افزایش تنشهای نظامی میان تهران و واشنگتن، همزمان با تداوم نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز، بار دیگر احتمال ورود نیروهای زمینی آمریکا به جنگ را به یکی از مهمترین موضوعات محافل سیاسی و نظامی ایالات متحده تبدیل کرده است. با این حال، برخلاف برخی گمانهزنیها، شواهد موجود نشان میدهد حتی در داخل ساختار سیاسی و نظامی آمریکا نیز اجماع روشنی درباره امکان یا ضرورت چنین اقدامی وجود ندارد و بسیاری از ارزیابیها، این گزینه را پرهزینه، پیچیده و فاقد چشمانداز روشن توصیف میکنند.
به نوشته فارن پالیسی، هرچند دونالد ترامپ احتمال اعزام نیروهای زمینی را رد نکرده و ارتش آمریکا نیز نیروهای بیشتری از جمله یگانهای عملیات ویژه را به منطقه اعزام کرده است، اما فرماندهان پیشین ارتش، کارشناسان نظامی و اعضای کنگره نسبت به پیامدهای ورود مستقیم به خاک ایران هشدار میدهند.
قدرت هوایی؛ ابزاری با محدودیتهای آشکار
یکی از مهمترین نکات مطرحشده در فضای تصمیمگیری آمریکا، اذعان فرماندهان ارشد ارتش به محدود بودن تأثیر حملات هوایی است. ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در جلسه استماع کنگره تصریح کرد: «قدرت هوایی محدودیتهای خود را دارد.» او همچنین تأکید کرد که ارتش همواره گزینههای متعددی را طراحی میکند، اما از تأیید عملیات زمینی به عنوان گام بعدی خودداری کرد.
همین اظهارات نشان میدهد حتی با وجود برتری مطلق هوایی آمریکا، فرماندهان نظامی نسبت به توان حملات هوایی برای تحقق اهداف راهبردی تردید دارند. از سوی دیگر، بررسی گزینههای جایگزین نیز به معنای وجود راهکاری آسان برای تغییر معادلات میدان نیست؛ زیرا ورود به مرحله زمینی، ابعاد کاملاً متفاوتی از جنگ را پیش روی واشنگتن قرار میدهد.
ایران؛ جغرافیایی که اشغال آن آسان نیست
ژنرال بازنشسته «جوزف وتل»، فرمانده پیشین سنتکام، معتقد است آمریکا در حال حاضر قصد اعزام نیرو به «مرکز تهران» را ندارد و اگر هم از نیروهای زمینی استفاده شود، احتمالاً این اقدام در قالب عملیاتهای محدود علیه مراکز فرماندهی، پایگاههای پرتاب، انبارهای نظامی یا زیرساختهای مرتبط با عملیات ایران در سواحل جنوبی خواهد بود.
با این حال، وتل درباره هرگونه عملیات گسترده هشدار میدهد. به گفته او، اگر هدف، تصرف بخشهایی از سرزمین اصلی ایران در مجاورت تنگه هرمز باشد، آمریکا به دستکم ۱۰۰ هزار نیروی نظامی نیاز خواهد داشت.
او با اشاره به وسعت منطقه میگوید: «این منطقه بسیار وسیع است و باید انتظار داشته باشیم ایران مقاومت کند و برای مقابله با آن وارد عمل شود.»
هرچند وتل ارتش ایران را «ارتشی بهویژه قدرتمند» توصیف نمیکند، اما تأکید دارد که ایران توان مقاومت دارد و علاوه بر آن، محدودیتهای جغرافیایی و دشواری انتقال نیرو و تجهیزات، اجرای هرگونه عملیات گسترده را برای آمریکا بسیار پیچیده میکند؛ شرایطی که با تجربه جنگ عراق تفاوت اساسی دارد، زیرا واشنگتن این بار پایگاهی مشابه کویت برای آغاز عملیات در اختیار ندارد.
خارگ؛ هدفی جذاب اما پرهزینه
در میان سناریوهای مطرحشده، تصرف جزایر راهبردی بهویژه جزیره «خارگ» بیش از سایر گزینهها مورد بحث قرار گرفته است. «مارک کانسیان»، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، احتمال حمله زمینی به خاک اصلی ایران را «تقریباً صفر» میداند، اما تصرف جزایری مانند خارگ را از نظر نظامی امکانپذیرتر ارزیابی میکند.
با این حال، او نیز تأکید میکند چنین عملیاتی یک «نبرد بزرگ» خواهد بود. به گفته کانسیان، نیروهای آمریکایی در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران قرار خواهند گرفت و «بدون تردید» تلفات خواهند داد؛ هرچند به باور او ایران احتمالاً توان بیرون راندن نیروهای آمریکایی از جزیره را نخواهد داشت.
با وجود این، حتی درباره سودمندی چنین اقدامی نیز اجماع وجود ندارد. وتل معتقد است اگرچه خارگ برای اقتصاد ایران اهمیت بالایی دارد و کنترل آن شاید بر تهران فشار وارد کند، اما تردید دارد که این اقدام بتواند مشکل تنگه هرمز یا سایر اهداف عملیاتی آمریکا را حل کند.
هراس از «جنگ بیپایان»
شاید مهمترین مخالفت با عملیات زمینی نه از سوی تحلیلگران، بلکه از درون ساختار سیاسی آمریکا مطرح شده باشد. «تد لیو»، عضو کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان، هشدار میدهد که مسئله اصلی تصرف یک منطقه نیست، بلکه حفظ آن است.
او میگوید: «شما نمیتوانید صرفاً سرزمینی را تصرف کنید و بگویید جنگ تمام شده است. باید آن سرزمین را حفظ کنید.» به اعتقاد او، ادامه حضور نیروهای آمریکایی در ایران، این کشور را وارد «یک جنگ بیپایان دیگر» خواهد کرد.
نگرانی مشابهی در میان جمهوریخواهان نیز دیده میشود. «پت هریگان»، نماینده جمهوریخواه کنگره و نظامی سابق، ایران را «لانه زنبورِ لانه زنبورها» توصیف کرده و هشدار داده است که استقرار نیروهای آمریکایی در خاک ایران، درگیری کنونی را به جنگی فرسایشی و طولانی تبدیل خواهد کرد.
مجموع این ارزیابیها نشان میدهد اگرچه گزینه عملیات زمینی همچنان روی میز تصمیمگیران آمریکایی قرار دارد، اما حتی در نگاه بسیاری از فرماندهان، کارشناسان و سیاستمداران این کشور نیز، ورود به خاک ایران نه یک مسیر سریع برای پایان جنگ، بلکه آغاز مرحلهای پرهزینه، پیچیده و نامطمئن خواهد بود؛ مرحلهای که پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از اهداف اولیه واشنگتن گسترش یابد.





نظر شما