تحولات اخیر در شاخ آفریقا نشان میدهد اتیوپی وارد مرحلهای تازه از سیاست خارجی تهاجمی شده است؛ مرحلهای که میتواند هم موازنه منطقهای را بر هم بزند و هم بنیانهای داخلی این کشور را متزلزل کند. گزارشها درباره آموزش هزاران نیروی «نیروهای پشتیبانی سریع» سودان (RSF) در خاک اتیوپی و همسویی فزاینده آدیسآبابا با ابوظبی، صرفاً یک همکاری تاکتیکی نیست؛ بلکه نشانه چرخشی راهبردی در جهتگیری ژئوپلیتیک این کشور است. با این حال، این چرخش بیش از آنکه فرصتساز باشد، به یک قمار پرریسک شباهت دارد.
محاسبه امنیتی یا بازی با آتش؟
در قلب این معادله، جنگ داخلی سودان قرار دارد؛ نبردی میان ارتش سودان و نیروهای پشتیبانی سریع که بهتدریج ابعاد منطقهای یافته است. اتیوپی با حمایت غیرمستقیم از نیروهای پشتیبانی سریع، عملاً به گشایش جبههای تازه در ایالت نیل آبی کمک میکند؛ منطقهای که فاصلهای اندک با سد النهضه دارد. از نگاه آدیسآبابا، این اقدام میتواند دو هدف را تأمین کند: ایجاد یک حائل امنیتی در مرز غربی و جلوگیری از قدرتگیری ارتش سودان که ممکن است در آینده این سد را هدف قرار دهد.
اما این محاسبه بر یک پیشفرض پرخطر استوار است: تداوم فرسایشی جنگ در سودان و ناتوانی ارتش این کشور از تثبیت برتری. اگر ارتش سودان دست بالا را پیدا کند، حمایت اتیوپی از رقیبش میتواند بهانهای برای واکنش مستقیم باشد. در آن صورت، سد النهضه – که برای دولت اتیوپی نماد توسعه و اقتدار ملی است – به نقطهای آسیبپذیر در معادلات نظامی بدل خواهد شد.
تجربه تاریخی شاخ آفریقا نشان میدهد بیثباتی در این منطقه بهندرت در مرزها متوقف میشود. هر جنگ داخلی، دیر یا زود به رقابتهای نیابتی و تنشهای مرزی سرریز میکند. بنابراین، تضعیف سودان الزاماً به معنای تقویت موقعیت اتیوپی نیست؛ بلکه میتواند چرخهای تازه از ناامنی را فعال کند.
اتحاد با امارات؛ شراکتی با ریسک نامتوازن
در سوی دیگر این معادله، نزدیکی فزاینده اتیوپی به امارات متحده عربی قرار دارد. ابوظبی طی سالهای اخیر تلاش کرده نفوذ خود را در امتداد دریای سرخ و شاخ آفریقا گسترش دهد. اما تحولات اخیر – از خروج از سومالی تا تنشهای منطقهای – موقعیت این کشور را شکنندهتر کرده است. در چنین شرایطی، اتیوپی برای امارات به سکوی راهبردی مهمی تبدیل شده است؛ مسیری برای انتقال تجهیزات و حفظ نفوذ در معادله سودان.
با این حال، این شراکت الزاماً متوازن نیست. امارات میتواند در صورت تغییر شرایط، سرمایه و نفوذ خود را به میدانهای دیگر منتقل کند. اما اتیوپی با مرزهای طولانی، همسایگان متخاصم و ساختار فدرالی شکننده، توان چنین مانوری را ندارد. در واقع، بار اصلی پیامدهای احتمالی هرگونه شکست یا تشدید تنش بر دوش آدیسآبابا خواهد بود.
جبهه خارجی در برابر شکافهای داخلی
سیاست خارجی تهاجمی زمانی دنبال میشود که انسجام داخلی در وضعیت مطلوب باشد. اما اتیوپی هنوز با چالشهای حلنشده داخلی دستوپنجه نرم میکند. منطقه تیگرای بهطور کامل به ثبات نرسیده و نیروهای سیاسی آن همچنان نفوذ قابل توجهی دارند. در امهارا، شبهنظامیان فانو گهگاه علیه دولت مرکزی وارد درگیری میشوند. در اورومیا نیز نارضایتی تاریخی پابرجاست و تهدید به تشدید تنشها ادامه دارد.
در چنین فضایی، تخصیص منابع نظامی و سیاسی به جبههای خارجی، خطر خلأ امنیتی در داخل را افزایش میدهد. تجربه کشورهایی با ساختار قومی-فدرالی نشان میدهد که مداخله خارجی میتواند شکافهای داخلی را تعمیق کند. فشارهای گریز از مرکز، زمانی تشدید میشود که دولت مرکزی درگیر پروژههای پرهزینه بیرونی باشد.
مدافعان این سیاست استدلال میکنند که اتیوپی نمیتواند در محیطی خصمانه منفعل بماند و باید پیشدستانه عمل کند. از نگاه آنان، اگر نیروهای پشتیبانی سریع در سودان موقعیت برتر پیدا کند، اتیوپی میتواند نفوذ خود را در امتداد مرزهای غربی تثبیت کند و تهدید علیه سد النهضه را کاهش دهد. اما این سناریو بر فرض پیروزی قاطع نیروهای پشتیبانی سریع استوار است؛ فرضی که با واقعیت میدانی جنگ فرسایشی سودان فاصله دارد.
از منظر دیپلماتیک نیز چنین مداخلهای میتواند هزینهزا باشد. اتیوپی پیشتر در پی جنگ تیگرای با فشارهای بینالمللی مواجه شد. ورود آشکارتر به جنگ سودان ممکن است روابط خارجی و سرمایهگذاریهای حیاتی برای اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا آدیسآبابا در حال تقویت امنیت ملی است یا در حال گسترش دامنه ریسکها؟ اگر هدف، حفاظت از سد النهضه و تثبیت جایگاه منطقهای است، شاید مسیر کمهزینهتر از دل دیپلماسی منطقهای و کاهش تنش با همسایگان بگذرد، نه از راه گشودن جبهههای تازه.
شاخ آفریقا منطقهای است که در آن مرز میان قدرتنمایی و بیثباتی بسیار باریک است. قمار اتیوپی در سودان میتواند دستاوردهای کوتاهمدت به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت این خطر را دارد که همان بنیانهای داخلی را که قرار است از آنها حفاظت کند، در معرض فرسایش قرار دهد. در چنین محیطی، هر گام شتابزده ممکن است پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه به دنبال داشته باشد.




نظر شما