برنامه گفتوگومحور «چهلتیکه» یکی از برنامههای شناخته شده شبکه نسیم است که از سال ۱۳۹۷ تاکنون در ۶ فصل تولید و پخش شده است. این برنامه با تمرکز بر خاطرات، تجربهها و مسیر حرفهای چهرههای فرهنگی و هنری، تلاش میکند نگاهی ساده و صمیمی به گذشته و تأثیر آن بر امروز داشته باشد.
سری جدید این برنامه به تهیهکنندگی و کارگردانی الهام حاتمی و با اجرای داریوش کاردان، سهشنبه تا جمعه ساعت ۲۱ از شبکه نسیم روی آنتن میرود و تاکنون میزبان هنرمندانی چون بهرام شاهمحمدلو، سوسن مقصودلو، ایرج نوذری، محمد ابهری، زهره شکوفنده، امید زندگانی و... بوده است.
«چهلتیکه» به مرور خاطرات و فعالیتهای فرهنگی و هنری میهمانانش میپردازد و در این مسیر، استفاده از آرشیو تصویر و فیلم نقش مهمی دارد. عکسها، ویدئوها و بخشهایی از آثار قدیمی، هم برای میهمان و هم برای بیننده یادآور روزهایی است که شاید سالها از آن گذشته، اما هنوز در ذهنها زنده مانده است.
نکته قابل توجه درباره این برنامه، تمرکز آن بر حس مشترک خاطره است؛ حسی که محدود به یک نسل خاص نیست. چهلتیکه با همین رویکرد ساده و بیتکلف، تلاش میکند بخشی از حافظه فرهنگی و هنری جامعه را مرور کند و آن را در قالب یک گفتوگوی تلویزیونی قابل فهم و جذاب ارائه دهد.
در ادامه، گفتوگوی اختصاصی قدس را با الهام حاتمی، کارگردان و تهیهکننده برنامه چهلتیکه میخوانید.
چرا برنامه «چهلتیکه» چند سالی روی آنتن نبود و پخش آن متوقف شد؟
من برای مدتی قصد ادامه کار را نداشتم، گاهی لازم است آدم از فعالیت حرفهای خود فاصله بگیرد و دلتنگی بد نیست. از طرف دیگر، سیاستهای سازمان نیز تا حدی تغییر کرده بود و شاید آن میزان مطالبه برای تولید برنامه وجود نداشت. مجموع این شرایط موجب شد مدتی برنامه ساخته نشود، تا اینکه دوباره شرایط به گونهای فراهم شد که تولید آن از سر گرفته شود.
شما هفت فصل از این برنامه را ساختید؛ چهلتیکه چه ویژگی خاصی دارد که به دنبال ساخت برنامه دیگری نرفتید؟
چهلتیکه برای من فقط یک برنامه نیست؛ بلکه نوعی وظیفه است. من صرفاً به آن به عنوان یک برنامهساز نگاه نمیکنم، بلکه احساس میکنم مسئولیتی بر عهده دارم.بارها پیش آمده در مراسم مختلف، مثلاً در یک اجرای تئاتر یا جای دیگر، با بازیگران پیشکسوت مواجه شدهام و آنها با گلایه گفتهاند چرا به برنامه دعوت نشدهاند یا چرا آثارشان کمتر دیده شده است. این موضوع واقعاً من را شرمنده میکند و سبب میشود احساس کنم کوتاهی کردهام. وقتی چنین مطالبهای وجود دارد، طبیعی است که انسان بخواهد این کار را انجام دهد. برای من این کار از سر عشق است و با عشق آن را میسازم.
مهمترین هدف ساخت فصل جدید چه بود؟
واقعیت این است که ما در این سالها بسیاری از عزیزان و بزرگان عرصه هنر را از دست دادهایم. برخی چهرهها هستند که از آنها مستند ساخته میشود، اما در مقابل، چهرههایی نیز وجود دارند که با وجود سالها تلاش و زحمت فراوان، مهجور ماندهاند و آن گونه که باید دیده نشدهاند. وظیفه «چهلتیکه» این است که این جواهرهای ارزشمند، هنرمندان کاربلد و شایسته را دوباره یادآوری کند، آنها را به سطح توجه بازگرداند، نامشان را به کارگردانان و تهیهکنندگان یادآوری کند و بگوید این افراد همچنان آماده کار هستند، همچنان فعالاند و میتوان روی آنها حساب کرد. واقعاً از نظر توان بدنی نیز در وضعیت بسیار خوبی قرار دارند و در کار هیچ کمبودی ندارند. منظور من افرادی حتی بالای ۷۰سال است. پیش از آنها نیز بازیگران بسیار توانمندی داریم که واقعاً جای تعجب است که چرا کار نمیکنند. همچنین کار مهم دیگری که انجام میدهیم این است که به این افراد یادآوری میکنیم چقدر برای ما ارزشمند هستند، چه خاطرات خوبی برای ما ساختهاند و چقدر دوستشان داریم.
یکی از بخشهای جذاب چهلتیکه استفاده از تصاویر آرشیوی است؛ تصاویری که گاهی خود میهمانان نیز به آنها دسترسی نداشتهاند. چطور به این منابع گسترده دسترسی پیدا میکنید؟
در این برنامه، ما بارها بر اساس منابع آرشیوی، گفتوگو با میهمان را شکل میدهیم. نگهداری آرشیو کار بسیار دشوار و ارزشمندی است و من همین جا از همکاران بخش آرشیو صمیمانه تشکر میکنم.نکته مهم این است که دسترسی به آرشیو بهتنهایی کافی نیست؛ شما باید پشتوانه پژوهشی قوی داشته باشید. بدون پژوهش، استفاده از آرشیو عملاً بیفایده است. ما با تکیه بر پژوهش، تصاویر آرشیوی را انتخاب میکنیم و بر اساس آنها یک سناریو برای هر برنامه مینویسیم. هر قسمت قصه خاص خود را دارد و برنامه بر همان اساس ساخته میشود.
معمولاً تصاویری انتخاب میکنیم که مطمئن باشیم میهمان از وجود آنها خبر ندارد یا دستکم انتظارش را نمیکشد، تا واکنشها واقعی و صادقانه باشد.
یعنی ابتدا تصاویر آرشیوی انتخاب میشوند و سپس میهمان، یا برعکس؟
ابتدا میهمان انتخاب میشود، اما پیش از دعوت رسمی، منابع آرشیوی مربوط به او تهیه میشود و بر اساس آن سناریو حضورش در برنامه نوشته میشود. مطالبی هم که میهمان در جریان برنامه اضافه میکند، بعداً در تدوین نهایی لحاظ میشود.
فکر میکنید دلیل ماندگاری و جذابیت چهلتیکه در این هفت سال همین رویکرد باشد؟
شاید؛ البته من با کارگردانان، بازیگران و تهیهکنندگان مختلفی صحبت کردهام و همه معتقدند فضای پشت صحنه با علاقه، عشق و شور همراه است و همین موضوع در خروجی کار کاملاً دیده میشود. ما برای میهمانانمان احترام زیادی قائلیم و با آنها مانند میهمانانی بسیار ویژه برخورد میکنیم.
بخشی از این ماندگاری به عشق خود من به این کار بازمیگردد و بخش مهم دیگر به انرژی خود این هنرمندان برمیگردد. آنها انرژی خاصی دارند و وقتی وارد برنامه میشوند، انگار روح تازهای به آن میدمند. بسیاری از آنها سالهاست مقابل دوربین نیامدهاند یا اجرایی نداشتهاند و همین موضوع، دلایل محکمی برای انرژی و ماندگاری برنامه است.
شما در این فصل بیشتر از گذشته میگویید؛ مخاطب چقدر با این محوریت ارتباط برقرار کرده است؟
نسلهای ۳۰ تا ۶۰ ارتباط عمیقی با خاطرات دارند و با آنها زندگی میکنند. خاطره برای انسانها نقطه اتصال و نوعی آرامش مانند بند ناف میان مادر و کودک است. من در پیامهایی که دریافت میکنم، بارها دیدهام مخاطبان از خاطرات مشترک با پدر، مادر یا خواهر و برادرشان مینویسند. هر کس گمشدهای را در چهلتیکه پیدا میکند. شعار همیشگی من این است که ما قرار نیست بگوییم گذشته کاملاً خوب بوده، بلکه میگوییم گذشته نقاط روشن و طلایی داشته که میتوان آنها را چراغ راه آینده کرد.
و این روزها بازار تاکشوها چه در تلویزیون و چه در پلتفرمها بسیار داغ است. حرف جدید چهلتیکه در این میان چیست؟
اگر دقت کنید، بسیاری از برنامهها تلاش میکنند به نوعی شبیه چهلتیکه ساخته شوند. من قصد نام بردن ندارم، اما حتی خودم گاهی برخی برنامهها را میبینم و میگویم این یک چهلتیکه دیگر است. این نشان میدهد مسیر درستی رفتهایم.
