تحولات منطقه

اکبر عبدی، طناز ملی، بازیگر همه‌فن حریف و چهره نوستالژیک نسل‌ها در غروب دلگیر جمعه گذشته، قلبش از تپیدن ایستاد و صحنه زندگی را برای همیشه ترک کرد.

راز محبوبیت یک ابرکمدین
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

اکبر عبدی، طناز ملی، بازیگر همه‌فن حریف و چهره نوستالژیک نسل‌ها در غروب دلگیر جمعه گذشته، قلبش از تپیدن ایستاد و صحنه زندگی را برای همیشه ترک کرد.
این بازیگر سرشناس کشورمان که در ۶۶سالگی دار فانی را وداع گفت، پیکرش صبح امروز روی دستان دوستدارانش از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده خواهد شد.
او نقش‌هایی به یاد ماندنی ایفا کرده بود و سال‌ها لبخند را بر لب میلیون ها ایرانی نشاند. اکبر عبدی یکی از شگفت‌انگیزترین و پرکارترین بازیگران سینمای ایران و یکی از چهره‌های اثرگذار در دوران طلایی سینمای ایران بود. او هم با اسطوره‌هایی همچون علی حاتمی، مهرجویی و تقوایی همکاری کرده بود و هم با فیلمسازان کمتر شناخته شده و گمنام.
دستاوردهای این بازیگر چنان ارزنده بود که شاید بازی‌هایش در معدود فیلم‌های کمدی کم‌ارزشی که از سر فشار بار معیشت بوده و بابتش با افتادگی و خشوع از مردم عذرخواهی کرده بود، وزن حضور او در عرصه بازیگری را کم نکند. اکبر عبدی بخشی از حافظه جمعی مردم بود و با نقش‌آفرینی‌های ماندگارش در آثاری چون اجاره‌نشین‌ها (داریوش مهرجویی)، گراند سینما (حسن هدایت)، ای ایران (ناصر تقوایی)، دزد عروسک‌ها (محمدرضا هنرمند) و سفر جادویی (ابوالحسن داودی) به یکی از شاخص‌ترین بازیگران معاصر تبدیل شد، اما بی‌شک بازی ماندگار او در مادر (علی حاتمی) که برایش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد را به ارمغان آورد، نقطه اوج فعالیت‌ این هنرمند به شمار می‌رود.
در تاریخ سینمای ایران، کمتر بازیگری را می‌توان یافت که مانند اکبر عبدی هم در آثار کمدی و هم در نقش‌های جدی به یک اندازه اثرگذار بوده باشد. او طی بیش از چهار دهه فعالیت هنری، نه‌تنها یکی از محبوب‌ترین چهره‌های سینما و تلویزیون ایران بوده، بلکه با خلق شخصیت‌هایی متفاوت، نگاه به بازیگری کمدی را نیز تغییر داده است. عبدی از آن دسته بازیگرانی است که مخاطب او را صرفاً با خنداندن به یاد نمی‌آورد؛ بلکه توانایی‌اش در جان بخشیدن به شخصیت‌های پیچیده، از پیرزن و مرد میانسال گرفته تا نوجوان، موجب شده در زمره بازیگران صاحب‌سبک سینمای ایران قرار گیرد.
عبدی علاوه بر فعالیت‌های تلویزیونی و تئاتری، تجربه بازی در بیش از ۱۰۰فیلم سینمایی را داشت و همواره با امضای خود، به آفرینش خلاقانه و پرانرژی نقش‌ها پرداخته بود. او که کسب نشان درجه یک فرهنگ و هنر را در کارنامه دارد، در دوره هشتم جشنواره برای فیلم «مادر» و در دوره سی‌ام جشنواره برای فیلم «خوابم می‌آد» سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را بدست آورد و سه بار (در دوره یازدهم برای فیلم هنرپیشه، در دوره هفدهم برای فیلم جنگجوی پیروز و در دوره سی و یکم برای فیلم رسوایی) نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده بود. اگرچه اکبر عبدی رفته اما همچنان نام و یادش در آثاری که بازی کرده، زنده است و هیچ ‌گاه از حافظه جمعی ایرانیان پاک نخواهد شد.

بازیگری که منحصربه‌فرد بود

ابوالحسن داوودی که با دو فیلم «سفر جادویی» و «نان، عشق و موتور ۱۰۰۰» در مقام کارگردان با این بازیگر فقید همکاری داشته به خبرنگار ما می‌گوید: معمولاً قدر این شخصیت‌های منحصر به فرد را در زمان حیاتشان نمی‌دانیم و وقتی چشم از جهان می‌بندند، آه و فغان سر می‌دهیم. من از چهار دهه پیش با اکبر عبدی کار کردم و با او در ارتباط بودم، واقعاً یک شخصیت منحصر به فرد بود، یعنی همان اندازه که در بازیگری و در ارتباط با گروه و کارگردان، گاهی سرکش و نافرمان بود، در مواردی هم که گروه خوبی در اختیار داشت و با کارگردان فیلم همراه می‌شد، آثار ماندگاری خلق‌ می‌کرد، البته بازی‌های ضعیف و متوسط هم در کارنامه کاری‌اش داشت که مانع نبوغش می‌شد. گاهی قدر خودش را نمی‌دانست و کارهایی را قبول می‌کرد که چندان هم‌شأن با ظرفیت و استعدادش نبود.
او با اشاره به سابقه همکاری‌اش با اکبر عبدی یادآور می‌شود: در هر دو این فیلم‌ها، اگر اکبر نبود طبعاً این آثار در ذهن تماشاگران ماندگار نمی‌شدند. بازی عبدی در بسیاری از فیلم‌ها موجب ماندگاری آن فیلم‌ها می‌شد.
داوودی اضافه می‌کند: اکبر عبدی در بازیگری دو ویژگی متفاوت داشت؛ گاهی یک بازیگر سرکش و نافرمان می‌شد که به اختیار خودش کار می‌کرد ولی در کارهایی که دوستشان داشت، فیلم‌نامه و گروه خوبی داشت و نقش خوب و شایسته به او ارائه می‌شد، بازیگری مطیع و در اختیار کارگردان بود که کار با او را بسیار لذت‌بخش می‌کرد.
کارگردان «هزارپا» درباره ویژگی‌های ظاهری و فیزیکی این بازیگر معتقد است این ویژگی‌های ظاهری و توانایی‌اش در ارائه نقش‌های مختلف موجب می‌شد هر نقشی را بپذیرد و یکی از گریم‌خورترین چهره‌های سینمایی را داشت. ضمن اینکه به راحتی می‌توانست هر نقشی را دربیاورد، از یک کودک گرفته تا یک زن لوند یا پیرزن و پیرمردی از قومیت‌های مختلف با لهجه‌های متفاوت.
به باور او، اینکه هر نقشی را می‌توانست بازی کند سبب شد نتواند دوره‌های مختلف بازیگری‌اش را برنامه‌ریزی کند و از همان ابتدای کار، هم نقش کودک را بازی می‌کرد هم نقش پیرمرد را ولی پس از اینکه مرحله سوپراستاری را رد کرد، برای ادامه معاش و حیات هنری‌اش، مجبور بود یک سری نقش‌ها را بازی کند که در شأن او نبود.

