دونالد ترامپ در دومین دوره ریاستجمهوری خود تنها به تغییر سیاستها بسنده نکرده است؛ او در حال تغییر سیمای فیزیکی واشنگتن است. از سالن بزرگ کاخ سفید تا طاق عظیم کنار گورستان ملی آرلینگتون، پروژههایی در حال شکلگیری هستند که بیش از آنکه صرفاً عمرانی باشند، تلاشی برای حک کردن نام ترامپ بر حافظه پایتخت آمریکا هستند.
طاق ۲۵۰ فوتی؛ نماد یک ریاستجمهوری
نماد اصلی این پروژهها، طاق پیروزی ۲۵۰ فوتی است که قرار است در نزدیکی آرلینگتون ساخته شود. وزارت کشور آمریکا اعلام کرده عملیات حفاری آن در هفتههای آینده آغاز میشود؛ پروژهای که طبق ارزیابی سرویس پارکهای ملی، بر دهها مکان تاریخی منطقه تأثیر منفی خواهد گذاشت.
اهمیت ماجرا فقط در اندازه این سازه نیست. این طاق در محور تاریخی میان یادبود لینکلن و گورستان آرلینگتون قرار میگیرد؛ محوری که پیوندی نمادین میان آبراهام لینکلن، جنگ داخلی و فداکاری سربازان آمریکایی ایجاد کرده است. گزارش ۱۳۳ صفحهای سرویس پارکهای ملی نیز اذعان کرده که پروژه بر چشماندازها و روابط تاریخی میان مجموعهای از یادمانهای مهم واشنگتن اثر منفی خواهد گذاشت.
مسئله فقط معماری نیست؛ مسئله قدرت است
مناقشه بر سر طاق، در واقع بخشی از نبرد بزرگتری درباره حدود قدرت اجرایی ترامپ است. مخالفان، از جمله سه کهنهسرباز جنگ ویتنام و یک متخصص حفاظت تاریخی، علیه پروژه شکایت کردهاند و آن را فاقد مجوزهای قانونی لازم میدانند. حتی در شرایطی که دولت برای آغاز عملیات اعلام آمادگی کرده، پروژه هنوز با چالشهای حقوقی روبهروست. یک قاضی فدرال نیز دولت را ملزم کرده پیش از هرگونه فعالیت، دستکم ۴۸ ساعت زودتر اطلاع دهد.
این الگو با پروژههای دیگر ترامپ نیز تکرار شده است؛ ابتدا ساختن، سپس مواجه شدن با فرایندهای نظارتی و حقوقی. همین روند، پرسش بزرگتری ایجاد میکند؛ آیا رئیسجمهور میتواند از اختیارات اجرایی برای تغییر چهره پایتخت استفاده کند و سپس دولت بعدی را با میراثی پرهزینه و دشوار برای بازگرداندن شرایط مواجه سازد؟
«ترامپزدایی»؛ مأموریت احتمالی دولت بعدی
پاسخ روشن است؛ آنچه ترامپ میسازد، لزوماً دائمی نیست. همانگونه که دولت بعدی میتواند فرمانهای اجرایی را لغو و قوانین را اصلاح کند، میتواند بخشی از نمادهای فیزیکی دوران ترامپ را نیز تغییر دهد.
این ایده بسیار فراتر از تخریب یک طاق است. نهادهایی مانند آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و دفتر حمایت مالی از مصرفکنندگان که در دوران ترامپ تضعیف شدهاند، نیازمند بازسازی خواهند بود؛ وزارت دادگستری و دیگر دستگاههای دولتی نیز، از نگاه منتقدان ترامپ، باید از نفوذ سیاسی و انتصابات وفادارانه پاکسازی شوند.
در این نگاه، حذف نام ترامپ از ساختمانها، لغو برندهایی که با نام او ایجاد شدهاند و بازگرداندن نامهای رسمی جغرافیایی، بخشی از یک «ترامپزدایی» نمادین خواهد بود؛ تلاشی برای نشان دادن اینکه دوران بیقانونی و شخصمحوری پایان یافته است.
جنگ بر سر حافظه تاریخی آمریکا
اما تناقض اصلی همینجاست؛ ترامپ فقط به دنبال ساختن بنا نیست؛ او به دنبال ساختن حافظه است. سنگ و طلا برای او ابزار سیاست تاریخی هستند. همانطور که گزارشها تأکید میکنند، «میراث او قرار است در سنگ ریخته و با طلا آراسته شود.»
پروژه طاق نیز دقیقاً در همین چارچوب قرار میگیرد. ساختاری که طبق گزارش سرویس پارکهای ملی میتواند بر چشمانداز دهها مکان تاریخی اثر بگذارد، قرار است در قلب یکی از نمادینترین فضاهای عمومی آمریکا قرار گیرد.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که طاق ترامپ زیباست یا زشت، یا اینکه سالن بزرگ کاخ سفید با سلیقه چه کسی سازگار است. مسئله این است که آیا یک رئیسجمهور میتواند پایتخت کشور را به بوم شخصی میراث خود تبدیل کند؟
ترامپ ممکن است این نبرد را در دوران ریاستجمهوری خود ببرد؛ اما ماندگاری آنچه میسازد به دولتهای بعدی، قانون و افکار عمومی بستگی دارد. نابود کردن آسانتر از ساختن است؛ اما شاید دشوارترین بخش برای رئیسجمهور بعدی، نه خراب کردن بناها، بلکه بازگرداندن مرز میان قدرت دولت و جاهطلبی شخصی به جای خود باشد.





نظر شما