ترامپ برای ساختن یک دوگانه سیاسی، همیشه به بحرانهای بزرگ نیاز ندارد؛ یک نی کاغذی، دوش کممصرف یا خاموش شدن موتور خودرو پشت چراغ قرمز کافی است تا نارضایتی روزمره به نماد مبارزه با تغییر و دولت تبدیل شود.
از یک دکمه خودرو تا یک دعوای سیاسی
ترامپ و دولتش در ماههای اخیر نشان دادهاند که سیاست را میتوان از دل کوچکترین ناراحتیهای زندگی روزمره بیرون کشید. آخرین نمونه، فناوری خاموش و روشن شدن خودکار موتور خودروهاست؛ سیستمی که هنگام توقف پشت چراغ قرمز، موتور را خاموش و هنگام حرکت دوباره روشن میکند.
«شان دافی»، وزیر حملونقل، پس از تصمیم آژانس حفاظت از محیط زیست برای پایان دادن به برنامه اعتباری مرتبط با فناوریهای صرفهجویانه خودرو، این سیستم را «چیز اعصابخردکن مورد علاقهام» نامید و گفت: «آن دکمه روشن و خاموش، همان سیستم توقف و شروع روی خودرو را میدانید؟ من از آن متنفرم.»
«لی زلدین»، رئیس آژانس حفاظت از محیط زیست، حتی نامی سیاسیتر برای آن انتخاب کرد؛ «کلید اوباما». او مدعی شد این فناوری باعث میشود خودروها پشت چراغ قرمز «بمیرند» و باتریها را «بدون هیچ منفعت قابلتوجهی برای محیط زیست» فرسوده میکند.
اما واقعیت فنی، بسیار متفاوتتر از این روایت است. باتریهای این خودروها برای روشن شدنهای مکرر طراحی شدهاند و آزمایشها نشان دادهاند سیستم توقف و شروع، بسته به شرایط رانندگی، میتواند مصرف سوخت را حدود ۷ تا ۲۶ درصد کاهش دهد؛ یعنی کاهش همزمان مصرف سوخت، انتشار آلایندهها و هزینه رانندگی.
جنگی که مسئلهاش واقعاً فناوری نیست
با این حال، هدف این دعوا ظاهراً پیروزی بر یک فناوری خاص نیست. سیستم توقف و شروع همچنان در خودروها استفاده خواهد شد؛ همانطور که دوشهای کممصرف، نیهای کاغذی، لامپهای LED، خودروهای برقی، اجاقهای القایی، پمپهای حرارتی، توالتهای کممصرف و لوازم خانگی جدید نیز از بازار حذف نشدهاند؛ آنچه در این میان اهمیت دارد، سیاستِ حس و حال است.
روایت ترامپ ساده است؛ محصولات قدیمی خوب کار میکردند، سپس محیطزیستگرایان مشکلاتی را که وجود نداشتند، ساختند؛ بوروکراتها نیز وارد عمل شدند و آمریکاییها را مجبور کردند محصولات جدید و نامطلوب را بپذیرند. اکنون ترامپ وعده میدهد این مسیر را معکوس کند و زندگی را به گذشته بازگرداند.
مشکل این روایت آن است که فناوری قدیمی الزاماً بهتر نبود. خودروهای قدیمی ایمنی و بهرهوری پایینتری داشتند. لامپهای رشتهای بخش عمده انرژی خود را به گرما تبدیل میکردند و عمر کوتاهتری داشتند، درحالیکه LEDها برق بسیار کمتری مصرف میکنند و مدت بیشتری دوام میآورند. ماشینهای ظرفشویی و لباسشویی جدید نیز با مصرف کمتر آب و انرژی، در بسیاری موارد عملکرد بهتری دارند.
دولت بزرگنمایی میشود، ناراحتی واقعیتر از سیاست
البته فناوری جدید بینقص نیست. برخی لوازم خانگی کممصرف هزینه اولیه بیشتری دارند یا دشوارتر تعمیر میشوند. خودروهای برقی با محدودیت زیرساخت شارژ مواجهاند و نیهای کاغذی نیز واقعاً میتوانند آزاردهنده باشند. اما تبدیل این کاستیها به نشانهای از شکست سیاستهای زیستمحیطی، نیازمند بزرگنمایی نقش دولت است.
دولت اوباما برای استفاده از فناوری توقف و شروع اعتباراتی در نظر گرفت، اما خودروسازان را مجبور به نصب آن نکرد. دولت بایدن نیز دستگاههای فدرال را به کاهش پلاستیکهای یکبارمصرف تشویق کرد، اما رستورانها را مجبور نکرد استفاده از نی را متوقف کنند.
با این حال، همین جزئیات در سیاست انتخاباتی اهمیت چندانی ندارند. رأیدهندهای که از یک نی کاغذی بیکیفیت یا خاموش شدن ناگهانی موتور خودرو ناراضی است، لزوماً وارد بحث فنی درباره سیاست انرژی و محیط زیست نمیشود. سیاستمداری که بتواند این ناراحتی را به احساس بزرگتری از «از دست رفتن کنترل» پیوند بزند، روایت را در اختیار میگیرد.
میدان نارضایتی را نمیتوان به ترامپ واگذار کرد
دموکراتها در برابر این تاکتیک اغلب یا وارد جزئیات فنی میشوند یا موضوع را بیاهمیت میدانند. «الیزابت وارن» در سال ۲۰۱۹ بحث نیهای پلاستیکی را «حواسپرتی» از بحران اقلیمی خواند. اما برای رأیدهندهای که هر روز با مجموعهای از هزینهها و محدودیتهای کوچک روبهروست، همین ناراحتیها میتوانند به نشانهای از مشکلات بزرگتر تبدیل شوند.
پاسخ دموکراتها نیز میتواند از همین زندگی روزمره آغاز شود؛ کارمزد سنگین اضافهبرداشت بانکی میتواند نشانه ضعف رقابت و حمایت از مصرفکننده باشد؛ بیمار شدن پس از مصرف کاهوی آلوده میتواند به ضعف بازرسیهای ایمنی غذایی مربوط شود؛ و هزینه بالای تعمیر گوشی میتواند نشانه محدودیت شرکتهای فناوری علیه تعمیرگاههای مستقل باشد.
ناراحتیهای کوچک دلیل فروپاشی کشور نیستند. اما در سیاست، گاهی همین ناراحتیهای کوچک هستند که نشانه مشکلات بزرگتری میشوند؛ مشکلاتی که اگر نادیده گرفته شوند، از یک دکمه خودرو یا یک نی کاغذی بسیار فراتر خواهند رفت.





نظر شما