مردمی که هر بار در مصلا منتظرت بودند تا تصویری را ببینند که هیچ گاه در طول این ۳۶سال تکراری نشد و با آمدنت، قیام کنند و به خروش آیند، این بار مبهوت تصویری هستند بیتکرار.
این بار بهجای براعت استهلال چهرهات، قامت رشیدت را در پوشش سه رنگ دیدند و تابوت عهدت را به دوش کشیدند تا مگر قدری آرام گیرند که «فیه سکینة من ربکم». تو نرفتهای که بدرقهات کنیم؛ تو ماندهای و عروج کردهای و ماییم که با گرداب زمان در تقویم زمین دستوپا میزنیم. زودتر از همه رسیدی به همان قلهای که وعده کرده بودی و ما همچنان در پیچ و خم این پیچ تاریخی طاقتفرسا.
چنین عروجی گریستن ندارد. چشمها اگر دریایی است، در عزای خودمان است که چون بیوهگان ننگ سلامت ماند بر ما. از تاوان خونی که تا قیامت ماند بر ما. از آن لحظهای که از پا افتادی و ما بر پای بودیم. و خجلت «خونی که در رگ ماست» و هنوز در رگ ماست.از شرم عهدی که بسته بودیم با انصار ابیعبدالله(ع) که سبقت بگیریم در شهادت از بنیهاشم و پرواز کنیم به سوی معرکه تا شاید سر بگذاریم بر دامانت که «أوفیت بعهدی یابن رسولالله؟».اما گفته بودی اگر حرفی زدند که خونتان را به جوش آورد، اگر اهانتی کردند، اگر عکست را هم آتش زدند، سکوت کنیم. سکوت کردیم و هنوز ساکتیم! ۱۲۰روز از آخرین سکوتت گذشته و هنوز ساکتیم! به مسلخ رفتی و هنوز برجاییم! نفسهایت ایستاد و هنوز نفس میکشیم! نه ما، که قاتلانت نیز.سکوتمان سکوت رضا نبود؛ خشم فروخوردهای بود که روز موعود را انتظار میکشید. نشانهاش مشتهایی که به تأسی از کوه صلابتت گره کردیم و دندانهایی که بر هم فشرده شده بود و جمجمههایی که به خدا عاریت دادیم تا اگر کوهها متزلزل شدند، تکان نخوریم.گفتیم که اهل کوفه نیستیم و اگر ظهر روز دهم در کربلا نبودیم، صبح عاشورای اسفند که هستیم در کربلای ایران. اما صبح دهم که رسیدیم، داغدار تاسوعای اسفندت شدیم. داغی که خیابانپرورمان کرد و از آن روز، شبی نبوده که کارزار خیابان را ترک گوییم.
حالا جانفدایانی که جانفدایشان شدی، اقیانوسی شدهاند از دستهایی که سه اربعین، پرچم سهرنگ ایرانت را بر دوش کشیدهاند و اینک پرچم سرخ در کف، خونت را طلب میکنند. خونی که تضمین زندگی است که «فی القصاص حیاة». خونی که وحدت آفرید و ترجمان وحی بود در بعثت مردم؛ در آن روزی که شهادتت نقطه پایانی گذاشت بر تردیدها و بیطرفیها. روزی که از قامت افتادی تا ملتی برپای شود و نگذارند پرچمت بر زمین افتد که باید برخاست.
اما گفته بودی که نیرویمان را حفظ کنیم «برای روزی که کشور به آن نیازمند است؛ برای مقابله با دشمن». برای امروز! اینک ماییم و پرچم خونخواهی تو در رکاب نایبت و روز موعودی که وعده داده بودی. این گونه درعزای تو هستیم. بسمالله.
۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
کد مطلب: ۱۱۵۴۹۱۳
مردمی که هر بار در مصلا منتظرت بودند تا تصویری را ببینند که هیچ گاه در طول این ۳۶سال تکراری نشد و با آمدنت، قیام کنند و به خروش آیند، این بار مبهوت تصویری هستند بیتکرار.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما