تحولات منطقه

۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۲
کد مطلب: ۱۱۶۴۶۴۳

از بیشکک تا دهلی‌نو؛ روسیه، چین و ایران چه می‌سازند؟

وقتی کریدور، بانک و ارز ملی به یک پروژه ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شوند

از بیشکک تا ولادی‌وستوک و دهلی‌نو،نشانه‌های شکل‌گیری شبکه‌ای تازه از تجارت، انرژی،حمل‌ونقل و تأمین مالی در اوراسیا آشکار شده است؛شبکه‌ای که با تکیه بر ارزهای محلی،کریدورهای مستقل و نهادهای مالی جدید،وابستگی به گلوگاه‌های غربی و دلار را هدف گرفته است.

از بیشکک تا دهلی‌نو؛ روسیه، چین و ایران چه می‌سازند؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

از بیشکک تا ولادی‌وستوک و دهلی‌نو، یک ایده مشترک در حال تبدیل‌شدن به معماری اقتصادی است؛ ساخت مسیرهایی که گلوگاه‌های غرب را دور می‌زنند، تجارت را با ارزهای محلی پیش می‌برند و زیرساخت مالی مستقلی کنار جاده‌ها می‌سازند، به‌تدریج و هدفمند.

بیشکک؛ جایی که سیاست به اقتصاد متصل می‌شود

نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک را نمی‌توان صرفاً یکی دیگر از نشست‌های دیپلماتیک آسیا دانست. اهمیت آن در این است که موضع سیاسی و جهت‌گیری اقتصادی را در یک قاب قرار می‌دهد؛ مخالفت با مداخله در حاکمیت کشورها از یک سو و تلاش برای ساختن نظامی متفاوت برای تجارت از سوی دیگر.

اعضای سازمان همکاری شانگهای به اتفاق آرا جنگ آمریکا علیه ایران را محکوم کردند و همزمان از «نظام تجارت چندجانبه باز، شفاف، برابر، فراگیر و بدون تبعیض» حمایت کردند؛ نظامی مبتنی بر حقوق بین‌الملل که برای کشورهای در حال توسعه نیز «رفتار ویژه» در نظر بگیرد.

اما شاید مهم‌تر از بیانیه سیاسی، آمار و ارقامی باشد که ولادیمیر پوتین ریس جمهور روسیه ارائه کرد؛ تجارت روسیه با اعضای سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۲۵ از ۴۰۰ میلیارد دلار گذشت و سهم ارزهای ملی در مبادلات روسیه با این کشورها به بیش از ۹۸ درصد رسید.

این یعنی کاهش وابستگی به دلار دیگر فقط یک شعار سیاسی نیست؛ در بخشی از تجارت اوراسیایی، به یک واقعیت عملی تبدیل شده است.

مسئله فقط دلار نیست؛ بانک هم باید مستقل باشد

اگر تجارت قرار است از مسیرهای جدید عبور کند، پول آن نیز به زیرساخت‌های متناسب نیاز دارد. به همین دلیل، ایده تشکیل «بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای» اهمیت پیدا می‌کند.

مسعود پزشکیان رییس جمهور ایران بر ضرورت ایجاد این بانک تأکید کرده و پوتین گفته است چنین نهادی باید «تا حد امکان مستقل» از قدرت‌هایی باشد که «از ابزارهای اقتصادی به‌عنوان سلاح» استفاده می‌کنند؛ این گزاره، منطق کل پروژه را آشکار می‌کند. هدف تنها افزایش تجارت میان اعضای سازمان همکاری شانگهای نیست؛ مسئله، کاهش آسیب‌پذیری تجارت در برابر ابزارهای مالی و تحریمی غرب است.

بانک توسعه جدید بریکس نیز بخشی از همین معماری است، اما سرمایه پذیره‌نویسی‌شده آن ۵۳.۶ میلیارد دلار عنوان شده؛ رقمی که برای تأمین مالی پروژه‌های جنوب جهانی محدود ارزیابی می‌شود.

در کنار پول، انرژی نیز به این شبکه متصل شده است. راهبرد همکاری انرژی سازمان همکاری شانگهای تا سال ۲۰۳۰، پروژه‌هایی مانند خط لوله «قدرت بایکال» میان روسیه و چین از مسیر مغولستان را دربر می‌گیرد.

در واقع، آنچه در حال شکل‌گیری است یک بازار ساده نیست؛ زنجیره‌ای است که انرژی، تجارت، سرمایه و پرداخت را به هم متصل می‌کند.

ولادی‌وستوک؛ وقتی جاده به ابزار ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود

مرحله بعدی این پروژه در شرق روسیه دیده می‌شود؛ جایی که ولادی‌وستوک و توسعه خاور دور و قطب شمال به اولویت راهبردی مسکو تبدیل شده‌اند.

«کریدور حمل‌ونقل فراقطبی» قرار است شبکه‌ای متشکل از مسیر دریایی، راه‌آهن، جاده و رودخانه‌های سیبری ایجاد کند. در قلب این طرح، مسیر دریایی شمال قرار دارد؛ همان مسیری که چین آن را «جاده ابریشم قطبی» می‌نامد.

معنای این پروژه صرفاً کاهش زمان یا هزینه حمل‌ونقل نیست. مسئله مهم‌تر، تغییر جغرافیای وابستگی است. روسیه می‌خواهد جریان کالا را به سمت شرق و جنوب منحرف کند و زیرساخت‌هایی بسازد که برای فعالیت خود به مسیرهای تحت کنترل ناتو وابسته نباشند.

در جنوب نیز کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال ـ جنوب، روسیه را از طریق ایران به هند متصل می‌کند. در چنین معماری‌ای، ایران صرفاً یک نقطه عبوری نیست؛ جایگاه آن به‌عنوان مسیر جنوبی روسیه به سوی بازارهای اقیانوس هند اهمیت ژئوپلیتیکی پیدا می‌کند.

به همین دلیل، پروژه اصلی فقط «ساخت جاده» نیست. باید در کنار جاده، انرژی، ارتباطات، بنادر و در نهایت یک نظام مالی نیز ساخته شود.

دهلی‌نو؛ آزمون بزرگ‌تر از شعارهای ضد دلار

اما این پروژه یک محدودیت جدی عم دارد؛ دلار هنوز بخش بزرگی از اقتصاد جهانی را در اختیار دارد. ۵۷ درصد ذخایر ارزی جهان، ۵۴ درصد صورت‌حساب‌های صادراتی و ۸۹ درصد معاملات ارزی همچنان به دلار مربوط است.

بنابراین، سخن گفتن از پایان سلطه دلار، دست‌کم در شرایط فعلی، اغراق‌آمیز است. آنچه اهمیت دارد، نه سقوط ناگهانی دلار، بلکه ساخته‌شدن تدریجی گزینه‌های جایگزین است.

روسیه، چین و هند در حال گسترش استفاده از ارزهای ملی در تجارت خود هستند؛ سازوکارهای پرداخت منطقه‌ای در حال رشدند و بریکس نیز به سمت ایجاد یک سازوکار تسویه با ارزهای محلی حرکت می‌کند.

پیشنهاد «مایکل هادسون»اقتصاددان آمریکایی و تحلیلگر تاریخ اقتصادی و مالی درباره استفاده روسیه و چین از اعتبار برای تأمین تجارت و سرمایه‌گذاری کشورهای شریک نیز همین منطق را دنبال می‌کند: سرمایه‌گذاری، تجارت و زیرساخت مالی باید درون شبکه‌ای قرار گیرند که کمتر در معرض ابزارهای اقتصادی غرب باشد.

از این منظر، بیشکک، ولادی‌وستوک و دهلی‌نو سه نقطه جغرافیایی یک مسیر حمل‌ونقل نیستند؛ سه مرحله از یک پروژه سیاسی ـ اقتصادی‌ هستند؛ بیشکک موضع سیاسی را صورت‌بندی می‌کند، ولادی‌وستوک زیرساخت فیزیکی آن را می‌سازد و دهلی‌نو فرصتی برای هماهنگ‌کردن ابزارهای مالی بریکس فراهم می‌کند.

این پروژه هنوز با جایگزینی نظم مالی غرب فاصله دارد اما مسئله مهم‌تر این است که برای نخستین بار، اجزای یک معماری رقیب ـ از جاده و انرژی تا بانک و ارز ـ همزمان در حال کنار هم قرار گرفتند. اوراسیا هنوز به نظم جدید نرسیده است؛ اما دیگر صرفاً درباره آن حرف نمی‌زند، بلکه شروع به ساختن زیرساخت‌هایش کرده است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha