیگر از متولیان حوزه بهداشت و درمان به این موضوع اشاره کرده بودند.
حسین کرمانپور، از مدیران پیشین سازمان نظام پزشکی کشور در گفتوگو با تابناک مدعی شده بود پشت پرده برخی از تصمیمگیریهای حوزه سلامت، تعارض شدید منافع در وزارتخانههای مرتبط با حوزه پزشکی است.
در وزارتخانههای مرتبط با حوزه پزشکی و ادارات مرتبط مانند تأمین اجتماعی و بیمهها هیچ وقت یک پزشک عمومی در رأس امور قرار نمیگیرد.
در کشورهای توسعهیافته به نظام ارجاع اهمیت ویژهای داده میشود، در کشور ما هم چندباری قرار بود طرح ارجاع اجرایی شود، اما به خاطر تعارض شدید منافع، در هر دوره اجرای آن منتفی شده است.سوابق تحصیلی وزیران بهداشت تاحدی ادعای کرمانپور را تأیید میکند؛ وزرای پیشین بهداشت و درمان از روانپزشک، اطفال، گوش و حلق و بینی و گوارش گرفته تا داروساز و جراح عروق، چشم و قلب در چند دهه گذشته سکاندار این وزارتخانه بودهاند.
نکته قابل تأمل آنکه هر گاه دست آنها به کرسی وزارت رسیده، خود آنها دهها دلیل برای نقد گذشته تراشیدهاند.
حسن قاضیزاده هاشمی، وزیر اسبق بهداشت از موفق نشدن اجرای طرح پزشک خانواده میگفت و معتقد بود: تعجیل در اجرای این طرح از مهمترین دلایل شکست آن بود.وزیر دولتهای یازدهم و دوازدهم، هفتم شهریور ۹۴ گفته بود: طرح پزشک خانواده را با مدل عملی و نه به صورت تبلیغاتی اجرا میکنیم؛ زیرا نیاز به تدبیر، زمان و زیرساختهای لازم دارد، بنابراین تحت تأثیر فشار و تبلیغات نباید در اجرای این طرح شتاب کرد.
چند سال بعد؛ پس از آنکه سعید نمکی، کلید این وزارتخانه را از قاضیزاده تحویل گرفت، ادعا کرد: جدیترین دلیلی که موجب شد بنده مسئولیت سرپرستی وزارت بهداشت را بپذیرم، استقرار نظام ارجاع و اجرای سیستم پزشک خانواده در کشور است.
نمکی میگفت: طرح پزشک خانواده در گذشته فقط برای رفع تکلیف قانونی برنامه چهارم توسعه و به صورت شتابزده و غیرکارشناسی اجرا شد و هیچ شباهتی به پزشکی خانواده ندارد. چون پزشک نقش مُهر کردن دفترچههای بیمه و ارجاع بیماران به متخصص را بر عهده دارد و مردم در استانهای فارس و مازندران مشکلات زیادی در این زمینه دارند.
بهرام عیناللهی هم که پس از سعید نمکی از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، وزیر بهداشت دولت سیزدهم بود از طرح پزشک خانواده در دهههای قبل به عنوان طرحی ناموفق یاد کرده و گفته بود: طرح پزشک خانواده به دلیل درمانمحوری صرف نتوانست هیچیک از شاخصهای بهداشتی را ارتقا دهد و حال آنکه ما رویکرد پیشگیریمحور در تأمین سلامت خانواده را موجب سلامت جامعه میدانیم.
از کجا و از چه کسانی باید شروع کرد؟
حال که عزم و اراده دولت چهاردهم با وجود برخی مخالفتها بر اجرای این طرح قرار گرفته، پرسش این است که این مهم را باید از کجا و از چه کسانی شروع کرد؟
رئیسی، معاون وزارت بهداشت معتقد است: اگر قرار است پزشک خانواده در کشور مستقر شود، ابتدا باید آن را از مسئولان آغاز کرد، نه اینکه صرفاً مردم در روستاها و مناطق محروم مشمول محدودیتها یا الزامات نظام ارجاع باشند. زمانی میتوان از عدالت در سلامت سخن گفت که مسئولان نیز همان مسیری را طی کنند که مردم طی میکنند.مسعود پزشکیان، یکبار در روزهای نمایندگیاش در مجلس دوازدهم تعریف میکرد: نخستوزیر سوئد دچار یک بیماری شده بود که ۶ ماه در نوبت مراجعه به پزشک قرار گرفته بود و درد او بهقدری شدید شده بود که رسانهها گفته بودند نخستوزیر در آن شرایط نتوانسته به پزشک مراجعه کند، در حالی که میتوانسته در دیگر کشورها یا در بخش خصوصی و یا حتی خارج از نوبت، عمل جراحی کند اما در نوبت عمل مانده بود.
رئیس جمهور میگفت: هیچ یک از ما حاضر نیستیم در نوبت بمانیم و فقرا در کشور له میشوند در حالی که پشت تریبون میگوییم برای فقرا و محرومان کار میکنیم. اگر کار میکنیم باید در همان صفی بایستیم که فقرا و محرومان هم ایستادهاند.پزشکیان مشکل اجرا نشدن کامل طرح پزشک خانواده را تعهد ناکافی مدیران ارشد عنوان میکرد: وقتی مدیران ارشد تعهد کافی ندارند، مشخص است که با بهانههای مختلف، به دنبال اجرا نشدن این طرح هستند. وقتی بنده به عنوان نماینده حاضر به ایستادن در صف و نوبت نیستم چطور باید انتظار داشته باشیم مردم در صف و نوبت بایستند؟ به نظر میرسد این حرف، اگر شعاری، کلیشهای و تزئینی نباشد، میتواند بهترین راه برای اجرای نسخه تازه و کامل پزشک خانواده باشد؛ اینکه باید مدیرانی متعهد را برای ادامه کار انتخاب کرد؛ مدیرانی که خود را تافته جدابافته از مردم ندانند، همراه آنها در صف بایستند و چالشهای اجرای طرحی را که پشت میزها نوشته شده، ببینند و لمس کنند.




نظر شما