تحولات منطقه

شناخت دقیق ابعاد وجودی حضرت فاطمه زهرا(س) فراتر از یک ضرورت دینی، پاسخی روشن به نیازهای انسان امروز در بازتعریف مفاهیم بنیادینی چون «حق‌طلبی»، «کنشگری» و «عدالت‌خواهی» است. با مرور پژوهش‌های معاصر مشخص می‌شود.

فاطمه (ع) ؛ نه قدیسه‌ای دور از زمانه، نه چهره‌ای محصور در خانه
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

شناخت دقیق ابعاد وجودی حضرت فاطمه زهرا(س) فراتر از یک ضرورت دینی، پاسخی روشن به نیازهای انسان امروز در بازتعریف مفاهیم بنیادینی چون «حق‌طلبی»، «کنشگری» و «عدالت‌خواهی» است. با مرور پژوهش‌های معاصر مشخص می‌شود شرق‌شناسان و پژوهشگران خارجی و برون دینی و همچنین اسلام‌شناسان میان دو پرتگاه عمده سرگردان مانده‌اند؛ از سویی خوانش‌های سنتی و گاه ناآگاهانه‌ای که با حصر شخصیت حضرت در دایره انحصاری «زنانه» یا غرق‌شدن در جزئیات تاریخی تقلیل‌یافته، جلوه جهانی و تمدنی ایشان را به حاشیه برده‌اند و از سوی دیگر، جریان‌های شرق‌شناسی معاصر که با تکیه بر چارچوب‌های روش‌شناختی ناقص و گزینش هدفمند منابع، تصویری نادرست، گسسته و نامتوازن از حیات دخت گرامی پیامبر(س) ارائه می‌دهند.در این میان، بازخوانی بی‌طرفانه، روشمند و علمی زندگی حضرت نشان می‌دهد حیات ایشان تلفیق میان اندیشه و عمل است؛ از ساده‌زیستی معنادار، جهاد علمی، مدیریت اقتصادی هدفمند و حضور جریان‌ساز در اجتماع گرفته تا اعلام موضع سیاسی در گلوگاه‌های خطیر تاریخی. برخلاف دیدگاه اسلام‌شناسان غربی، زهرای مرضیه(س) متناسب خوانش‌های دین یهود و مسیحیت نه تنها قدیسه‌ای دور از معادلات زمانه نبودند، بلکه کانون جوشان یک منظومه فکری و اجتماعی به‌شمار می‌رفتند؛ شخصیتی که خطبه‌ها، سلوک تربیتی و مواضع صریح سیاسی و اجتماعی‌اش پس از رحلت رسول خدا(ص)، تا ابد به عنوان معیار سنجش حق‌طلبی، نفی سستی و انفعال در وظایف انسانی در مقابل حق تعالی و دفاع از بنیادهای توحید و ولایت باقی مانده است. در ادامه مروری بر این موارد داریم.

حضرت فاطمه(س) بزرگ‌تر از قفس برداشت‌های جنسیتی

یکی از چالش‌های بنیادین در پژوهش‌های معاصر شرق‌شناسانان در سراسر جهان، تحمیل نگاه‌های تک‌بعدی و قضاوت‌های فرهنگی به ساحت قدسی حضرت است. سال‌هاست در برخی تلقی‌های عمومی، مقام صدیقه طاهره(س) تنها به عنوان «اسوه بانوان» صورت‌بندی می‌شود؛ حال آنکه در نصوص کهن روایی و تعابیر ائمه معصومین(ع)، حضرت فاطمه(س) حجت الهی بر همگان و پیشوای تمام انسان‌های حقیقت‌جو، چه زن و چه مرد است. محدود کردن مقام ایشان به الگویی صرفاً جنسیتی، دستاورد فکری و معرفتی ایشان را از فضای کلان جامعه به محیطی محدود فروکاسته است. آسیب دوم در این زمینه، تحمیل هنجارهای فرهنگی اعصار بعدی بر سبک زندگی حضرت است که گاه تصویری منفعل، خاموش و بی‌ارتباط با دغدغه‌های زمانه بازتولید می‌کند. معاصرسازی سیره در گام نخست نیازمند زدودن این گردوغبارها و بازنمایی چهره‌ای است که در آن، تقوای فردی و ارتباط با خدای متعال و سرچشمه نبوت و اهل بیت(ع) سرچشمه جسارت و تکلیف‌مداری در ساحت اجتماع قرار می‌گیرد.

شرق‌شناسی معاصر؛ تقابل داده‌های تاریخی با پیش‌فرض‌های اسطوره‌ای

در بررسی آثار شرق‌شناسان غربی، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، شاهد موجی از تقلیل‌گرایی در شخصیت‌های صدر اسلام هستیم. مقاله‌ها و آثاری بی‌شمار را می‌توان نام برد که به اسم تحقیق و پژوهش در مورد دین اسلام جایگاه عظیم بزرگان دین ما را کمتر از آن چیزی که بایست نشان داده‌اند. برای نمونه در مورد حضرت صدیقه کبری(س) بررسی خوانش‌هایی چون پژوهش‌های ورنا کلم( پژوهشگر آلمانی) نشان می‌دهد این دست مطالعات، وقایع مسلم و قطعی تاریخ ازجمله مواضع مستحکم ایشان در قبال تحولات پس از رحلت رسول‌الله(ص) را از پس عینک پیش‌فرض‌های اساطیری و افسانه‌های مذهبی تفسیر می‌کنند. نقطه ضعف مفرط این متون، نبود تناسب میان گستره موضوع و دامنه منابع مورد استناد است؛ یعنی این اساتید معاصر که در حال تدریس در دانشگاه‌های اروپا هستند با نادیده‌گرفتن میراث حدیثی و تاریخی اصیل شیعه و حتی با برداشتن قسمت‌هایی که مدنظر خودشان از تاریخ است، مانند تقطیع گزارش‌های کهن اهل سنت؛ موجب شده‌اند حضرت فاطمه(س) از یک مصلح اثرگذار و رهبر جریان‌ساز اجتماعی، چهره‌ای منفعل و محصور در روایات شفاهی تصویر شود. این در حالی است که حتی اسناد متواتر تاریخی مورد اتفاق فریقین، جایگاه والای ایشان را با این عبارت پیامبر اکرم(ص) تثبیت کرده‌اند: «فاطمه پاره تن من است؛ هر کسی او را بیازارد، مرا آزرده است».

اثبات ایده ساده‌زیستی و مواسات با نفی مصرف‌گرایی در اوج بهره‌وری اقتصادی

گاهی ما فقط یک ایده را مطرح می‌کنیم و همگان در فضای فکری و اخلاقی آن را تأیید می‌کنند، اما ویژگی بزرگان در طول تاریخ تبدیل ایده به زیست و رفتار حقیقی است. ساده‌زیستی حضرت زهرا(س) یک ریاضت‌طلبی مانند آنچه در آسیای شرقی و ادیان هندی می‌بینیم نیست یا حتی از پیامد ناگزیر تنگدستی و نداشتن امکانات رفاهی در زمان خودشان نبود، بلکه راهبردی اخلاقی، تربیتی و اعتراضی علیه اشرافی‌گری نوظهور مدینه به‌شمار می‌رفت. گزارش‌های تاریخی حکایت از آن دارند که در خانه آن بانو، زندگی بر پایه کفاف و زهد بنا شده بود؛ رسول اکرم(ص) در توصیف این سبک زیستن فرمودند: «دنیا برای محمد و آل محمد نیست». با این همه، اهل بیت نبوت(ع) خصوصاً فاطمه زهرا(س) در معنای عملی تعریف زهد تلاش کردند، زیرا زهد در اسلام هرگز به معنای گوشه‌گیری از دادوستد و کار مفید نیست. پاره جگر پیامبر(ص) شخصاً به مدیریت منابع مالی خانواده، کشاورزی، پرورش نخل و رسیدگی به فقرا می‌پرداختند. اوج این سیره در وقف‌نامه‌های ثبت‌شده تاریخی و اهتمام به «حوائط سبعه»(باغ‌های هفت‌گانه) نمایان است که حضرت(س) عواید آن را در قالب وصیتی متقن، وقف نیازمندان بنی‌هاشم و مصالح جامعه اسلامی کردند. بدین‌ترتیب، زهد براساس شیوه فاطمی مظهر تولید حداکثری و مصرف در حد ضرورت برای گره‌گشایی از فرودستان است.

اهمیت پرورش اندیشه و پاسخ‌گویی به پرسش‌های زمانه در سیره دخت پیامبر(س)

عرصه دیگری از تلاش‌های صدیقه کبری(س) اهتمام به جهاد معرفتی و هدایت علمی جامعه است. مستشرقان و اساتید علوم انسانی در تفکر غربی، این بعد از زیست و سیره اهل بیت(ع) را بسیار ضعیف نشان می‌دهند، چرا که مسلمانی که به اندیشه‌ورزی و پاسخ به سؤال‌های ذهنی‌اش بپردازد هرگز دست از ایمان خود نخواهد کشید. در روایات تاریخی آمده است زنان مدینه برای حل دشوارترین مسائل فقهی، تفسیری و عقیدتی به خانه حضرت فاطمه(س) رجوع می‌کردند و بانو با طمأنینه و شرح‌صدر، مبانی الهی را برای آنان مطرح می‌کردند. این افاضه معرفت تنها به بانوان منحصر نبود؛ بر پایه گزارش‌های کهن امامیه، حضرت حتی برای اصحاب و اهل معرفت مدینه کانون هدایت فکری بودند؛ در روایتی از تربیت‌یافتگان مکتب ایشان نقل است: «از محضر فاطمه(س) دانشی آموختم که توانستم آن را به بیش از هزار نفر از اهل مدینه بیاموزم». این مرجعیت علمی نشان می‌دهد خانه حضرت، کانون پویای گفت‌وگو، پرسشگری و تبیین معارف ناب توحیدی در برابر انحراف‌های معرفتی بود.

روشن شدن علم کلامی و سیاست فاطمی در خطبه فدکیه

حضور تاریخی حضرت(س) در مسجد پیامبر(ص) و ایراد خطبه فدکیه، اوج بلوغ اندیشه اجتماعی و سیاسی اهل‌بیت(ع) است. انتخاب مسجد برای دادخواهی، ریشه در این حقیقت داشت که مسجد کانون اصلی تصمیم‌گیری، عدالت‌خواهی و قضاوت عمومی در صدر اسلام است. بانو در این خطبه با بهره‌گیری از فاخرترین صنایع ادبی، فراتر از یک دادخواهی ساده اقتصادی گام برداشتند. در پژوهش‌های معاصر پژوهشگران اگر تنها این خطبه حضرت به‌طور غیرجانبدارانه بررسی می‌شد این همه برداشت غلط از باورهای دین اسلام در میان غیرمسلمانان رواج پیدا نمی‌کرد. ایشان خطبه را با برهان‌ و استدلال در حوزه توحید، فلسفه بعثت و علل تشریع احکام آغاز کردند و سپس استناد به نص صریح آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ» را پیش کشیدند تا اثبات کنند فدک نه ملک شخصی یا غنیمت جنگی، بلکه فیء و حق الهی واگذارشده به ایشان بوده است. با این حال، خطبه به فدک ختم نشد؛ حضرت فاطمه(س) فدک را آینه تمام‌نمای انحراف از امامت و شکسته‌شدن عهد الهی قرار دادند و انفعال مهاجران و انصار را به چالش کشیدند.

انقلاب فاطمی؛ الگوی ماندگار تکلیف‌مداری در برابر انحراف تاریخی

مجموعه اقدامات آن حضرت در طول عمرش منظومه‌ای به‌هم‌پیوسته را ساخته است که در ادبیات متفکران معاصر از آن به «انقلاب فاطمی» یاد می‌شود. این کنشگری با پرهیز از جاه‌طلبی‌های حزبی یا سهم‌خواهی‌های قبیلگی، صرفاً بر پایه احساس تکلیف برای حفظ اساس اسلام پایه‌ریزی شد. مقاومت حضرت نشان داد دفاع از حقیقت و بازخواست صاحبان قدرت، وظیفه‌ای فراگیر است که در سخت‌ترین تندبادها نیز ساقط نمی‌شود. سیره زهرای مرضیه(س) این پیام جاودان را به تاریخ ابلاغ کرد که در تلاطم انحراف‌های اجتماعی و عقیدتی، خاموشی روا نیست و انسان حق‌طلب موظف است تا واپسین نفس، زبان گویای حق و مأمن حقیقت باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha