با نزدیک شدن به پایان رقابتهای مقدماتی، نبرد بر سر کنترل مجلس سنای آمریکا وارد مرحلهای تعیینکننده شده است. هرچند آرایش اولیه رقابتها تا حد زیادی مشخص شده، اما کاهش محبوبیت دونالد ترامپ، پیامدهای جنگ با ایران و چالشهای اقتصادی، معادلات انتخاباتی را بیش از گذشته سیال کرده است.رقابت بر سر سنا دیگر صرفاً نبردی برای تصاحب چند کرسی نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش میزان رضایت آمریکاییها از عملکرد دولت، وضعیت اقتصاد و جهتگیری سیاست خارجی ایالات متحده محسوب میشود. به همین دلیل، نتیجه انتخابات نوامبر نهتنها ترکیب مجلس سنا، بلکه دامنه اختیارات دولت ترامپ و مسیر تصمیمگیریهای سیاسی واشنگتن در دو سال آینده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
چهار کرسی؛ فاصله دموکراتها تا اکثریت
کمتر از چند هفته تا پایان انتخابات مقدماتی باقی مانده و هرچه به رقابت نهایی ماه نوامبر نزدیکتر میشویم، تصویر سنا پیچیدهتر از گذشته به نظر میرسد. اگرچه نقشه اولیه رقابتها تا حد زیادی مشخص شده، اما هنوز نمیتوان با اطمینان درباره ترکیب آینده مجلس سنا سخن گفت؛ مجلسی که در دو سال آینده میتواند مسیر قانونگذاری، بودجه، سیاست خارجی و حتی تأیید مقامهای ارشد دولت آمریکا را تعیین کند.
بر اساس بررسی NPR، دموکراتها برای بازپسگیری اکثریت سنا به چهار کرسی جدید نیاز دارند؛ هدفی که روی کاغذ دشوار اما دستیافتنی توصیف میشود. جمهوریخواهان نیز هرچند از حفظ اکثریت سخن میگویند، اما اذعان دارند که حاشیه امنیت آنان ممکن است بسیار محدود باشد.
عامل تعیینکننده این دوره، بیش از هر چیز، فضای سیاسی متفاوتی است که پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید شکل گرفته است. برخلاف انتخابات گذشته، این بار عملکرد دولت، شرایط اقتصادی و تحولات سیاست خارجی بهطور همزمان بر رفتار رأیدهندگان اثر میگذارند و همین مسئله پیشبینی نتیجه را دشوار کرده است.

سایه اقتصاد و جنگ بر آرای رأیدهندگان
بررسی رقابتهای ایالتی نشان میدهد دغدغه اصلی بسیاری از رأیدهندگان دیگر صرفاً اختلافهای ایدئولوژیک نیست. افزایش هزینههای زندگی، تورم، تعرفههای تجاری، وضعیت کشاورزان و پیامدهای جنگ با ایران، به موضوعات ثابت کارزارهای انتخاباتی تبدیل شدهاند.
در بسیاری از ایالتهای رقابتی، نامزدهای دموکرات تلاش کردهاند محور تبلیغات خود را بر مسائل معیشتی متمرکز کنند؛ از کاهش هزینه درمان گرفته تا حمایت از طبقه متوسط و کنترل قیمتها. جمهوریخواهان نیز با تأکید بر مالیات کمتر، کنترل هزینههای دولت و امنیت مرزها، همین دغدغههای اقتصادی را از زاویهای دیگر دنبال میکنند.
در این میان، جنگ با ایران نیز به یکی از متغیرهای اثرگذار فضای سیاسی تبدیل شده است. ارزیابیها نشان میدهد این جنگ، همراه با کاهش محبوبیت رئیسجمهور، بر نگاه بخشی از افکار عمومی نسبت به سیاست خارجی و هزینههای آن تأثیر گذاشته و در برخی ایالتهای رقابتی به یکی از محورهای غیرمستقیم رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده است.
همین مسئله باعث شده برخلاف دورههای گذشته، رقابت بر سر سنا تنها به عملکرد نامزدها وابسته نباشد و فضای عمومی کشور نیز نقشی تعیینکننده در سرنوشت انتخابات ایفا کند.

شکاف درون دموکراتها؛ فرصت یا تهدید؟
یکی از مهمترین ویژگیهای انتخابات امسال، رقابت فشرده میان جریانهای مختلف حزب دموکرات است. در چند ایالت، نامزدهای میانهرو با چهرههای مترقی و سوسیالیست روبهرو شدهاند؛ رقابتی که شکاف ایدئولوژیک درون حزب را بیش از گذشته آشکار کرده است.
میشیگان، مینهسوتا و چند ایالت دیگر به صحنه رویارویی دو دیدگاه متفاوت تبدیل شدهاند؛ یک سو سیاستمدارانی قرار دارند که بر حفظ مسیر سنتی حزب تأکید میکنند و در سوی دیگر، نسل جدیدی از نامزدها خواهان گسترش خدمات درمانی همگانی، اصلاحات گسترده در ساختار مهاجرت و نقش پررنگتر دولت در اقتصاد هستند.
جمهوریخواهان امیدوارند این اختلافها به سود آنان تمام شود. آنان معتقدند رأیدهندگان مستقل از برنامههایی که به گفته آنها «بار مالیاتی سنگینی» ایجاد میکند، استقبال نخواهند کرد و در نهایت به نامزدهای محافظهکار گرایش پیدا میکنند.
با این حال، دموکراتها این تنوع را نشانه پویایی حزب میدانند و معتقدند ورود چهرههای جوان و خارج از ساختار سنتی، میتواند مشارکت رأیدهندگان را افزایش دهد؛ موضوعی که در انتخاباتهای اخیر بارها به کمک این حزب آمده است.
از کارولینای شمالی تا تگزاس؛ میدانهای تعیینکننده
نقشه رقابتها نشان میدهد همه ایالتها وزن یکسانی در تعیین اکثریت سنا ندارند. کارولینای شمالی مهمترین فرصت دموکراتها برای تصاحب یک کرسی جمهوریخواهان محسوب میشود. بازنشستگی سناتور جمهوریخواه این ایالت، رقابتی کاملاً باز ایجاد کرده و نظرسنجیها تاکنون برتری نسبی نامزد دموکرات را نشان دادهاند؛ هرچند جمهوریخواهان همچنان به پایگاه سنتی رأی خود امیدوارند.
در مقابل، آلاسکا، مین، میشیگان و اوهایو به میدانهایی تبدیل شدهاند که نتیجه آنها میتواند توازن قدرت را تغییر دهد. در آلاسکا حتی همنام بودن دو نامزد، یکی از عوامل پیچیده شدن رقابت شده است؛ در حالی که در اوهایو بازگشت یک سناتور سابق، رقابت را به یکی از نزدیکترین انتخابات امسال تبدیل کرده است.
در رده بعدی، جورجیا، نیوهمپشایر و آیووا قرار دارند؛ ایالتهایی که هرچند هنوز اندکی به سود یکی از دو حزب متمایلاند، اما تغییر شرایط سیاسی میتواند نتیجه را دگرگون کند.
در تگزاس نیز اگرچه جمهوریخواهان همچنان خود را برنده نهایی میدانند، اما حضور یک نامزد دموکرات با توان بالای جذب منابع مالی و پیامهای ضدفساد، باعث شده این رقابت بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. هزینه بیش از ۱۰۰ میلیون دلاری رقابت مقدماتی این ایالت نیز نشان میدهد هر دو حزب اهمیت ویژهای برای آن قائل هستند.
سنا؛ انتخابی فراتر از یک انتخابات میاندورهای
آنچه رقابت امسال را از بسیاری از دورههای گذشته متمایز میکند، همزمانی چند بحران سیاسی و اقتصادی است. کاهش محبوبیت رئیسجمهور، فشارهای اقتصادی، پیامدهای جنگ با ایران و شکافهای درون دو حزب، فضایی ایجاد کرده که در آن پیشبینی نتیجه نهایی دشوارتر از همیشه است.
از سوی دیگر، تجربه انتخاباتهای گذشته نشان داده پیروزی در ایالتهایی که در انتخابات ریاستجمهوری به نامزد حزب مقابل رأی دادهاند، کار سادهای نیست. همین واقعیت باعث شده هر کرسی ارزش راهبردی پیدا کند و منابع مالی و تبلیغاتی دو حزب بیش از گذشته بر تعداد محدودی از ایالتهای رقابتی متمرکز شود.
در چنین شرایطی، رقابت بر سر سنا دیگر صرفاً نبردی برای تصاحب چند کرسی نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش میزان رضایت آمریکاییها از عملکرد دولت، وضعیت اقتصاد و جهتگیری سیاست خارجی ایالات متحده محسوب میشود. به همین دلیل، نتیجه انتخابات نوامبر نهتنها ترکیب مجلس سنا، بلکه دامنه اختیارات دولت ترامپ و مسیر تصمیمگیریهای سیاسی واشنگتن در دو سال آینده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.





نظر شما