همچنین بیشتر تاکشوهای الان بر اساس افراد مشهور امروز است؛ سلبریتی امروز چیزی ندارد مگر اینکه در خاطرات گذشته ما هم وجود داشته باشد! ما به سلبریتیهای دیروز میپردازیم و مهمترین نکته این است که تمرکز اصلیمان بر مسائل انسانی و احساسی افراد است. ما اجازه نمیدهیم جمله یا نکتهای موجب آسیب دیدن میهمان شود، حتی اگر آن جمله سبب افزایش دیده شدن برنامه شود. مسیر ما، مسیری محترمانه است.
در دورهای که آقای علیمردانی مجری بودند، با هم به این توافق رسیده بودیم که هیچ حرفی زده نشود که میهمان آزرده شود. هدف ما این است که آن شب، شب جشن میهمان باشد؛ فرصتی برای دیدن کارهایش، گفتن حرفهای دلش و لذت بردن او است.
به حضور آقای علیمردانی اشاره کردید. چه شد که در این فصل، ایشان حضور ندارند؟
آقای علیمردانی همیشه دوست عزیز ما هستند و همکاری بسیار خوبی با هم داشتیم، اما به دلیل مشغلههای فراوان ایشان، امکان هماهنگی زمانی وجود نداشت. پس از صحبت با آقای کاردان و همچنین گفتوگو با آقای علیمردانی، همگی به این نتیجه رسیدیم که انتخاب درستی است. این به معنای قطع ارتباط با علیمردانی نیست؛ چهلتیکه مانند زنجیری است با حلقههای مختلف که همه به هم متصلاند. ممکن است مجری فصل بعد هم تغییر کند اما دلیل بر نادیده گرفتن و مشکل داشتن با مجری قبلی نیست.
و انتخاب آقای کاردان به عنوان یک مجری پیشکسوتتر، به دلیل سن بالاتر میهمانان این فصل بوده است؟
هدف من این بود که فضای گفتوگو به خاطرهگویی نزدیکتر شود. البته از ابتدا قرار بر تغییر مجری نبود، اما با توجه به شرایط تصمیم گرفتیم از این تغییر به بهترین شکل استفاده کنیم.
نکته جالب این است که در این سالها به سراغ پلتفرمها نرفتید و همکاری با تلویزیون را ادامه دادید. علت این تصمیم چه بوده است؟
تلویزیون منبع اصلی این خاطرات بوده است و بسیاری از این هنرمندان از تلویزیون آغاز کردهاند. چهلتیکه متعلق به تلویزیون است و اگر روزی بخواهم برای پلتفرمها کاری بسازم، قطعاً کاری متفاوت خواهد بود.
از چالشهای ساخت برنامه در تلویزیون بگویید.
واقعیت این است که چهلتیکه مخاطب وفادار خود را دارد و من از حجم پیامهایی که پس از بازگشت برنامه دریافت کردم، واقعاً شگفتزده شدم. این نشان میدهد بسیاری منتظر بازگشت برنامه بودند. چهلتیکه برنامهای با هویت مشخص است و چالش ویژهای نداشته است.
با توجه به حجم بالای خاطرات ارزشمندی که در برنامه مطرح میشود، به ویژه در این فصل، آیا قصد انتشار کتابی از این خاطرات را ندارید؟
واقعیت این است که چنین تصمیمی وجود داشته، حتی در فصلهای گذشته. اما ورود به حوزه نگارش برای ما که اهل تصویر هستیم، کمی دشوار است. اگر پیشنهاد خوبی مطرح و کار بهصورت گروهی انجام شود، حتماً این کار را انجام خواهم داد.
گفتوگوهای طولانی ما با میهمانان که بخش زیادی از آنها به دلیل محدودیت زمان پخش نمیشود، پر از ناگفتهها و خاطرات شگفتانگیز است. بسیاری از این روایتها تاکنون جایی گفته نشدهاند. انگار وقتی آدمها روی صندلی چهلتیکه قرار میگیرند شفافتر صحبت میکنند. مثلاً شما میدانستید که آقای زندگانی در دوران جوانی در ساختمان شیشهای صداوسیما کار مخابراتی انجام میداده است؟ یا اینکه میدانستید آقای عبدی سالها اعتیاد داشته و ترک کرده است؟ اما در برنامه ما این مسائل مطرح شده است. من واقعاً علاقهمندم این خاطرات ثبت و ماندگار شوند و امیدوارم با همراهی یک تیم مناسب، این اتفاق رخ دهد.




نظر شما