کمدینی مثل او دیگر نمی‌آید

وحید موسائیان، کارگردان «گوشواره» که فیلمی براساس داستانی از هوشنگ مرادی کرمانی بود و اکبر عبدی در دهه ۸۰ در این فیلم بازی کرده بود به خبرنگار ما می‌گوید: سینمای ایران هر وقت آدم مهمی را از دست داد، دیگر جایگزینی برای او پیدا نشد و این جایگزین نشدن‌، سینما را به چنین وضعیتی دچار کرده است.
اکبر عبدی یک استوانه برای سینما بود، با رفتن او، حرکت سینمای کمدی کند شد و خودش هم یکی از منتقدان کمدی‌های ضعیف بود.
به باور او، بعید است دیگر کمدینی به پای موفقیت‌های عبدی در خلق تیپ‌ها و شخصیت‌های مختلف برسد و فقدانش ضربه بزرگی برای سینمای ایران است.
او درباره مسیر بازیگری اکبر عبدی می‌گوید: یکی از شانس‌های سینمای ایران در دهه ۶۰ حضور اکبر عبدی بود که از تلویزیون به سینما آمد و با کارگردان‌های بزرگی کار کرد. حتی در فیلم‌های متوسط و رو به پایینی که به اجبار بازی می‌کرد، باز هم تأثیر خودش را می‌گذاشت و آن قدر استعداد عجیبی داشت که در هر نقشی قرار می‌گرفت، دیدنی می‌شد.
موسائیان اضافه می‌کند: این اواخر به خاطر بیماری‌اش، کم‌کار شده بود و اگر می‌توانست بازی کند شاید چند فیلم خوب دیگر به تاریخ سینما در عرصه کمدی اضافه می‌شد که متأسفانه این اتفاق نیفتاد. البته اوضاع سینما هم شرایط کار خوب را برایش به وجود نیاورد چون سینما از کارگردان‌های خوب و نگاه رقابتی، تهی شده است در حالی که در دهه ۶۰ این طور نبود.
این کارگردان معتقد است سینما اهمیت و استعدادهایش را از دست داده، در حالی که حیات یک هنرمند به حضور و اثرش است و وقتی دیده نشود یا حذف شود، بیمار می‌شود. آقای عبدی در دوره‌ای، سالی چند فیلم بازی می‌کرد و وقتی به دوران پختگی‌اش رسیده بود، تعداد کارهای خوبی که به او پیشنهاد می‌شد بسیار کم بود.
به گفته موسائیان، اکبر عبدی که در جوانی، «آدم برفی» را بازی کرده بود با این تجربه و دانش، چقدر استادانه می‌توانست نقش‌های ماندگار دیگری را بازی کند، ولی وقتی چنین نقش‌هایی نبود، جایی برای عرض اندام نداشت و ما نیمی از توانایی او را در بازیگری ندیدیم.
کارگردان «گلچهره» با بیان اینکه اکبر عبدی یک مکتب و سبک خاص در بازیگری داشت اما قدرش دانسته نشد، یادآور می‌شود: من این شانس را داشتم که با آقای عبدی، یک فیلم کار کردم و حین کار می‌دیدم که چقدر بااستعداد است. فیلم «گوشواره» در شب ضبط می‌شد و او طی روز درگیر بازی در یک نمایش بود، نگران بودم که شاید شب که به ما می‌رسد توان کار نداشته باشد، اما وقتی از اتاق گریم بیرون می‌آمد، بسیار پرانرژی و متمرکز در کار بود، او واقعاً خستگی‌ناپذیر بود.

یکی از نسل عاشقان سینما کم شد

علی ملاقلی پور، کارگردان «قندون جهیزیه» که در دهه ۹۰ اکبر عبدی در این فیلم نقش‌آفرینی داشت به خبرنگار ما می‌گوید: ایشان بسیار عاشق کارش بود و جنون بازیگری داشت. او جزو نسل دوره نگاتیو بود؛ دوره‌ای که سکانس‌ها روی حلقه فیلم نقره‌ای ضبط می‌شد و هر نما، امکان چهار برداشت داشت یعنی امکان خطای بیشتر نبود. در دوره نگاتیو، نسلی تربیت شد که کمترین خطا را داشتند ولی در دوره دیجیتال و با برداشت‌های متعدد، این عشق کم شد چون سینما دیگر پدیده عجیب و غیر قابل دسترسی نبود، دوربین‌های زیاد، عشق به سینما را کم و دم‌دستی کرد.
به گفته او، بازیگرها و کارگردان‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰، عاشق سینما بودند و در دوره‌ای تربیت شدند که مثل آن‌ها کمتر پیدا می‌شود و شاید دیگر بازیگری مثل اکبر عبدی نیاید. او نقش‌های ماندگاری که در فیلم‌های «مادر» و «اجاره‌نشین‌ها» بازی کرده بود را از مردم جامعه وام گرفته و با نقش‌هایش زندگی می‌کرد، شاید الان کمتر بازیگری را ببینیم که با نقش‌هایش زندگی کند.
این فیلمساز معتقد است: متأسفانه در سال‌های اخیر، هم کارگردان‌های ما کم‌مایه شدند و هم دیگر از اکبر عبدی نقش خاصی را نخواستند بلکه به معدود نماها و لحظه‌ها اکتفا کردند، به همین دلیل شخصیت عمیقی در آثار متأخر ایشان شکل نگرفت هرچند بیماری جسمی هم در شرایط کاری‌شان بی‌تأثیر نبود.
ملاقلی‌پور با تأکید بر اینکه دیگر بازیگری مثل او نداریم که از پس نقش‌ها و ژانرهای گوناگون برآید؛ از نقش بچه گرفته تا پیرزن و از ژانر کمدی گرفته تا تراژدی، خاطرنشان می‌کند: بازی ایشان در سکانس افتتاحیه فیلم «هنرپیشه» بی‌نظیر است و در فیلم «دزد عروسک‌ها» هم نقشی تماشایی داشت. اگرچه این بازی‌ها، او را در حرفه‌اش متمایز کرد اما جزو بازیگرانی است که جوایز زیادی ندارد و در سال‌هایی که نقش‌های ماندگار بازی کرد به دلیل زد و بندهایی که در جشنواره فیلم فجر وجود داشت، جوایز را به بازیگران و فیلم‌های دیگری دادند اما واقعیت این است که نه آن فیلم‌ها ماندگار شدند و نه آن بازیگرها.
به باور وی، هر هنرمندی هم‌وزن با تلاشی که دارد محبوبیت پیدا می‌کند و اکبر عبدی هم تلاش‌های فوق‌العاده‌ای که طی سال‌ها داشت از او یک بازیگر تک و ویژه ساخت که فقدانش در سینمای ایران احساس می‌شود.

بی‌نقاب بود و مردمی

این کارگردان می‌گوید: امیدوارم نسل جدید مسیر حرفه‌ای ایشان را بررسی کنند تا منش و روش استاد در حوزه بازیگری را پی بگیرند. ایشان بسیار مردمی بود. وقتی سر صحنه با هم کار می‌کردیم اصلاً خودش را نمی‌گرفت و با همه صمیمی بود، برای همین همه او را «عمواکبر» صدا می‌کردند چون خاکی و مشتی بود. اصلاً نفاق و دورویی نداشت، بلکه خودش بود برای همین این قدر محبوب و مردمی شد. الان خیلی از آدم‌ها با نقاب‌هایشان زندگی می‌کنند ولی او خودش بود. ای کاش استادانی همچون داریوش مهرجویی و علی حاتمی در قید حیات بودند و می‌شد از آن‌ها درباره اکبر عبدی پرسید چون حظ فراوان در همکاری با اکبر عبدی را این دو بزرگوار برده بودند.
او با بیان اینکه «قندون جهیزیه» نخستین کارش بود و اکبر عبدی که در اوج شهرت بود، همکاری با یک فیلمساز جوان را پذیرفت، می‌گوید: وقتی فیلم‌نامه را خواند، دوست داشت. با هم صحبت کردیم و احساس کرد که می‌تواند با یک کارگردان جوان همکاری کند. بسیار پرانرژی بود و ایده‌های بسیار خوبی داشت، فکرش سیال بود و دوست نداشت کم بگذارد. همیشه، بیشتر از آنچه بود که انتظارش را داشتیم.این کارگردان سینما با بیان اینکه در کمدی، استاد بود و شیرین و به‌اندازه بازی می‌کرد چون در شناخت لحظه‌های کمدی متبحر بود، یادآور می‌شود: یکی از کسانی که به بازیگری سینمای ایران وزن داد، اکبر عبدی بود. هنوز هیچ بازیگری نقش یک معلول ذهنی را به زیبایی آنچه او در فیلم «مادر» بازی کرد، ایفا نکرده است.

به سکانس‌ها جان می‌داد

مهدی صباغ‌زاده، کارگردان فیلم «بدلکاران» که در دهه ۷۰ با اکبر عبدی همکاری داشت، به خبرنگار ما می‌گوید: او یکی از اعجوبه‌ها و دستاوردهای بزرگ سینمای ایران بود. بسیار بااستعداد و متمرکز در کارش بود. در هر ژانری، استاد بازیگری بود. مانند اکبر عبدی نداشتیم و نخواهیم داشت و معلوم نیست دیگر مانند او بیاید، اکبر عبدی یکی از بهترین‌ها بود که از میان ما رفت.
این فیلمساز پیشکسوت کشورمان درباره ویژگی‌های اکبر عبدی خاطرنشان می‌کند: خلاقیت‌های ویژه‌ای در کارش داشت و نبوغی را بروز می‌داد که کاملاً در راستای فیلم‌نامه و فضای صحنه بود. سعی می‌کرد به سکانس‌ها و صحنه جان بدهد و به هنرپیشه‌های اطرافشم هم کمک می‌کرد و تلاش داشت کار آن‌ها هم بهتر شود.
او با اشاره به محبوبیت اکبر عبدی یادآور می‌شود: او چنان واقعی، باورپذیر و اثرگذار بازی می‌کرد که مخاطب با نقش‌هایش ارتباط می‌گرفت و بازی‌هایش در ذهن مردم ماندگار می‌شد. به‌همین دلیل مردم قدرشناس اکبر عبدی بودند چون دوستش داشتند. کاش تا هنرمندان زنده‌اند، قدرشان را بدانیم نه اینکه وقتی از دنیا می‌روند.
به گفته صباغ‌زاده، این‌ها هنرمندانی هستند که خاک صحنه خوردند و عاشق کارشان بودند. اکبر عبدی ذاتاً هنرپیشه و هنرمند بود؛ درس این حوزه را نخوانده بود و کلاس بازیگری هم نرفته بود بلکه ذات هنرمندی داشت.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha