تا همین یکی دو دهه گذشته گمان میکردیم ضلع سوم مثلث تربیت، پس از خانه و مدرسه، مسجد یا در نهایت محله و گروه همسالان است؛ اما شهر مدرن و زیستبوم جدید اقتصادی، اضلاع این مثلث را در هم شکسته است. امروز با پدیدهای مواجهیم که حتی از ضلعهای اول و دوم هم گوی سبقت را ربوده و میتوان آن را «تربیت رسانهای» نامید؛ فرایندی که نتایج آن را نه در کارنامههای تحصیلی؛ بلکه به شکلی عریان و گاه خشن در کف میدان میبینیم.
تجربه ناآرامیهای سال ۱۴۰۱، یک زنگ خطر بزرگ بود؛ اما نه فقط سیاسی و امنیتی؛ بلکه زنگ خطری تربیتی و شهری. در بررسیهای میدانی و گفتوگو با بسیاری از نوجوانانی که رفتارهای هیجانی و تخریبی از خود بروز میدادند، یک ترجیعبند مشترک و دردناک وجود داشت: «تنهایی».
بسیاری از این نوجوانان اذعان میکردند در خانوادههایی زندگی میکنند که پدر و مادر، هر دو برای تأمین هزینه زندگی در کلانشهر، از صبح تا شب سر کار هستند. از طرفی پس از تعطیلی مدرسه، در فاصله میان ساعت ۱۴ تا آخر شب، نوجوان با یک حفره عمیق زمانی روبهرو است که در آپارتمانهای قوطیکبریتی و بدون حیاط، تنها با یک پنجره به بیرون پر میشود؛ فضای مجازی.
جزئیات دستگیری برخی نوجوانان در این چند روز توسط مراجع قانونی، بار دیگر ضرورت آسیبشناسی این موضوع را بیش از پیش برجسته میکند.
شواهد و پژوهشها نشان میدهد در غیابِ پدر و مادری که خسته از جنگ اقتصادی به خانه برمیگردند و نایِ گفتوگو ندارند و در غیابِ محلهای که در آن همسایهها یکدیگر را بشناسند و ناظر رفتار هم باشند، این رسانههای اجتماعی هستند که نقش والد سوم را بازی میکنند با این تفاوت که این والد جدید، الگوریتممحور است نه اخلاقمحور؛ یعنی برخلاف پدر و مادری که لزوماً مطابق با امیال فرزند عمل نمیکنند و امر و نهیهای خیرخواهانهای دارند، این والد جدید امر و نهی نمیکند و برعکس، مطابق با امیال نوجوان، خودش را سازگار میکند.
این والد جدید برخلاف والدین اصلی، منطق پاداش فوری داشته و قصد دارد هرچه نوجوان میخواهد، فوری به او تقدیم کند. نوجوان با نصایح این والد فکر میکند میتواند با برعکس کردن یک سطل آشغال، نظام قانونی یک کشور را هم واژگون کند!
افزون بر اینها این والد، نسخه خطرناک دیگری هم به نام اتاق پژواک دارد که به او میگوید: تو تنها نیستی و همه مثل تو فکر میکنند. او با گزینش صفحات مطلوب و حذف محتوای خلاف تمایل اولیه، توهم اکثریت را به نوجوان رسانهزده انتقال میدهد. وقتی با آنها صحبت میشود، اغلب میگویند فکر میکردیم همه مثل ما خواهان براندازی هستند و فقط عده اندکی مخالف نظر ما هستند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا در حقیقت این نوجوان ۱۰۰درصد مقصر است؟ به نظر میرسد در این سن، پاسخ به این پرسش منفی خواهد بود. به نظر میرسد کسی که هیچ سابقه منفی و خشونتی در زندگی ندارد، بیشتر قربانی تربیت رسانهای است تا یک مجرم ذاتی در معنای گسترده آن.
گرچه انتزاع ذهنی این نسل، معلول یک عامل نیست و از چندین ریشه شناختی، اجتماعی و فرهنگی نشأت گرفته؛ اما در این میان نقصان در کارکرد رسانههای داخلی و جدی نگرفتن صدای بخش مهمی از جامعه در فضای رسمی رسانهای، بیش از هر چیز خودنمایی میکند.
تا این دیده شدن و جدی گرفتن وجود نداشته باشد، سرفصلهای آموزشی سواد رسانه نمیتواند کمبودهای رسانهای ما را جبران کند.
۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۲:۲۷
کد مطلب: ۱۱۲۲۱۷۲
تا همین یکی دو دهه گذشته گمان میکردیم ضلع سوم مثلث تربیت، پس از خانه و مدرسه، مسجد یا در نهایت محله و گروه همسالان است؛ اما شهر مدرن و زیستبوم جدید اقتصادی، اضلاع این مثلث را در هم شکسته است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما