انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، به آزمونی برای سنجش قدرت سیاسی دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ انتخاباتی که افزایش هزینههای زندگی، نارضایتی از سیاستهای مهاجرتی و پیامدهای جنگ با ایران میتواند اکثریت جمهوریخواهان را به خطر اندازد و مسیر باقیمانده ریاستجمهوری او را تغییر دهد.
کنگره؛ میدان اصلی رویارویی با ترامپ
رقابت انتخاباتی آمریکا فراتر از جابهجایی چند کرسی، بر سر توانایی ترامپ برای پیشبرد دستور کار سیاسی و اقتصادی خود جریان دارد. جمهوریخواهان با ۲۱۸ کرسی در برابر ۲۱۴ کرسی دموکراتها، اکثریتی شکننده در مجلس نمایندگان دارند و دموکراتها برای تصاحب این مجلس به کسب چهار کرسی خالص نیاز دارند. در سنا نیز برتری ۵۳ به ۴۷ جمهوریخواهان، مسیر بازگشت دموکراتها را دشوارتر کرده است.
تصاحب حتی یکی از دو مجلس میتواند موازنه قدرت در واشنگتن را تغییر دهد. پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان، امکان نظارت گستردهتر بر دولت و آغاز تحقیقات درباره سیاستها، هزینهکردهای عمومی و اتهامهای مطرحشده علیه ترامپ و نزدیکانش را فراهم میکند. در مقابل، حفظ اکثریت جمهوریخواهان به رئیسجمهور فرصت بیشتری میدهد تا برنامه قانونگذاری خود را دنبال کند.
اقتصاد و جنگ؛ نقاط فشار جمهوریخواهان
یکی از مهمترین مسیرهای اثرگذاری جنگ بر انتخابات، هزینههای انرژی و معیشت است. افزایش قیمت سوخت، فشار بر خانوارها و بالا رفتن هزینه فعالیت اقتصادی میتواند نارضایتی از دولت را تشدید کند؛ بهویژه در شرایطی که رأیدهندگان از پیش با افزایش هزینههای زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
این پیامدها در رقابتهای محلی نیز بازتاب یافتهاند. در یکی از حوزههای رقابتی نبراسکا، افزایش هزینه سوخت مرتبط با جنگ آمریکا علیه ایران بر کشاورزان و رانندگان کامیون فشار وارد کرده است؛ گروههایی که هزینه انرژی مستقیماً بر درآمد و فعالیت روزمرهشان اثر میگذارد. در چنین شرایطی، سیاست خارجی دیگر موضوعی دور از زندگی روزمره نیست و میتواند به عاملی در تصمیم رأیدهندگان تبدیل شود.
پول و مشارکت؛ دو عامل تعیینکننده
با وجود فشارهای سیاسی و اقتصادی، شکست جمهوریخواهان قطعی نیست. هزینه تبلیغات انتخاباتی در چرخه سال ۲۰۲۶ تا ۱۲ اکتبر به رکورد ۳.۸ میلیارد دلار رسیده و ایلان ماسک نیز حدود ۳۶۶ میلیون دلار برای حمایت از جمهوریخواهان هزینه کرده است. این منابع مالی میتوانند در رقابتهای نزدیک، بهویژه در ایالتهایی مانند تگزاس، اوهایو و میشیگان، نقش مهمی ایفا کنند.
در سوی دیگر، دموکراتها نشانههایی از انگیزه بیشتر برای مشارکت نشان دادهاند. بااینحال، میزان مشارکت واقعی، کیفیت نامزدها و توانایی هر حزب در جذب رأیدهندگان مردد، ممکن است از محبوبیت ملی رئیسجمهور تعیینکنندهتر باشد. تجربه سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸ نیز نشان میدهد که انتخابات میاندورهای میتواند کنترل مجلس نمایندگان را از حزب رئیسجمهور بگیرد.
دو سال پایانی؛ تقابل یا ادامه سلطه جمهوریخواهان؟
نتیجه انتخابات، چشمانداز دو سال پایانی ریاستجمهوری ترامپ و آرایش سیاسی پیش از انتخابات ۲۰۲۸ را شکل خواهد داد. مجلس نمایندگان تحت کنترل دموکراتها میتواند تحقیقات و تقابلهای سیاسی را تشدید کند و پیشبرد برنامههای دولت را دشوار سازد؛ درحالیکه حفظ کنترل هر دو مجلس، دست جمهوریخواهان را برای پیگیری کاهش مالیاتها، افزایش هزینههای دفاعی و تغییر برنامههای حمایتی بازتر میگذارد.
انتخابات سوم نوامبر در نهایت آزمونی برای تبدیل نارضایتی عمومی به تغییر نهادی خواهد بود. دموکراتها باید ثابت کنند که میتوانند از مخالفت با ترامپ فراتر بروند و اکثریت بسازند؛ جمهوریخواهان نیز باید نشان دهند که فشار اقتصادی و پیامدهای سیاستهای دولت، حمایت انتخاباتی از رئیسجمهور را از بین نبرده است. نتیجه این رقابت، توازن قدرت در واشنگتن را تعیین خواهد کرد.




نظر شما