پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهد که استرس مزمن و کنترلنشده میتواند بهتدریج نحوه پردازش واقعیت را در مغز انسان دچار اختلال کند. یافتههای علمی تأکید میکنند که این پدیده فقط به شرایط فردی یا محیطی محدود نیست و هر فردی که برای مدت طولانی در معرض فشار روانی شدید قرار گیرد، ممکن است دچار تغییرات مشابهی در عملکرد مغز شود.
مطالعات نشان میدهد زمانی که مغز بهطور مداوم در وضعیت استرس قرار دارد، سیستمهای هیجانی و هشداردهنده آن بیشفعال میشوند. در این حالت، ترشح هورمونهای استرس افزایش یافته و تعادل طبیعی میان بخشهای تحلیلی مغز و مراکز هیجانی بر هم میخورد. مهمترین ناحیهای که تحت تأثیر قرار میگیرد، قشر پیشپیشانی است؛ بخشی از مغز که مسئول تصمیمگیری منطقی، مهار تکانهها و ارزیابی پیامدهاست.
به گفته متخصصان، ادامهدار شدن استرس باعث میشود مغز بهتدریج بازخوردهای منفی را نادیده بگیرد و به برداشتهای درونی خود بیش از حد اعتماد کند. در چنین وضعیتی، مخالفت یا نقد از سوی دیگران ممکن است نه بهعنوان اطلاعات مفید، بلکه بهعنوان تهدید تلقی شود. این فرایند، بدون آنکه فرد متوجه باشد، میتواند قضاوتها را محدودتر و تصمیمها را سختگیرانهتر کند.
پژوهشها تأکید میکنند این تغییرها عمدتاً کارکردی و قابل بازگشت هستند، به شرط آنکه سطح استرس کاهش یابد. کاهش فشار روانی به مغز اجازه میدهد دوباره تعادل میان شبکههای هیجانی و شناختی را برقرار کند و توانایی تحلیل منطقی و انعطافپذیری ذهنی را بازیابد.
دانشمندان هشدار میدهند اگر استرس مزمن بدون مدیریت باقی بماند، مغز بیشتر به مدارهای دفاعی و تهدیدمحور متکی میشود و تصمیمگیری میتواند از حالت آرام و تحلیلی به سمت واکنشهای عجولانه، احساسی و گاه افراطی سوق پیدا کند. اگر این شرایط ادامه پیدا کند مغز واقعیت را جور دیگری میبیند و در درک روزمره دچار اختلال میشود! بر همین اساس، متخصصان علوم اعصاب بر اهمیت مدیریت استرس و خواب کافی، تأکید میکنند.



نظر شما