تهران در حالی خود را برای جنگی چندماهه آماده میکند که تهدیدهای انتخاباتی ترامپ و نتانیاهو، نه تنگه هرمز را باز کرده و نه ایران را به عقبنشینی واداشته است؛ اکنون بیاعتمادی به واشنگتن و بازدارندگی نظامی، محاسبات ایران را شکل میدهند.
انتخابات زیر سایه تهدید نظامی
تهدید به ازسرگیری جنگ با ایران، به بخشی از محاسبات انتخاباتی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است. نخستوزیر اسرائیل پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر، سرنگونی دولت ایران را هدف خود اعلام کرده و مدعی شده برای تحقق آن میداند چه باید بکند. ترامپ نیز در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۳ نوامبر، از جلوگیری از احیای توانمندیهای هستهای ایران سخن میگوید.
اما فاصله میان تهدیدهای واشنگتن و تحقق اهداف آن همچنان پابرجاست. نفت برنت در ۱۶ اکتبر به ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسید؛ در حالی که ترامپ وعده داده بود با پایان قریبالوقوع عملیات، قیمت سوخت کاهش مییابد. تنگه هرمز نیز همچنان تحت محدودیتهای ایران قرار دارد. این وضعیت نشان میدهد که فشار نظامی و وعده کاهش قیمت انرژی، هنوز نتوانستهاند تهران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کنند.
هرمز؛ اهرمی که واشنگتن را تحت فشار میگذارد
تنگه هرمز به مهمترین ابزار ایران برای تحمیل هزینه به طرف مقابل تبدیل شده است. بر اساس آمار منتشرشده در فایننشال تایمز، در دو هفته منتهی به ۱۱ اکتبر، ۲۴ کشتی هدف حمله قرار گرفتند؛ رقمی که از ۱۳ کشتی در هفتههای ابتدایی جنگ بیشتر است. دادههای شرکت کپلر نیز نشان میدهد خروج نفت از خلیج فارس از میانگین روزانه ۱۵٫۵ میلیون بشکه در سپتامبر به عبور تنها ۲٫۹ میلیون بشکه از تنگه در ۱۱ اکتبر رسیده است.
واشنگتن امیدوار است محاصره دریایی و تشدید فشار اقتصادی، ایران را به عقبنشینی وادار کند. «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، از تغییر راهبرد «فشار حداکثری» به «انزوای کامل» سخن گفته است. با این حال، پایان مهلت دوهفتهای اعلامشده برای نتیجه دادن فشار اقتصادی، بدون تغییر تعیینکننده در موضع تهران، پرسشهای اساسی درباره کارآمدی این راهبرد ایجاد کرده است. ادامه اختلال در مسیرهای انرژی میتواند هزینههای اقتصادی فشار بر ایران را به بازارهای جهانی نیز منتقل کند.
توافقی که قربانی بیاعتمادی شد
اختلاف تهران و واشنگتن تنها بر سر محتوای توافق نیست؛ دو طرف حتی درباره ترتیب اجرای تعهدات نیز اختلاف دارند. ایران خواستار پایان جنگ و محاصره دریایی، لغو تحریمهای نفتی و آزادسازی داراییهای مسدودشده پیش از ورود به مذاکرات هستهای است. در مقابل، آمریکا میخواهد پرونده هستهای همزمان با توافق بر سر بازگشایی هرمز بررسی شود.
«عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، در ۱۷ اکتبر از طرحی هفتروزه برای بازگشایی تنگه خبر داد که از طریق قطر منتقل شده بود و اجرای آن را به فراهم شدن شرایط لازم مرتبط دانست. با این حال، تجربه خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت حملات آمریکا پس از یادداشت تفاهم ژوئن در اسلامآباد، اعتماد تهران به تعهدات واشنگتن را تضعیف کرده است.
«سعید خطیبزاده»، معاون وزیر امور خارجه ایران، با اشاره به اختلاف جریانهای سیاسی در دولت آمریکا، تأکید کرده است که بخشی از واشنگتن خواهان توافق است، اما بخشی دیگر قصد اجرای آن را ندارد. در چنین شرایطی، امضای توافق بهتنهایی تضمینی برای پایان بحران نیست.
بازدارندگی نظامی و گسترش دامنه پاسخ
همزمان با بنبست دیپلماتیک، نشانههای افزایش آمادگی نظامی دو طرف آشکارتر شده است. گزارشها از بررسی استفاده آمریکا از بمب عظیم GBU-43/B-MOAB موسوم به «مادر همه بمبها»(Mother of All Bombs) علیه زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای ایران از جمله «کوه پیکاکس یا کوه کلنگ» (Pickaxe Mountain) حکایت دارند؛ هرچند مقامهای آمریکایی درباره توانایی این سلاح برای نفوذ به پوشش گرانیتی تأسیسات زیرزمینی ابراز تردید کردهاند.
تهران نیز هشدار داده است که هرگونه حمله تازه با پاسخی شدیدتر مواجه خواهد شد. «محسن رضایی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تهدید کرده است در صورت ازسرگیری درگیریهای شدید، کابلها، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی در منطقه میتوانند هدف قرار گیرند. سپاه پاسداران نیز از دستیابی ایران به تسلیحات پیشرفتهتر پس از درگیریهای اخیر خبر داده است.
تصاویر ماهوارهای از تقویت تأسیسات هستهای و مناطق مرزی، از جمله اطراف نطنز و کوه کلنگ، حکایت دارند. این تحولات نشان میدهد تهران در کنار حفظ اهرم هرمز، برای سناریوی حمله مجدد نیز آماده میشود.
بازنگری در دکترین؛ جنگی فراتر از چند هفته
خطیبزاده در جریان سفر خود به بیروت در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶، در دیدارها و نشستهایی با مقامها و چهرههای سیاسی و رسانهای لبنان، درگیری را «جنگی وجودی برای ایران» خوانده و گفته است تهران باید خود را برای بدترین سناریوها آماده کند. او همچنین از بررسی خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و بحثهای داخلی درباره بازنگری در دکترین هستهای خبر داده است؛ موضوعاتی که میتوانند پیامدهای بلندمدتی برای امنیت منطقه داشته باشند.
«علی مراد»، پژوهشگر سیاسی لبنانی، معتقد است جنگ ۱۲روزه و حمله اسرائیل نقطه عطفی در بازنگری ایران در دکترین نظامی و رویکرد دیپلماتیک این کشور بوده است. به گفته او، تجربه مذاکراتی که با حمله به ایران همراه شدهاند، احتیاط تهران را افزایش داده است.
با این همه، جنگ گسترده پیش از انتخابات آمریکا و اسرائیل قطعی نیست و برخی تحلیلگران، حملات محدودتر را محتملتر میدانند. مسئله اصلی این است که نبود قواعد روشن درگیری، خطر محاسبه اشتباه را افزایش داده است. تهران اعلام کرده دیگر خود را مقید به قواعد پیشین نمیداند و برای نبردی آماده میشود که ممکن است ماهها طول بکشد. در چنین شرایطی، تنگه هرمز نهفقط ابزار فشار اقتصادی، بلکه بخشی از معادله بازدارندگی ایران در برابر تهدیدهای تازه واشنگتن و تلآویو باقی خواهد ماند.




نظر شما