سعید جلیلی در نخستین تجربه خود در ساخت فیلم بلند سینمایی، سراغ ژانر جنایی ـ معمایی رفته؛ انتخابی جسورانه برای فیلمسازی که تصمیم گرفته روایتش را نه بر پایه تعقیب و گریزهای مرسوم، بلکه براساس موقعیت، دیالوگ و تنش روانی پیش ببرد. «تقاطع نهایی» داستان خود را روی شخصیتهایی زنانه بنا میکند؛ زنانی که وارد یک موقعیت عجیب میشوند و ناچارند برای رهایی از آن، به یک همکاری ناخواسته تن دهند.
فیلم روایتگر داستان چهار زن است که شبی در دفتر وکالت یکی از آنها، در شرایطی پیشبینی نشده گرفتار میشوند؛ موقعیتی که نه تنها راه خروج سادهای ندارد، بلکه با هر تصمیم اشتباه، پیچیدهتر میشود. جلیلی این بحران را بهتدریج شکل داده و اجازه میدهد مخاطب همزمان با شخصیتها وارد فضای پرتنش داستان شود.یکی از نکات مهم در «تقاطع نهایی» شخصیتپردازی آن است که فیلمساز توانسته در لابهلای خطوط و سیر اصلی داستان، هر کدام از آنها را معرفی کند و ذهنیت مخاطب را از شخصیتها گنگ و خالی نگه ندارد.
سارا حقانی، وکیل قصه با بازی رؤیا جاویدنیا، محور اصلی این قصه است. او به همراه دوستش که پریچهر قنبری نقش او را ایفا میکند، تصمیم میگیرد کاوه را به دفتر وکالت بکشاند تا با گرفتن مدارکی از او، رضایتش را برای طلاق جلب کند. در همین مسیر، فیلم لایه دیگری از داستان را رو میکند؛ جایی که سارا با کاوه وارد تبانی میشود و در ازای فراهم کردن یک موقعیت شغلی برای خود، تخلفات شرکت او را لاپوشانی میکند. این بدهبستانها، بهخوبی فضای خاکستری اخلاقی فیلم را شکل میدهد.در کنار آنها، شوکت نیروی خدماتی دفتر با بازی گیتی قاسمی حضور دارد؛ زنی از طبقهای دیگر که دغدغهای کاملاً متفاوت دارد و درگیر مراسم خواستگاری دخترش است. او عجله دارد دفتر را ترک کند، اما شرایط بهگونهای رقم میخورد که ناخواسته در دل این بحران گرفتار میشود. کاوه پس از امضای برگهها قصد دارد هر چه زودتر به دوستش نازنین بپیوندد که در خیابان منتظر او است، اما با اصرار سارا، نازنین نیز به دفتر میآید. ورود او، تعادل شکننده فضا را بر هم میزند و با درگیریهایی که میان حاضران شکل میگیرد، اتفاقی غافلگیرکننده رخ میدهد که زنان قصه را در موقعیتی غیر قابل پیشبینی قرار میدهد.
«تقاطع نهایی» فیلمی دیالوگمحور است؛ اثری که فضای زیادی برای مانور در جهان خودش ندارد و تمام روایت آن در دفتر وکالت میگذرد و در این فیلم تکلوکیشن حفظ ریتم داستان مسئله اصلی است؛ با این حال جلیلی سعی کرده با میزانسنهای متنوع، حرکت دوربین و جابهجایی تمرکز میان شخصیتها، از یکنواختی بصری جلوگیری کند. از سویی دیگر گاهی تعلیقهای فیلم کمجانتر از آن هستند که بتوانند جذابیت داستان را در کل زمان فیلم حفظ کنند و طولانی شدن برخی صحنهها فیلم را با افت مواجه میکند.
در مجموع سعید جلیلی توانسته یک قصه جنایی و رازآلود را به خوبی تعریف و به تدریج لایههایی پنهان از نیتهای شوم و انگیزههای پنهانی شخصیتهای داستانش را باز کند. او در عین حال که یک قصه ملتهب را تعریف میکند روی طمع و زیادهخواهی کاراکترهای قصهاش نیز دست میگذارد که هر کدام چطور برای رسیدن به اهدافشان دیگری را قربانی میکنند و در نهایت خودشان هم فریب یک بازی بزرگتر را میخورند.
«تقاطع نهایی» را با در نظر گرفتن شرایط تولید، بودجه محدود و قرار گرفتن در چارچوب سینمای مستقل، میتوان فیلمی قابل قبول دانست؛ اثری که میتواند مخاطب را با خود همراه کند.




نظر شما