سینمای کودک و نوجوان ایران، همواره تشنه آثاری خلاقانه و جذاب است که بتواند همزمان خانوادهها و فرزندانشان را به سالنهای سینما بکشاند. در این میان، حسین قناعت به عنوان یکی از کارگردانان متخصص و کاربلد این حوزه، با فیلم جدید خود «دختر برقی»، بار دیگر امیدها را برای تماشای یک اثر خانوادگی شیرین و سرگرمکننده زنده کرده است. فیلمی با نامی کنجکاوبرانگیز و فهرستی از بازیگران شناختهشده یعنی امیرحسین رستمی، هنگامه حمیدزاده، شقایق دهقان، آناهیتا همتی، سیاوش چراغیپور، رامین ناصرنصیر، عباس محبوب، هیلدا کردبچه و رایان سرلک که یک کمدی- فانتزی دوستداشتنی را خلق کردهاند.
«دختر برقی» از ۲۸ آبان به پرده نقرهای سینما آمد که پیشتر نیز در جشنواره بینالمللی فیلمهای کودک و نوجوان موفق به کسب چهار پروانه زرین شد. این فیلم با سرمایهگذاری بنیاد سینمایی فارابی و محمدجواد مهدوی حاجی تولید شده است و در بخش پانورامای سیاُمین دوره جشنواره کودکان و نوجوانان اشلینگل آلمان و سومین دوره جشنواره بینالمللی کودکان بلبل هند هم به نمایش در آمده است.
یک داستان فانتزی و دگرگونکننده
خلاصه داستان رسمی فیلم بسیار کوتاه و مرموز است: «داستان زندگی دختر بچه کوچکی را روایت میکند که به شکلی اتفاقی وارد زندگی مشترک زوجی جوان میشود و همه چیز را دگرگون می کند». اما داستان این فیلم در زمان همهگیری بیماری کرونا روایت میشود و در ابتدای فیلم با پدر و دختری مواجه میشویم که پدر در حسرت یک نوه است و دخترش (راحله) چهار سال است که با پسر عموی خود در دوران نامزدی به سر میبرد. در همین حین که راحله درگیر کار و حرفهای پدرش و البته تهدیدهایی مبنی برمحرومیت از ارث است، ناگهان جعبهای بزرگ به خانه وی میآید که فرستنده ناشناسی دارد و درون جعبه یک ربات به نام هیلدا است که کالبدی کودک دارد. او اشتباهی از کارخانه به منزل راحله دایی فرستاده میشود و تقابل هیلدا با انسانها سبب میشود کارهایی انجام دهد که برای آنها برنامهریزی نشده است و با چالشهای مختلفی مواجه میشوند که در زیست راحله و همسرش نیز اتفاقهایی رخ میدهد.
دختر برقی از آن دسته فیلمهای کودک و نوجوان بود که سعی کرد خلاف جهت آب شنا کند و در عین اینکه داستانی جذاب به مخاطب نشان دهد، مدرن نیز بماند. این فیلم نه از عروسکها و المانهای نوستالژی برای جذب مخاطب الهام گرفت و نه به سراغ یک فیلمنامه ثقیل رفت؛ بلکه از یک مفهوم ترند استفاده کرد: رباتها! و حتی در ادامه داستان خود نیز گریزی به گوگل و هوش مصنوعی در قالب یک انسان زد.
سالهاست که آثار فانتزی از سینمای ایران رخت بستهاند و فقط کمدیهای بزرگسالانه و درامهای تلخ در سینما میبینیم. دختر برقی اما در چنین دورانی که مهمترین تاریخهای اکران خود را در اوضاع شلوغ و اعتراضها میگذراند، گامی رو به جلو بود. البته از این نکته هم نمیتوان غافل شد که همیشه فیلمهای خوب، قربانی شرایط، زمان و نوع اکران میشوند و این فیلم هم از آن موارد استثنا نبود به طوری که برای فیلمها در این یک هفته اخیر، حتی یک سانس اکران هم پر نمیشود و بیشترین تعداد تماشاچیان شاید در حد ۲۰ نفر آن هم در سانسهای شب باشد.
تابوشکنی یک قهرمان
قهرمان این فیلم یعنی هیلدا، یک دختر است. حسین قناعت تصمیم گرفته تابوشکنی کند و دل به دل مخاطبان دختر فیلمهای خود بدهد. اینکه کودکان در حین دیدن فیلم بدانند قهرمانها همیشه پسران و مردان نیستند و اتفاقاً دختران هم میتوانند در این زمینه پیشتاز باشند و حتی بدانند که قهرمان جنسیت ندارد.
کارگردان بر مسئله خانواده تأکید بسیار دارد که در هر سن و سالی، خانواده است که میماند و همیشه در هر مشکل و چالشی پشت هم هستند.
حضور این ربات در فیلم بهانهای برای برقراری ارتباط میان دنیای مدرن و مفاهیم تربیتی مانند محبت، همدلی و مسئولیتپذیری به شکلی ملموس برای کودک و نوجوان شده است و سعی داشته در قالب مسائلی ساده که از جنس همین زندگی عادی است، احترام، ادب، درس خواندن، دروغ نگفتن و... را با نگاهی غیرمستقیم بیاموزد. البته دختر برقی یک فیلم بینقص نیست. برای مثال فیلمنامه و پایانبندی میتوانست بسیار بهتر باشد. این اثر نیز همان نقطه ضعفی را دارد که در اکثر آثار کودک و نوجوان امروز میتوان دید: نداشتن منطق! بارها تأکید شده کودکان و نوجوانان به مراتب کنجکاوتر هستند و بیشتر از یک بزرگسال به دنبال چرایی و چیستی اتفاقها هستند. بنابراین دلایل قانعکننده و پایان منطقی از ارکان اصلی این نوع آثار میتواند باشد.
مردی که زبان کودکان را میفهمد
وقتی نام حسین قناعت به عنوان نویسنده، کارگردان و تهیهکننده یک فیلم میآید، مخاطبان سینمای کودک و نوجوان با اطمینان خاطر بیشتری به تماشای آن مینشینند. قناعت کارنامهای پربار از ساخت فیلمهای موفق در این ژانر دارد. آثاری مانند «تپلی و من»، «دزد و پری» و «قهرمانان کوچک» نشان دادهاند که او به خوبی فرمول ساخت یک اثر سرگرمکننده، آموزنده و استاندارد برای خانوادهها را میداند. ویژگی اصلی آثار قناعت، پرهیز از شعارزدگی و روایت داستان در دنیایی فانتزی و رنگارنگ است که برای کودکان جذابیت بصری دارد و همزمان، پیامهای اخلاقی مثبتی را به شکلی غیرمستقیم به آنها منتقل میکند. حضور او در رأس پروژه «دختر برقی» این تضمین را میدهد که با یک فیلم خوشساخت و محترم روبهرو هستیم.
کودکان و نوجوانان آینده یک کشور را رقم میزنند و مسئلهای که برای آنها باید به آن توجه کرد، آموزش است. آموزش میتواند در قالب دروس مدرسه، کتابهای متفرقه و حتی فیلم و سریال باشد. اگرچه انیمیشنها میتوانند تأثیرات بسیار خوبی بر این گروه سنی بگذارند، اما فیلم کودک و نوجوان جایگاه خودش را دارد که قناعت نیز به خوبی از پس این مسئله بر آمده است.یکی از برگهای برنده اصلی «دختر برقی»، تیم بازیگری پرستاره و هماهنگ آن است که ترکیبی از بازیگران کمدی و درام را گرد هم آورده است. امیرحسین رستمی و هنگامه حمیدزاده نقش زوج محوری داستان را ایفا میکنند. امیرحسین رستمی که از شناختهشدگان ژانر طنز است و بازی او نیز بارها و بارها چه در سینما و چه در تلویزیون ثابت شده است اینبار با طنز آرام و ذاتی خود، بهترین انتخاب برای نقش مردی است که زندگی مرتبش توسط یک نیروی غیرقابل کنترل (دختر برقی) به هم میریزد. در مقابل، هنگامه حمیدزاده که بیشتر در نقشهای جدی دیده شده، وزنه درام و احساسی این زوج را متعادل میکند.
و اما ستاره اصلی فیلم، رایان سرلک، بازیگر کودک بااستعدادی که پیش از این در سریال زیرخاکی به شهرت رسیده بود و بعدها نیز در فیلمها و سریالهای مختلف و حتی تئاترهای موفق و بزرگ مانند الیورتوئیست هم درخشید، در این فیلم نقشی کلیدی را ایفا کرد که باز هم نشان داد آیندهای درخشان را پیش رو دارد. انتخاب این گروه بازیگران موجب شده فیلم بتواند هم جذابیت کودکانه داشته باشد و هم ارتباط مناسبی با تماشاگران بزرگسال برقرار کند. حضور بازیگران نوجوان نیز فضای طبیعیتری برای روایت مدرسه، خانواده و ماجراهای روزمره ایجاد کرده و به باورپذیری داستان کمک کرده است. این فیلم با ترکیب برنده خود و فیلمنامهای قابل قبول میتواند پیشنهاد خوبی باشد برای خانوادههایی که دنبال فیلمی با فضای کودکانه، آموزنده و در عین حال سرگرمکننده هستند.




نظر شما