بیش از یک دهه است که مسئله آلودگی هوا همچون سایهای سنگین بر کلانشهرهای کشور افتاده، اما سؤال اصلی اینجاست اقتضائات حکمرانی در این حوزه کجاست و چه کسی باید فرماندهی این میدان را برعهده بگیرد؟ سالهاست از مرحله «مدیریت اجرایی» عبور کردهایم. امروز دیگر جهان در فضای حکمرانی حرکت میکند؛ جایی که صرفاً مدیران میانی تصمیمساز نیستند، بلکه ساختار هماهنگ سیاستگذاری، راهبردهای کلان و پیوند میان نهادهای حاکمیتی، خصوصی و مردمی معنا پیدا میکند.
در مباحث آلودگی هوا و بهطور کلی محیط زیست، اصل بر همین حکمرانی چندسطحی است؛ حکمرانیای که باید «ریلگذاری» را از سطوح بالا مشخص کند، اما اجرا و همراهی مردم را نیز لحاظ کند. سخن بر سر بازگشت به مدل هرمی و تحکمآمیز نیست؛ بلکه باید برنامهها در سطح کلان ابلاغ شود اما با مشارکت واقعی جامعه پیش رود. متأسفانه در کشور ما هنوز این هماهنگی ایجاد نشده و هر نهاد، بخشی از مسئله را به دوش دیگری میاندازد.
نمونه روشن آن قانون هوای پاک است؛ قانونی که از دل مجلس بیرون آمد اما همچنان در حد یک متن زیبا باقی مانده است. چرا؟ چون حکمرانی واحدی بر آن نیست. وقتی قوه مجریه، قوه قضائیه، مجلس، نهادهای مردمی، بخش خصوصی و حتی دانشگاهها هرکدام در نقطهای جدا ایستادهاند، طبیعی است که کار پیش نرود. حکمرانی محیط زیست زمانی مؤثر است که فرماندهی واحد داشته باشد؛ فرماندهی که بتواند همه دستگاهها را در یک مسیر واحد نگه دارد.
در نگاه مقایسهای، برخی کشورها مانند سنگاپور با رویکردهای سخت و قهری مسئله را حل کردند؛ از محدودیت واگذاری خودرو تا جریمههای سنگین. اما ایران، جامعهای فرهنگی و مردممحور است؛ نسخههای قهری نه با روح جامعه سازگار است و نه پایدار میماند. جریمه و ابزارهای اقتصادی البته لازم است، اما کافی نیست. مهمتر از آن، این است که روح مطالبهگری در مردم ایجاد شود. تا زمانی که مردم از دستگاهها مطالبه نکرده و نقش خود را درک نکنند، هیچ اصلاحی پایدار نخواهد بود. در کشور ما یک مشکل تاریخی نیز وجود دارد: نبود سرریز دانش. با تغییر دولتها و مجالس، همهچیز از صفر شروع میشود؛ تجربههای قبلی فراموش شده و دوباره همان مسیرهای آزمون و خطا طی میشود. این چرخه فرساینده، عملاً هر برنامه محیطزیستی را روی کاغذ نگه میدارد. گویی هر مسئول جدید، خود را اولین کسی میداند که با مسئله آلودگی هوا مواجه شده است!
در این میان، مردم باید بدانند مسئولیتشان چیست و مطالبهگریشان چه اثری دارد. سازمانهای مردمنهاد باید نقش فعالتری بگیرند. تا زمانی که جامعه درگیر موضوع نشود، سیاستگذاریهای کلان مانند شعاری تکراری باقی میماند.
باید به یک نکته کلیدی اشاره کنم؛ نکتهای که شاید تاکنون کمتر مطرح شده اما امروز ناگزیر از بیان آن هستیم: بخش دولتی باید کوچک شود. دولت بزرگ، با دهها مسئولیت پراکنده، نمیتواند همه مسائل را مدیریت کند. کوچکسازی دولت به معنای پیادهسازی نسخه لیبرالی خصوصیسازی افراطی نیست؛ بلکه یعنی واگذاری بخشی از امور به مردم، نهادهای مردمی، دانشگاهها و حتی بخش خصوصی که توان بیشتری در اجرا دارند.
اگر حکمرانی واحد شکل نگیرد، اگر مردم درگیر نشوند و اگر تجربههای گذشته ذخیره نشود، سال آینده همین روزها دوباره همین مباحث مطرح خواهد شد و آلودگی هوا همچنان قربانی خواهد گرفت. وقت تصمیم بزرگ رسیده است.
۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۲۹
کد مطلب: ۱۱۲۶۵۴۸
بیش از یک دهه است که مسئله آلودگی هوا همچون سایهای سنگین بر کلانشهرهای کشور افتاده، اما سؤال اصلی اینجاست اقتضائات حکمرانی در این حوزه کجاست و چه کسی باید فرماندهی این میدان را برعهده بگیرد؟
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما