در روزهای اخیر بریدهفیلمهایی از برخی نوجوانان حاضر در اغتشاشات منتشر شد که در عین تأسف، تأملبرانگیز بود. افرادی که حتی اسم پهلوی را نمیدانند، اما چشماندازشان رسیدن به شیروکیک مدرسه پهلوی است. نوجوانانی که تحت تأثیر جعل تاریخ معاصر در شبکههای اجتماعی و رسانههای بیگانه و با سطحیترین اطلاعات تاریخی و سیاسی، به حدی از نفرت نسبت به نظام سیاسی فعلی رسیدهاند که برای حسرت دوران نادیده پهلوی حاضرند شهر را به آتش بکشند.
این واقعیت البته پیش از این هم در گفتوگو با طیفی از نوجوانان قابل درک بود و در برخی تولیدات رسانهای هم دیده میشد؛ ولی هیچ گاه تأثیر خود را در عرصه واقعی با این وضوح نشان نداده بود. چاره کار در جهاد تبیینی است که رهبر معظم انقلاب هم بارها بر آن تأکید کردهاند و تردیدی هم در لزوم تولید و توزیع محتوای تبیینی و پاسخ به شبهات نیست؛ اما چنین محتوایی صرفاً برای آن دسته از مخاطبانی کارساز است که چارچوب اعتباری ما را پذیرفتهاند و حاضر به شنیدن سخن ما هستند. گرچه حفظ همین قشر هم با توقف در این مرحله ممکن نیست و آنها هم در معرض توفان اعتبارزدایی و ارتباط ناپذیری هستند. نشانهاش را در شبهای آشوب و در خیابانها میشد دید که گاهی حتی پدر را در مقابل فرزند و برادر را در مقابل برادر قرار میداد و گرهی که با گفتوگو قرار بود باز شود با صفآرایی و درگیری، بستهتر و کورتر میشود. اما مخاطبی که چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن ندارد و اعتبار و اعتمادی برای گوینده قائل نیست، نهتنها با محتوای تبیینی قانع نمیشود، بلکه در برابر بدیهیات هم مقاومت خواهد کرد و واضحات را هم به چالش خواهد کشید و نتیجه چنین گفتوگویی چیزی جز جدال و نقار نیست.
باید گفت جهاد تبیین هم مثل هر جهاد دیگری مقدمات و ملازماتی دارد که اولینش دسترسی و تسلط بر طرف مقابل است، یعنی جلب اعتماد و توان اقناع مخاطب. تولید و توزیع محتوا صرفاً حلقه آخر جهاد تبیین است و وجود بسترهای ارتباطی، اقناعی و احساسی، پیشنیاز این مرحله است. بخش عمده مسائل این قشر از جنس دانش نیست که با یاد دادن و فهماندن و رفع شبهه حل شود؛ که اگر چنین بود با متون آموزشی رسمی در مدارسی که همه دانشآموزان ملزم به گذراندنش هستند رفع و رجوع میشد. پیشنیاز اصلی، اعتبار دستگاه رسانهای و اعتماد به منشأ محتواست که پیشنیاز شنیدن و گفتوگو است؛ اعتبار و اعتمادی که به دلایل مختلف، از نشناختن اقتضائات رسانه و بیگانگی با زیستبوم مجازی تا برخی خلافگوییها و سانسورهای خبری یا ضریب ندادن به مسائل مهم و عدم توجه به دغدغههای بخشی از مردم، آسیب دیده است. بهویژه اینکه قرار است در زمین فضای مجازی بازی کنیم که حکمرانی بر آن را رها کردهایم. عرصهای که برخلاف رسانههای سنتی، صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیست. اگر تا دیروز بیطرفی ابزارهای رسانهای محل بحث بود، امروز با حاکمیت الگوریتمها و هوش مصنوعی بر جهتدهی جوامع، تردیدی باقی نمیماند.
فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نه صرفاً ابزار رسانهای و اطلاعرسانی، بلکه نوعی زیستبوم هستند که زندگی واقعی انسانها را میسازند؛ بهویژه نسل جدیدی که پیش از ورود به فضای واقعی جامعه، از همان محیط بسته خانه وارد دنیای مجازی میشوند و کوچه پسکوچههای مجازی را واقعیتر از دنیای واقعی میبینند و میشناسند. در خیابانهای مجازی راه میروند، پرسه میزنند، خرید و فروش میکنند، دوست و دشمنشان را پیدا میکنند، عاشق میشوند، میخندند، میگریند و هویت واقعیشان را میسازند. رفتارهایشان هم نه تابع هنجارهای اجتماعی و قوانین حاکمیت، بلکه محکوم هنجارهای مجازی و حاکمیت الگوریتمهاست. اگر قرار است تیر جهاد تبیین به هدف بخورد، باید برای این مقدمات هم فکری کرد؛ از حکمرانی بر فضای مجازی تا اعتباربخشی به ساختار رسانهای کشور و اعتمادسازی برای طیفی از عوامل فتنه که به تعبیر رهبر معظم انقلاب برپایه هیجاناتشان به پیادهنظام دشمن تبدیل شدند.
۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۲۱
کد مطلب: ۱۱۲۶۰۲۲
در روزهای اخیر بریدهفیلمهایی از برخی نوجوانان حاضر در اغتشاشات منتشر شد که در عین تأسف، تأملبرانگیز بود.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما