برخی نامها در تاریخ، بیش از یک هویت، یک پاسخ هستند. پاسخ به اضطرابها، تنهاییها و درماندگیهای بشر. نامهایی که شنیدنشان، حس غریب پناهبردن را در جان آدمی زنده میکند. «حسین» از این جنس نامهاست؛ نه فقط برای آنکه خونش ضامن بقای آزادگی شد، بلکه چون حیاتش، خود یک مکتب کامل پناهبخشی بود. او به ما آموخت انسانیت، در فاصله میان مرهم گذاشتن بر زخم یک یتیم در تاریکی شب و فریاد کشیدن بر سر یک حاکم غافل در روشنایی روز تعریف میشود. خدمت در منطق او، یک تراکنش مالی یا رفع نیاز لحظهای نبود؛ بلکه فرایند بازگرداندن کرامت به انسانی بود که زیر بار مشکلات، قامتش خم شده بود.
اکنون که در آستانه سوم شعبان، در طلیعه میلاد آن پناهگاه امن ایستادهایم، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی این مکتب هستیم. چگونه میتوان در دنیای پیچیده امروز، چون او خادم بود؟ مرز میان ترحم و تکریم در کمکرسانی کجاست و یک جامعه چگونه میتواند فرهنگ خدمت حسینی را در ساختارهای مدیریتی و روابط انسانی خود نهادینه کند؟ برای گشودن این باب و یافتن پاسخهایی کاربردی، با حجتالاسلام حسین شهامت، استاد سطوح عالی حوزه علمیه به گفتوگو نشستهایم.
نعمت نیاز؛ فرصت خدمت
حجتالاسلام شهامت با تأکید بر اینکه بهترین راه برای بزرگداشت میلاد امام حسین(ع) فهم عمیق سیره ایشان است، نقطه عزیمت برای درک این مکتب را تشریح میکند و میگوید: یکی از اصیلترین و بنیادینترین آموزههای قرآن و اهل بیت(ع)، خدمت به مردم و نیازمندان جامعه است. از دیدگاه مکتب عبادی-سیاسی اهلبیت(ع)، خدمتگزاری به اقشار جامعه، حد و مرزی نمیشناسد و یک دینباور حقیقی در تمام شئون زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش میکوشد باری را از دوش دیگران بردارد. امام حسین(ع) که خود تجسم این آموزه بود، با تأکید بر این باور وحیانی، در روایتی که در کتاب «مستدرک الوسائل» (جلد ۱۲، صفحه ۳۶۹) ثبت شده است، میفرماید: «بدانید نیازمندیهای مردم از نعمتهای الهی است. پس نعمتها را افسرده نسازید که این وظیفه خدمترسانی به دیگران محول خواهد شد». این نگاه یک قانون معنوی است. بزرگ رهبر جهان اسلام، حضرت خاتمالانبیا(ص) نیز در پیامی نورانی که در کتاب شریف «اصول کافی» (باب خدمت به مؤمن، حدیث۱) آمده، چنین رهنمود میدهد: «هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند، خداوند متعال به تعداد آنان، خدمتگزارانی را در بهشت به او عطا خواهد کرد».
وی اضافه میکند: یکی از مهمترین آرزوها و درخواستهای ائمه اطهار(ع) از خداوند متعال، توفیق خدمتگزاری به مردم بوده است. آنان این خواسته ارزشمند را در قالب دعاها و سخنان گهربارشان ابراز میکردند. به عنوان نمونه، امام سجاد(ع) در دعای بیستم صحیفه سجادیه، مشهور به دعای مکارم الاخلاق، با پروردگار متعال چنین نجوا میفرماید: «وَأَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَی یَدِیَ الْخَیْرَ وَلَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ؛ خداوندا! انجام کارهای خیر را برای مردم، به دست من اجرا کن و خدمات نیکم را با منتگذاری ضایع مگردان». اهمیت این موضوع به حدی است که در منابع حدیثی و فقهی، بخشهای مستقلی با عناوینی چون قضاء حاجة المؤمن، خدمه المؤمن، الاهتمام بامور المسلمین و الطاف المؤمن و اکرامه به آن اختصاص یافته است. در این روایات، علاوه بر پاداشهای اخروی، به نتایج ملموس و دنیوی این خُلق خداپسندانه نیز اشاره شده است.
پیش از نان، کرامت ببخشیم
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه ادامه میدهد: حضرت سیدالشهدا(ع) خود در این زمینه یک نوید بسیار کاربردی و امیدبخش به خدمتگزاران راستین مردم میدهد. براساس روایتی در کتاب «کشف الغمة» (جلد ۲، صفحه ۲۹) ایشان میفرماید: «مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ؛ هر کس اندوهی را از دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصههای دنیا و آخرت او را از میان برمیدارد». این یک معادله روشن است: گرهگشایی از کار دیگران، به گشایش در کار خود انسان منجر میشود. بنابراین خدمترسانی در جامعه اسلامی، بهویژه از سوی کارگزاران، مسئولان و صاحبان قدرت و ثروت، امری حیاتی و ضروری است. امام حسین(ع) خود نمونه کامل این مکتب بود؛ او نه تنها گرهی از زندگی گرفتاران باز میکرد، بلکه چگونگی خدمت کردن را عملاً به جهانیان آموزش میداد.
اما در سیره امام حسین(ع) مهمترین اصلی که در این زمینه باید رعایت شود و شاید امروز بیش از همیشه به آن نیازمندیم، چیست؟ استاد شهامت پاسخ میدهد: در سیره امام حسین(ع) نکات ظریفی وجود دارد که بصیرت عمیقی به خادمان دلسوز میبخشد. مهمترین اصل، حفظ کرامت و آبروی افراد است. اگر در ضمن کمکرسانی، به عزت نفس و شخصیت افراد بیتوجهی شود، نه تنها آن عمل نتیجه مثبتی ندارد، بلکه میتواند به انزجار و نفرت بینجامد. سیدالشهدا(ع) به این نکته لطیف توجهی بینظیر داشت. در کتاب ارزشمند تحفالعقول، صفحه ۲۴۷ داستانی تکاندهنده نقل شده است: روزی مردی از انصار برای حل مشکلش نزد امام آمد. پیش از آنکه سخنی بگوید، امام(ع) از چهرهاش رنج او را دریافت و فرمود: «ای برادر، خواستهات را شفاهی مطرح نکن. آن را در کاغذی بنویس تا با انجام دادنش، آبرویت حفظ شود و موجبات خوشحالیات را فراهم آورم». او نوشت ۵۰۰ دینار بدهکار است. امام(ع) به منزل رفت و کیسهای حاوی هزار دینار آورد و فرمود: «۵۰۰ دینار برای پرداخت بدهیات و ۵۰۰ دینار برای سامان دادن به زندگیات». سپس این درس بزرگ را به او داد: «مشکل خود را جز برای سه فرد اظهار نکن: دیندار، جوانمرد و اصیلزاده، زیرا دیندار برای حفظ دینش کمکت میکند، جوانمرد از مردانگیاش حیا میکند و فرد اصیل میداند تو با زحمت آبرویت را نزد او آوردهای، پس آبرو و شخصیت تو را حفظ میکند».
مرهمی به نام اخلاق خوش
حجتالاسلام شهامت میافزاید: این رویکرد در تمام زندگی امام حسین(ع) جاری بود. در روایتی دیگر که در بحارالانوار، جلد۴۴، صفحه ۱۹۱ آمده، مردی بینوا به مدینه آمد و سراغ بخشندهترین فرد را گرفت. او را به سوی امام حسین(ع) راهنمایی کردند. مرد، امام را در حال نماز یافت و با خواندن چند بیت شعر، نیاز خود را مطرح کرد. امام(ع) پس از نماز، تمام ۴هزار دیناری که در منزل داشت را در ردای خود پیچید و برای آنکه چشمش به چشم مرد نیازمند نیفتد و او شرمنده نشود، از لای در به او داد و خود نیز با ابیاتی از او عذرخواهی کرد که داراییاش اندک است! آن مرد گریست. امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز! بلکه میاندیشم این دستان پرمهر چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد». این اوج کرامت در بخشندگی است.
گاهی امکان کمک مادی برای افراد وجود ندارد. در این شرایط، سیره اهلبیت(ع) چه راهکاری را پیش روی ما قرار میدهد؟
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه توضیح میدهد: این نکته بسیار مهمی است. خدمت فقط مالی نیست. اگر انسان توانایی برآوردن نیاز مادی کسی را ندارد، باید با زبان خوش و رفتاری دلنشین، او را تسلی دهد. رسول گرامی اسلام(ص) مطابق روایتی در کتاب الاختصاص، صفحه ۲۲۵ میفرماید: «شما هرگز نمیتوانید همه مردم را با بذل مال راضی کنید، ولی با اخلاق خوشتان آنان را خشنود کنید». امام حسین(ع) نیز همینگونه بود. در داستانی که در بحارالانوار، جلد ۷۱، صفحه ۳۱۵ نقل شده، شخصی بدهکار نزد ایشان آمد و از خطر زندانی شدن گفت. امام فرمود: «به خدا قسم پولی ندارم که بدهی تو را بپردازم». مرد گفت: «لااقل با طلبکارم صحبت کنید». امام با اینکه او را نمیشناخت، از جا برخاست تا برایش وساطت کند و در همان حال فرمود از پدرم امیرمؤمنان(ع) شنیدم که رسول خدا(ص) فرموده است: «هر کس در راه حل مشکل برادر ایمانی خود تلاش کند، مانند کسی است که ۹هزار سال خدا را عبادت کرده، در حالی که روزها روزه و شبها به عبادت مشغول بوده است». این یعنی یک گام برداشتن برای رفع مشکل دیگران، چنین ارزش عظیمی دارد.
خدمت بینام، مسئولیت عیان
این کارشناس دینی با اشاره به عمق نگاه امام حسین(ع) میگوید: آن حضرت در خدمترسانی به محرومان و یتیمان، منتظر مراجعه آنها نمیماند. ایشان خود پیشقدم میشد و شبانه و ناشناس به در خانه یتیمان، بیوهزنان و محرومان میرفت و نیازهایشان را برطرف میکرد. این کار را آنقدر پنهانی انجام میداد که تا پس از شهادتش کسی از آن خبر نداشت. شعیب بن عبدالرحمن خزاعی نقل میکند پس از عاشورا، بر دوش آن حضرت اثری کهنه یافتند که شبیه زخم جنگی نبود. وقتی از امام سجاد(ع) در این باره پرسیدند، ایشان طبق نقل بحارالانوار، جلد ۴۴، صفحه ۱۹۰ فرمود: «این اثر به خاطر حمل کیسههای غذا و هیزم به خانههای بیوهزنان و یتیمان است». این یعنی خدمت واقعی، در گمنامی و بیریایی است.
آیا این سیره خدمترسانی صرفاً یک رویکرد فردی و اخلاقی بود یا ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز داشت، به خصوص در مواجهه با حاکمان؟ این استاد سطوح عالی حوزه علمیه تأکید میکند: قطعاً ابعاد اجتماعی آن بسیار پررنگ بود. امام حسین(ع) در خطبه تاریخی و کوبنده خود در «منا»، مسئولان و نخبگان جامعه را بهشدت مورد عتاب قرار داد که چرا به وضعیت فقرا و محرومان بیاعتنا هستند. ایشان در فرازهایی از این خطبه که در کتاب تحف العقول، صفحات ۲۳۷ و ۲۳۸ آمده است، میفرماید: «شما ای بزرگان و مسئولان جامعه! حق ضعیفان را پایمال کردید... نه مالی در راه خدا بخشیدید و نه جانتان را به خطر انداختید... میبینید که پیمانهای الهی شکسته میشود ولی فریاد نمیکشید... نابینایان، بیماران و زمینگیران در شهرها بیسرپرست ماندهاند و به آنان رحم نمیکنید... و با چربزبانی و سازش با ستمکاران، خود را در حاشیه امن قرار دادهاید». این یک بیانیه سیاسی-اجتماعی علیه بیعدالتی و بیتفاوتی حاکمان است و نشان میدهد خدمت به خلق، وظیفه اصلی یک حکومت اسلامی است.
حجتالاسلام شهامت در پایان تأکید میکند: در مکتب حسینی، یک شرط اساسی برای خدمتگزاری وجود دارد که بدون آن، عمل هیچ ارزشی ندارد و آن، خلوص نیت و کسب حلال است. خدمت باید برای خدا و از راه پاکیزه باشد. هنگامی که به امام حسین(ع) خبر دادند یکی از کارگزاران بنیامیه صدقههای کلان میدهد، امام طبق روایتی در دعائم الاسلام، جلد ۲، صفحه ۳۲۹ فرمود: «مَثَل او مانند کسی است که از حاجیان دزدی کرده و با مال دزدی صدقه میدهد». سپس افزود: «همانا صدقه پاکیزه، صدقه کسی است که در راه کسب آن پیشانیاش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است». وقتی از امام صادق(ع) پرسیدند منظور حضرت چه کسی بود، فرمود: «علی بن ابیطالب(ع)». این یعنی خدمتی مقبول است که محصول دسترنج پاک و نیتی خالص باشد؛ درسی که امروز، در شادیانه میلاد آن امام همام، باید بیش از پیش در جامعه ما ساری و جاری شود.





نظر شما