وقتی یک مقام ارشد آمریکایی، بیپرده و بدون تعارف، از «آشوبسازی اقتصادی» بهعنوان ابزار رسمی سیاست خارجی واشنگتن علیه ملت ایران سخن میگوید، دیگر جایی برای تردید در ماهیت تحریمها باقی نمیماند. اظهارات صریح «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا که اذعان میکند ایالات متحده «بدون شلیک حتی یک گلوله» و صرفاً از مسیر فشار حداکثری و تحریم، تلاش کرده مردم ایران را به خیابانها بکشاند، در واقع اعترافی آشکار به جنگ تمامعیار اقتصادی علیه یک ملت مستقل است؛ جنگی که هدف آن نه تغییر رفتار دولتها، بلکه فرسایش اجتماعی، تحریک نارضایتی و طراحی آشوب از درون است.
واقعیت آن است که هدف اصلی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، نه مذاکره است و نه حلوفصل اختلافات، بلکه پروژهای چندلایه برای تضعیف درونی کشور از مسیر فشار اقتصادی و ایجاد شکافهای اجتماعی است. راهبردی که بر اساس آن، جامعه ایران باید بهواسطه تحریمها، گرانیها و فشار معیشتی دچار چندقطبیسازی شده و زمینه برای آشوب و بیثباتی فراهم شود. حوادث تلخ اخیر در برخی نقاط کشور، اگرچه با هوشیاری و درایت مسئولان جمهوری اسلامی و همراهی مردم بهسرعت مهار شد، اما ریشههای آن را باید در همین طراحی مشترک آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای اروپایی جستوجو کرد.
این جبهه تلاش داشت با سوءاستفاده از مسائل اقتصادی و به بهانه معیشت مردم، جمهوری اسلامی ایران را وارد یک چالش جدی و حتی پروژه سرنگونی کند. اما آنچه این سناریو را ناکام گذاشت، آگاهی ملت ایران و تشخیص مرز میان مطالبهگری مشروع و اغتشاش هدایتشده بود. عقبنشینی جریانهای آشوبطلب نشان داد جامعه ایرانی برخلاف محاسبات اتاقهای فکر غربی، هنوز از سرمایه اجتماعی و هوشمندی سیاسی بالایی برخوردار است.
در این میان، باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ آمریکاییها پس از تجربه یک شکست سنگین در حوزه نظامی، عملاً به این جمعبندی رسیدهاند که گزینه جنگ مستقیم کارآمد نیست. جنگ ۱۲روزه آمریکایی- صهیونیستی، که با ناکامی و شکست برای واشنگتن و تلآویو همراه بود، نشان داد هزینههای تقابل نظامی با محور مقاومت، فراتر از توان تحمل آنهاست. از همین رو، تمرکز اصلی آنها بار دیگر به سمت فشارهای اقتصادی، تحریمهای ظالمانه و جنگ ترکیبی سوق پیدا کرده است؛ جنگی که هدف آن فروپاشی از درون است، نه رویارویی آشکار.
همزمان با این تحرکات، اظهارات اخیر دونالد ترامپ نیز معنا و پیام مشخصی دارد. او با ادبیاتی کودکانه و در عین حال تحریکآمیز، ایران را به «ترور» متهم میکند و تلاش دارد فضای افکار عمومی را علیه جمهوری اسلامی ملتهب کند. این همزمانی میان مواضع ترامپ و برخی اظهارات مقامات آمریکایی، بیش از هر چیز از آغاز یک جریانسازی جدید علیه ایران حکایت دارد؛ جریانی که هدف آن، وارونهنمایی واقعیتهاست.
تناقض آشکار ماجرا آنجاست که دونالد ترامپ، خود بهعنوان رهبر عملیاتی بزرگترین مجموعههای تروریستی دولتی شناخته میشود. نیروهای موسوم به دلتافورس که مستقیماً از رئیسجمهور آمریکا دستور میگیرند، در پروندههایی مانند ربایش رئیسجمهور ونزوئلا، ترور سردار شهید حاجقاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و عملیاتهای بیثباتساز در لیبی، سوریه و عراق نقش مستقیم داشتهاند. با این سابقه، متهم کردن ایران به تروریسم، نه از موضع حق، بلکه تلاشی مذبوحانه برای تطهیر چهره یک نظام تروریستپرور است.
ایران برخلاف تصویرسازیهای دروغین واشنگتن، قربانی تروریسم بینالمللی است و آنچه امروز از سوی ترامپ و همپیمانانش دنبال میشود، فرار رو به جلو و انحراف افکار عمومی جهان اسلام از این واقعیت است که آمریکا، خود در رأس هرم تروریسم دولتی قرار دارد.
۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۹
کد مطلب: ۱۱۲۵۴۰۰
وقتی یک مقام ارشد آمریکایی، بیپرده و بدون تعارف، از «آشوبسازی اقتصادی» بهعنوان ابزار رسمی سیاست خارجی واشنگتن علیه ملت ایران سخن میگوید، دیگر جایی برای تردید در ماهیت تحریمها باقی نمیماند.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما