در پی بروز برخی اعتراضات اخیر در کشور، بار دیگر نقش و مسئولیت رسانهها در مواجهه با تحولات میدانی و اجتماعی به کانون توجه افکار عمومی بازگشته است، اما این پرسش اساسی همچنان مطرح است که رسانهها چگونه میتوانند ضمن ایفای وظیفه ذاتی خود در اطلاعرسانی و پوشش وقایع، از افتادن در دام جریانسازیهای هیجانی و دامن زدن به التهابات اجتماعی پرهیز کنند؟
مرز میان «آگاهیبخشی مسئولانه» و «بازتاب ناخواسته التهاب» مرزی باریک اما تعیینکننده است؛ مرزی که عبور ناآگاهانه از آن میتواند رسانه را از یک نهاد روشنگر به ابزاری در خدمت جنگ روانی و پروژههای بیثباتساز تبدیل کند.
در همین راستا، به سراغ سه چهره رسانهای رفته تا با طرح این موضوع به واکاوی دقیقتر مسئله بپردازیم.
رسانه در خط مقدم ثبات
ایمان شمسایی؛ رئیس مرکز ارتباطات، رسانه و امور فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با روزنامه قدس با تأکید بر ضرورت روایت بیطرفانه وقایع، تصریح میکند: در درجه نخست، وظیفه رسانه این است که مسائل را بهصورت منصفانه و دقیق روایت کند.
به گفته وی، آنچه امروز در کشور رخ داده، از جنسی متفاوت است؛ چنانکه امروز شرایط به گونهای است که هیچ کس نمیتواند اصل اعتراض مردم را نادیده بگیرد.
او با اشاره به بیثباتیهای اقتصادی و اثر مستقیم آن بر زندگی مردم میگوید: وقتی نرخ ارز بهصورت روزانه دچار نوسان میشود، کاسب و فروشنده نمیتواند برای کسبوکار خود برنامهریزی کند؛ امروز با دلار ۱۳۰ هزار تومانی کالای خود را میفروشد و فردا باید همان کالا را با دلار ۱۴۰ هزار تومانی جایگزین کند. طبیعی است که این بیثباتی، مردم را ناراحت کرده و زمینه اعتراض را فراهم کند. از همین رو، به رسمیت شناختن حق اعتراض در این شرایط، یک ضرورت است.
این کارشناس ارشد رسانه در عین حال بر ضرورت نگاه جامع به اعتراضات تأکید میکند و میافزاید: باید دید اعتراض تا چه میزان میتواند به اصلاح امور کمک کند، ذهن مسئولان را بیدار سازد و دقت در تصمیمگیریها، اظهارنظرها و اطلاعرسانی را افزایش دهد. رسانه در این مسیر نباید تکبعدی عمل کند.
رئیس مرکز ارتباطات مجلس با اشاره به عوامل بیرونی مؤثر بر شرایط اقتصادی کشور خاطرنشان میکند: همه مشکلات نه صرفاً محصول بیتدبیریهای داخلی است و نه میتوان همه چیز را به تحریم و استکبار نسبت داد. بخش قابل توجهی از وضعیت فعلی به عوامل خارجی بازمیگردد؛ تحریمهای استکباری، جنگی که پشت سر گذاشتهایم و شرایطی که همچنان در آن قرار داریم، درآمدهای کشور را کاهش داده است. این نظام تحریمی دو پیامد مهم دارد؛ نخست، مخابره ناامنی و به خطر افتادن امنیت سرمایه که موجب میشود افراد سرمایههای خود را به سمت داراییهای منقول مانند سکه، طلا و ارز سوق دهند و دوم، کاهش درآمدهای صادراتی کشور که ریشهای خارجی دارد.
شمسایی معتقد است: وظیفه رسانهها در این شرایط شفافسازی این واقعیتهاست؛ نه اینکه همه مشکلات به گردن داخل انداخته شود و نه اینکه همه مسائل صرفاً به تحریمها نسبت داده شود. این همان نگاه جامع و «جهاد تبیینی» است که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید کردهاند و باید در عرصه رسانه محقق شود.
وی با اشاره به فضای پیچیده جنگ رسانهای و شناختی امروز میگوید: رسانهها باید اخبار دقیق منتشر کنند. گاهی تب و تاب زدن خبر اول و پیشی گرفتن از دیگران سبب میشود دقت و صحت فدای سرعت شود. در دنیای امروز که هوش مصنوعی و عملیات شناختی نقش پررنگی دارند، اخبار جعلی و غیرواقعی بهراحتی تولید و منتشر میشود. نظام رسانهای دشمن از طریق موجسازی و حمله رسانهای علیه ایران عمل میکند.
رئیس مرکز ارتباطات مجلس با تأکید بر اصول حرفهای اطلاعرسانی بیان میکند: ما در شرایط جنگی قرار داریم و همان طور که در میدان نظامی آرایش لازم است، رسانه هم باید آرایش جنگی داشته باشد. رسانه یکی از ابزارهای جنگ است.
سقوط مرجعیت رسانههای داخلی در برابر روایتسازی غرب
در ادامه بررسی نقش رسانهها در مواجهه با اعتراضهای اجتماعی و جنگ روایتها، مسئله «مرجعیت خبری» بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای رسانهای کشور مطرح است؛ چالشی که به باور بسیاری از کارشناسان، زمینه اثرگذاری رسانههای خارجی و معاند بر بخشی از افکار عمومی، بهویژه نسل جوان را فراهم کرده است
سیدعبدالجواد موسوی، عضو شورای سردبیری خبر آنلاین در گفتوگو با روزنامه قدس با اشاره به افول مرجعیت رسانههای رسمی در کشور میگوید: مرجعیت خبری عملاً از رسانههای رسمی گرفته شده و بخش قابل توجهی از مردم یا به این رسانهها مراجعه نمیکنند یا اساساً اخبار منتشر شده از سوی آنها را باور ندارند، حتی آن دسته اندکی که هنوز به رسانههای رسمی اعتماد دارند نیز معمولاً جزو جریانهای التهابآفرین نیستند، اما از آنجا که رسانهها کارکرد اصلی و اصیل خود را از دست دادهاند، توان اثرگذاری جدی بر افکار عمومی را ندارند.
وی با مقایسه تأثیر رسانههای داخلی با رسانههای خارجی تصریح میکند: در مقابل، رسانههای غربی و معاند اثرگذاری به مراتب بیشتری دارند؛ مسئلهای که باید به طور جدی درباره علل آن اندیشید. او ریشه این وضعیت را در ضعف پوشش مناسب وقایع از سوی رسانههای داخلی میداند و میافزاید: یا رسانهها اساساً به پوشش برخی اتفاقات نپرداختهاند، یا اگر پرداختهاند، روایتها و داستانهایی ارائه دادهاند که مخاطب به آنها اعتماد نکرده و باور ندارد.
به گفته این فعال رسانهای، نقش رسانههای خارجی در ایران بهویژه در میان برخی اقشار و بهخصوص جوانان، پررنگتر از رسانههای داخلی است. در این شرایط رسانههای داخلی باید بتوانند خود را به مردم نزدیکتر کنند؛ حتی کوچکترین شعارهایی که در خیابانها شنیده میشود، باید جدی گرفته شده و از کنار آنها بهسادگی عبور نشود.
این کارشناس رسانه با اشاره به شیوههای اثرگذاری رسانههای غربی خاطرنشان میکند: رسانههای غربی توانستهاند بر مخاطب خود تأثیر عمیقی بگذارند و برای او یک «تاریخ ذهنی» بسازند؛ تاریخی که مخاطب آن را باور میکند و بر اساس همان باور، در کف خیابان شعار میدهد. موسوی اظهار میکند: این رسانهها با استفاده از ابزارهایی مانند فیلم، موسیقی، مستند و آنچه من از آن بهعنوان «تونل زمان» یاد میکنم، فضایی ساختهاند که در آن، ۵۰سال گذشته ایران بهعنوان یک دوران طلایی تصویر میشود.
عضو شورای سردبیری خبر آنلاین میگوید: نتیجه این روایتسازی آن است که یک نوجوان یا جوان ایرانی، ناخودآگاه خواستههای همان رسانههای غربی را در خیابانها بازتولید میکند. این در حالی است که ما متأسفانه طی نزدیک به نیم قرن، با وجود بودجههای قابل توجهی که در رسانههای داخلی و ملی هزینه شده، نتوانستهایم حتی یکهزارمِ تأثیر رسانههای خارجی را بر ذهن و رفتار جوانان و نوجوانان ایجاد کنیم.
به باور موسوی، بازسازی مرجعیت رسانهای و احیای اعتماد عمومی، نیازمند بازنگری جدی در رویکردها، شیوههای روایت و نزدیکی واقعی رسانهها به دغدغهها و مطالبات جامعه است؛ امری که بدون پذیرش ضعفها و اصلاح ساختاری در نظام رسانهای کشور، دستیافتنی نخواهد بود.
نقشآفرینی رسانه در جنگ روایتها
در شرایطی که تحولات اجتماعی و اقتصادی کشور با سرعت بالایی پیش میرود، نقش رسانهها در همراهی با افکار عمومی، تحلیل اعتراضها و نقشآفرینی در جنگ روایتها بیش از پیش اهمیت یافته است.
بهروز فرهمند، روزنامهنگار در گفتوگو با روزنامه قدس، بر ضرورت تشخیص خطوط رسانهای داخلی و خارجی و تعیین مرز دقیق میان آنها تأکید میکند.
وی با اشاره به حضور دو خط پررنگ در صحنه رسانهای امروز، میگوید: خط نخست مربوط به رسانههای اسرائیلی و غرب وابسته به صهیونیسم بینالملل است که در نهایت، تجزیه سرزمینی ایران را نشانه گرفتهاند و خط دوم، برخی رسانههای داخلی است که تمام رخدادهای اخیر را آشوب میبینند و همه آن را -به تمامی- نوعی خطدهی از خارج کشور قلمداد میکنند.
او تصریح میکند: در این میان، رسانه ملی، میهنی، مردمی و دغدغهمندِ یکپارچگی سرزمینی ایران باید فراتر از این دو نگاه عمل کرده و مرز مشخصی میان خط تلآویو و نگاه افراطی داخلی ایجاد کند.
این کارشناس رسانه با اشاره به ضرورت شکلگیری «اتاق فکر فراجناحی» در این شرایط ویژه میگوید: رسانه باید تمامی سخنان و شعارهای معترضان در کف خیابان را تحلیل کند؛ مواردی که معطوف به اقتصاد و معیشت و در انتقاد به سیاستهای اقتصادی هستند، باید در دستور کار رسانه قرار گیرد، اما رفتارهای مشکوک و خشونتآمیز مانند آتش زدن بانکها یا حمله به حافظان امنیت، باید با روشنگری و افشای پشت پرده رفتار دشمنان بداندیش مواجه شود. در این شرایط است که اعتراض مشروع به خشونت و ویرانی تبدیل نمیشود.
فرهمند همچنین بر ضرورت آگاهیبخشی به مردم از تجربههای جهانی تأکید میکند و میافزاید: رسانه باید الگوهایی از تجزیه، بحران و ناکارآمدی مانند تجربههای تاریخی بالکان، لیبی، سوریه، سودان و سومالی را برای مخاطب تشریح کند تا مردم از پیامدهای بالقوه آشوب و هدایت دشمن مطلع شوند. وی اظهار میکند: رسانه موظف است مطالبات درست را در دست بگیرد، برای آن راهکار ارائه دهد و همزمان نسبت به پیامدهای تحرکات مشکوک و خشن روشنگری کند.
وی با نگاه به آینده تصریح میکند: امیدواریم اعتراض و اغتشاش، دیر یا زود، ختم به خیر شود اما رسانه نباید واقعیتهای کشور را نادیده بگیرد بلکه باید برنامهریزی کند، با کارشناسان اقتصاد و اهل فن گفتوگو داشته باشد و مسیر حکمرانی مناسب را به مردم نشان دهد.
او همچنین بر اهمیت سیاست خارجی و دیپلماسی با همسایگان و قدرتهای نوظهور جهانی مانند چین تأکید میکند و میگوید: لازم است افراد برجسته و توانمند در حوزه ارتباطات بینالمللی مسئولیت داشته باشند تا منافع ملی و ثبات کشور تضمین شود.
بهروز فرهمند معتقد است: رسانه امروز نه صرفاً بازتابدهنده اخبار، بلکه یکی از ابزارهای اصلی حفاظت از امنیت، آرامش و آینده کشور است؛ رسانهای که باید عقلانیت، تحلیل و نگاه راهبردی را در مقابل آشوب و جنگ روایتها پیاده کند و دغدغه یکپارچگی ارضی و تمامیت سرزمینی ایران عزیزمان را داشته باشد.
خبرنگار: سیدحسین حسینی



نظر شما