شامگاه یکشنبه، انتشار رسمی اسامی جانباختگان حوادث دی ماه از سوی دولت، نقطه پایانی بر یکی از پرحجمترین عملیاتهای تحریف و اغراق رسانهای دشمن گذاشت؛ اقدامی که با هدف راستیآزمایی و شفافسازی، عملاً بسیاری از ادعاهای بیپایه درباره تعداد کشتهشدگان را فرو ریخت و بازتاب آن، موجی از رضایت و آرامش را در میان اقشار مختلف جامعه به همراه داشت.
اما فراتر از این بازخورد اجتماعی، پرسش مهمتری مطرح است: انتشار این فهرست چه نقشی در خنثیسازی سناریوهای طراحی شده در اتاقهای فکر رسانهای دشمن ایفا کرده و چگونه توانسته زمین بازی جنگ روایتها را تغییر دهد؟
چهرههای سیاسی اجتماعی به این پرسش قدس، پاسخ دادهاند.
این، قدم نخست بود
سیدحسن رسولی، عضو شورای مرکزی جبهه اصلاحات ایران انتشار اسامی جانباختگان حوادث اخیر از سوی دفتر رئیس جمهور را میتوان بهعنوان نخستین گام در مسیر شفافسازی ارزیابی کرد؛ اقدامی که در اصل، پاسخی به جنگ روایتها و ادعاهای اغراقآمیز رسانههای معاند درباره تعداد کشتهشدگان بود. با این حال، واقعیت آن است که اکتفا به این قدم نخست، نه کافی است و نه تضمینکننده اقناع افکار عمومی. کفایت این اقدام، منوط به آن است که فرایند شفافسازی فقط به اعلام اسامی و کد ملی افرادی محدود نشود که خانوادههایشان بهصورت داوطلبانه، شهادت یا جان باختن آنان را گزارش کردهاند. کمیته حقیقتیابِ منصوب از سوی رئیسجمهور، اگر بناست نقش واقعی خود را ایفا کند، باید فراتر از دریافت اطلاعات داوطلبانه وارد میدان شود و با بهرهگیری از همه ظرفیتهای رسمی کشور، مسیر کشف حقیقت را تکمیل کند. ورود نظاممند از طریق فرمانداریها، بخشداریها، نیروی انتظامی، دستگاههای اطلاعاتی، نظام درمانی کشور، دانشگاههای علوم پزشکی، سازمان پزشکی قانونی و حتی آرامستانهای سراسر کشور، حداقل انتظاری است که میتوان از یک فرایند جدی حقیقتیابی داشت. تنها در این صورت است که عدد نهایی اعلام شده، از منظر افکار عمومی داخلی و خارجی، قابل اتکا، مجابکننده و برطرفکننده شبههها خواهد بود.
آنها هم اسامی ادعایی را منتشر کنند
جواد قارایی، مستندساز و کارگردان برنامه ایرانگرد اقدام دولت در انتشار تکتک اسامی جانباختگان، اقدامی درست، ضروری و قابل دفاع است؛ بهویژه در برابر هجمه رسانههایی مانند ایران اینترنشنال، بیبیسی، صدای آمریکا، منوتو و دهها رسانه زرد و دروغپرداز دیگر که اعداد عجیب و غریبی را مطرح کردند؛ ارقامی که بیشتر به سناریونویسی شباهت دارد تا خبر.
نوع روایتسازیهای کذب، از همان ابتدا نشان میداد که با یک دروغ بزرگ و هدفمند روبهرو هستیم. انتشار رسمی اسامی دقیقاً همان نقطهای است که این دروغ را عریان میکند. اگر آن رسانهها راست میگویند، اگر واقعاً به مردم و ایران علاقه دارند، چرا اسامی آن دهها هزار کشته ادعایی را با مشخصات ارائه نمیکنند؟ امروز خانوادهها در سراسر کشور بهراحتی از طریق تلفن، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی در دسترساند. اگر چنین اعدادی وجود داشت، معرفی اسامی و مشخصات کار دشواری نبود. واقعیت این است که هر چه جلوتر میرویم، ابعاد دروغسازی این شبکهها روشنتر میشود. اقدامی که دولت در انتشار اسامی انجام داد، گامی مهم در مسیر افشای همین پروژه دروغ و تلاشی ضروری برای بازگرداندن حقیقت به میدان افکار عمومی بود؛ اقدامی که بهدرستی انجام شد و باید از آن دفاع کرد.
شروع دیرهنگام
محمد خوشچهره، کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی و فعال اصولگرا اقدام انجام شده هر چند ضروری بود، اما با تأخیر قابل توجه همراه بود و همین تأخیر فرصت را برای شبکههای معارض و جریانهای رسانهای دشمن فراهم کرد تا روایتهای تحریف شدهای بسازند و میدان اثرگذاری اقدامهای رسمی را محدود کنند. نمونه واضح این موضوع، جریان مهسا امینی بود که با واکنش دیرهنگام رسانهها و مسئولان، فرصت فضاسازی برای مخالفان داخلی و خارجی فراهم شد و پیامدهای آن هنوز ادامه دارد.
با این حال، حتی اقدام دیرهنگام اگر با برنامهریزی دقیق و بسط و گسترش علمی و کارشناسی همراه شود، میتواند آثار مثبت خود را به نمایش بگذارد. مسئله اصلی این است که شروع دیرهنگام نباید به معنای پایان اثرگذاری باشد؛ بلکه میتواند به نقطه عطفی برای بازسازی اعتماد عمومی و اصلاح روایتها تبدیل شود. در نهایت، مدیریت زمان و سرعت در واکنشها نقش حیاتی در مقابله با جنگ روایتها دارد. هر اقدام رسمی باید با استمرار، شفافیت و استفاده از ظرفیتهای کارشناسی همراه باشد تا حتی با تأخیر، اثرات آن فراتر از محدودیتهای زمانی اولیه احساس و فرصتسازی دشمن خنثی شود.
سپری در برابر آمارسازی
مهرداد بائوج لاهوتی، نماینده مردم لنگرود در مجلس هر روز بیش از ۱۵۰ تا ۲۰۰ شبکه فارسیزبان فعال هستند که به طور مستمر علیه نظام اسلامی تبلیغ میکنند و با ارائه آمارهای متفاوت و اغلب نادرست تلاش میکنند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. در چنین شرایطی، شفافسازی رسمی نقشی حیاتی دارد. اگر اقدام به اطلاعرسانی دقیق و مستند نشود، این شبکهها با اعداد و ارقام جعلی، فضای ذهنی جامعه را مسموم خواهند کرد و اعتماد عمومی به خطر میافتد. اقدام دولت و آقای پزشکیان در انتشار آمار دقیق و مشخص، اقدامی قابل تحسین و ضروری است. وقتی اعداد مشخص و شفاف در اختیار مردم قرار میگیرد، دیگر هیچ کس نمیتواند به صورت کلیگویی و بدون ارائه مستندات، ادعاهای خود را به خورد جامعه بدهد. شفافسازی، نه تنها صحت اطلاعات را برای مردم روشن میکند، بلکه هر گونه سوءاستفاده رسانهای را محدود و دست جریانهای معاند را کوتاه میکند. در نهایت، تجربه نشان داده که شفافیت و انتشار دقیق آمار، بهترین سپر برای مقابله با جنگ روایتها و آمارسازیهای دروغین بوده و اقدامی است که باید تداوم یابد تا افکار عمومی از هر گونه تحریف در امان بماند.



نظر شما