تحولات منطقه

/ پیش‌ترها، خیلی اتفاقی مسیرم به بهشت ثامن افتاده بود. اما این‌بار، آمدنم قرار دارد. آمده‌ام برای چراغ برات. مسیر را به سمت صحن آزادی کج می‌کنم و با راهنمایی خادمان، می‌رسم به جایی که عطر نرگس و گلاب، پیش از هر سلامی، به استقبالت می‌آید.

اینجا، چراغی روشن است / نگاهی به آیین «چراغ برات» در حرم مطهر امام مهربانی‌ها
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

پیش‌ترها، خیلی اتفاقی مسیرم به بهشت ثامن افتاده بود. اما این‌بار، آمدنم قرار دارد. آمده‌ام برای چراغ برات. مسیر را به سمت صحن آزادی کج می‌کنم و با راهنمایی خادمان، می‌رسم به جایی که عطر نرگس و گلاب، پیش از هر سلامی، به استقبالت می‌آید. هنوز چند قدمی بیشتر جلو نرفته‌ام که پیرزنی شکلات تعارف می‌کند و حواسم را از جمعیتی متنوع از کوچک و بزرگ، پیر و جوان، پرت می‌کند. شکلات را می‌گیرم و می‌گویم: «خدا امواتتان را بیامرزد.» اینجا فضایی بزرگ است؛ پر از آرامگاه‌هایی سفید، کاملاً یک‌دست و منظم. فضایی متفاوت از تمام قبرستان‌هایی که تا به حال دیده‌ام. انگار حتی مرگ هم در جوار آقا، شکل دیگری دارد.

غم، اینجا آرام‌تر است

بر سر بیشتر آرامگاه‌ها، آشنایان و نزدیکان نشسته‌اند؛ بعضی آرام، بعضی بی‌قرار. عده‌ای هم درست هم‌زمان با من رسیده‌اند. اینجا تا چشم کار می‌کند، دلتنگی دیده می‌شود. صحنه‌ای دوست‌داشتنی توجهم را جلب می‌کند. مردی سن‌وسال‌دار، به همراه پسربچه‌ی کوچکی که به نظر می‌آید نوه‌اش باشد، کنار مزاری نشسته‌اند. مرد، سوره مبارکه واقعه را می‌خواند و پسر کوچک، با صدایی کودکانه، سعی دارد لحن بابابزرگش را تقلید کند. نزدیک‌تر می‌شوم. می‌فهمم مادربزرگ اینجا آرمیده است. پسربچه از کنار آرامگاه دور می‌شود، همان نزدیکی‌ها می‌چرخد و وقتی برمی‌گردد، دستش پر از شکلات‌های رنگی است. با خودم فکر می‌کنم هرچند هوای اینجا، هوای دوری و رفتن است، اما نمی‌شود از زیبایی و حس خوبی که در آن جاری‌ست، غافل شد. انگار غم، اینجا آرام‌تر است.

زیارتی برای همه رفتگان

کمی آن‌طرف‌تر، جوانی سرگردان میان آرامگاه‌ها قدم می‌زند. پیداست دنبال جای مشخصی نمی‌گردد. ناگهان میان جمعیت، ستونی پیدا می‌کند و کنار مزاری می‌نشیند. انگار برای شخص خاصی نیامده؛ فقط آمده سری بزند به رفتگان. کتاب مناجات آبی‌رنگ حرم مطهر را باز می‌کند. زیر لب چیزی می‌گوید؛ شبیه این جمله که «برسد به روح تمام اموات و کسانی که بین ما نیستند.» بعد شروع می‌کند به خواندن زیارت‌نامه. زیارت که تمام می‌شود، همان‌جا می‌نشیند و رفت‌وآمد زائران میان آرامگاه‌های سفید را تماشا می‌کند. نزدیک می‌شوم و می‌پرسم: «اینجا زیارت‌نامه می‌خوانید؟» لبخند کوتاهی می‌زند و می‌گوید: «راستش کسی از آشنایان من اینجا دفن نیست. من هر چند وقت یک‌بار که حرم می‌آیم، بعد از سلام به آقا، به بهشت ثامن هم سر می‌زنم. مخصوصاً در چراغ برات.» کمی مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: «اینجا آرامش عجیبی دارد. بیرون از اینجا، صحن‌ها و رواق‌ها شلوغ است، اما اینجا همه‌چیز آرام است. این فضا آدم را یاد چیزهای مهم می‌اندازد؛ اینکه پایان همه شلوغی‌های دنیا، همین یک تکه سنگ آرام و سرد است. و خوشا به حال کسانی که آرامگاه ابدی‌شان در جوار آقاست.»

چراغ برات در حافظه تاریخ

هم‌زمان با فرارسیدن ایام نیمه شعبان، آیین سنتی «چراغ برات» همچون سال‌های گذشته، در بهشت‌های ثامن‌الائمه(ع) و بخش‌هایی از حرم مطهر رضوی جان گرفته است؛ آیینی که هم رنگ سوگ دارد و هم بوی امید. واژه «برات» در فرهنگ ایرانی و اسلامی، به معنای سند بخشودگی و رهایی از عذاب آمده است. ترکیب آن با «چراغ»، معنایی نمادین می‌سازد؛ نوری که برای رفتگان روشن می‌شود و دل زندگان را آرام می‌کند. آیینی که ریشه در باورهای کهن ایرانی دارد و در گذر زمان، با اعتقادات اسلامی درآمیخته و شکل امروزی خود را یافته است. رد پای چراغ برات را می‌توان در اسناد تاریخی مشهد و حرم مطهر رضوی دنبال کرد. در گزارش‌های مربوط به سفر شاه‌عباس اول صفوی به مشهد در سال ۱۰۱۰ هجری قمری آمده است که او در لیالی جمعه، شب‌های مبعث، برات، استفتاح و شب‌های قدر، در روضه منوره به احیا و عبادت می‌پرداخت. هرچند اسناد دوره صفوی، تصویر دقیقی از کیفیت برگزاری این آیین به دست نمی‌دهند، اما از هزینه‌ها و تدارکات آن نشانه‌هایی باقی مانده است. در سندی متعلق به سال ۱۰۹۵ قمری، هزینه تهیه هیزم و حلوا برای شب پانزدهم شعبان، ۲۷۶ دینار ذکر شده؛ عددی که نشان می‌دهد چراغ برات، حتی آن روزگار نیز آیینی زنده و جدی بوده است. در دوره قاجار و پس از آن، این مراسم تنها به مقابر حرم امام رضا(ع) محدود نماند و در هر نقطه‌ای که قبرستانی وجود داشت، مردم با زیارت اهل قبور، خیرات، نذورات و تلاوت قرآن، یاد رفتگان خود را گرامی می‌داشتند. شب پانزدهم شعبان، که مصادف با میلاد حضرت صاحب‌الزمان(عج) است، همیشه با شکوه بیشتری برگزار می‌شد؛ شبی که اندوه و شادی، کنار هم می‌نشستند.

باورهایی که هنوز زنده‌اند

به نوشته بیرونی، شب‌های سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه شعبان «ایام‌البیض» نام دارند و شب پانزدهم، «لیلة‌الصک» یا «لیلة‌برات» خوانده می‌شود. در باور عمومی، این شب‌ها زمان تقسیم تقدیرهاست؛ شبی که نام انسان‌ها نوشته می‌شود و سرنوشت‌ها رقم می‌خورد. در فرهنگ عامه مشهد، اعتقاد بر این است که درگذشتگان در ایام برات، آزادی می‌گیرند؛ آزاد می‌شوند تا هرکجا که دلشان می‌خواهد، سر بزنند. شاید به همین خاطر است که اصیل‌ترین عمل در این شب‌ها، رفتن به زیارت قبور و خیرات برای اموات دانسته می‌شود. شب که از راه می‌رسد و مردم به خانه‌هایشان بازمی‌گردند، بساط خیرات در خانه‌ها هم برپاست؛ چراغ برات، از قبرستان تا خانه‌ها امتداد پیدا می‌کند.

جایی میان سکوت و نور

هرساله در این ایام، قبرستان‌های طبقه زیرین صحن جمهوری اسلامی، صحن آزادی و صحن قدس حرم مطهر رضوی، میزبان جمعیتی می‌شوند که با قرآن، دعا و سکوت آمده‌اند. اداره امور تسهیلات زائران و معاونت اماکن متبرکه، پیش از آغاز مراسم، با عطرافشانی، آفت‌زدایی و آماده‌سازی فضا، شرایط را برای برگزاری بهتر آیین فراهم می‌کنند. اما امسال، حال‌وهوای چراغ برات، رنگ دیگری هم دارد. مصادف شدن شب آخر برات با میلاد حضرت مهدی(عج)، فضا را دوگانه کرده است؛ تا پیش از نیمه‌شب، قرآن‌خوانی و روضه‌خوانی بر مزارها جریان دارد و با عبور از آخرین دقایق روز چهاردهم، صداها تغییر می‌کند. چراغانی‌ها روشن می‌شوند، مداحی‌ها رنگ شادی می‌گیرند و غم آرام‌آرام، جایش را به امید می‌دهد.

دلتنگی‌ها آرام می‌شوند

بهشت ثامن، در شب چراغ برات، جایی است برای زندگی کردن با معنا. اینجا، دلتنگی شکلی آرام‌تر و پذیرفته‌تر دارد. میان سنگ‌های سفید و منظم، آدم یاد می‌گیرد که پایان همه شلوغی‌ها، سکوت است و خوشبختیِ بزرگ، آرام گرفتن در جوار امام مهربانی‌هاست. شاید برای همین است که خیلی‌ها، حتی بی‌آنکه عزیزی در این خاک داشته باشند، به بهشت ثامن می‌آیند. می‌آیند تا چراغی روشن کنند، دعایی بخوانند و با دلی سبک‌تر، به صحن‌های شلوغ برگردند. اینجا، دلتنگی بوی نرگس می‌دهد؛ و چراغ‌ها، هنوز برای رفتگان روشن‌اند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha