منوچهر هادی را بیش از هر چیز بهعنوان فیلمسازی میشناسیم که نامش با سینمای کمدی گره خورده است و اغلب آثار پرفروشش همچون «من سالوادور نیستم»، «آینه بغل» و «رحمان ۱۴۰۰» همگی در زمره سینمای تجاری قرار میگیرند و فیلمها و سریالهایی هم که در شبکه نمایش خانگی و در ژانر اجتماعی ساخته عمدتاً با فرمولهای عامهپسندانه و با تکیه بر سرگرمسازی و جذب مخاطب عام بودهاند.
با این حال هادی در تازهترین اثر خود «خیابان جمهوری»، به سراغ یک درام اجتماعی رفته و تلاش کرده به زندگی طبقه کارگر و بهویژه زنان آسیبپذیر بپردازد. فیلم روایتگر زندگی زن جوانی به نام آیلار با بازی الناز ملک است که از شهرستان به تهران آمده و در یک کارگاه خیاطی در خیابان جمهوری مشغول به کار است.
آیلار در آستانه ازدواج و درگیر تدارکات عروسیاش، ناگهان با غیبت نامزدش اسماعیل مواجه میشود؛ غیبتی که مسیر زندگی او را تغییر میدهد و سبب میشود برای پیدا کردن اسماعیل به هر دری بزند. او در این مسیر با موانع و فشارهای فراوانی روبهرو میشود و با کمک دوستش حمیده (فاطیما بهارمست) تلاش میکند راهی برای حل مشکلاتش پیدا کند. در این میان طاهر، سرپرست کارگاه خیاطی با بازی هادی حجازیفر هم آیلار را در موقعیتهای دشوار و پرتنش قرار میدهد.
«خیابان جمهوری» با وجود اینکه در تلاش است داستانی روان و سرراست و واقعگرایانه از زندگی زنانی ارائه دهد که در غیاب حمایت خانوادگی و اجتماعی، برای گذران زندگی ناچارند با مشکلات و فشارها دست و پنجه نرم کنند، اما در نهایت فیلم ما را در یک موقعیت تازه قرار نمیدهد و فراتر از بازنماییِ صرفِ آسیبها حرکت نمیکند و قصهای را تعریف میکند که نمونههای مشابه آن را بارها دیده و شنیدهایم. معضلاتی چون اعتیاد، سقط جنین، دستفروشی و درگیری با نیروهای شهرداری، روابط نابرابر میان کارفرما و کارگر، دشواریهای یافتن شغل برای زنان بیسرپرست، مشکلات وام گرفتن و مجموعهای از مسائل روزمرهای که بخش بزرگی از جامعه با آنها مواجه است.فیلم قصهاش را تعریف میکند و آسیبها را به تصویر میکشد، اما نمیتواند گامی فراتر از آنچه مخاطب روزانه در خیابانها و زندگی واقعی میبیند، بردارد. کاراکترها مابهازای بیرونی دارند و بهسادگی میتوان نمونههای واقعی آنها را در جامعه پیدا کرد. فضای شهری نیز واقعی و باورپذیر است و در نمایش آن اغراق نشده و «خیابان جمهوری» آینهای از جامعه امروز است، اما در اینکه قرار است چه تأثیری بگذارد و آسیبها را چگونه واکاوی کند، منفعل است.
خیابان جمهوری در مجموع به کلکسیونی از مشکلات فردی و اجتماعی تبدیل شده است. به نظر میرسد منوچهر هادی تلاش کرده هیچ کدام از معضلات رایج را از قلم نیندازد و همین رویکرد موجب شده با فیلمی طولانی، پراکنده و در بخشهایی کسالتآور مواجه شویم. از میانههای داستان، ریتم فیلم افت میکند و روایت با تکرار موقعیتها و لحظات مشابه درجا میزند. این در حالی است که با یک تدوین مجدد، حذف سکانسهای زائد و تمرکز بیشتر بر خط اصلی داستان، میشد شتاب و انسجام بیشتری به روایت بخشید.
با این حال منوچهر هادی در شکلدهی شخصیتها موفق عمل کرده و بازی بازیگران بهویژه الناز ملک، فاطیما بهارمست و روحالله زمانی، از جمله امتیازات «خیابان جمهوری» به شمار میآید.




نظر شما