جامعه اسلامی چگونه میتواند از رفتارهایی که در فرد فرد آن نهادینه شده، به ساختی اجتماعی برسد و نظامی را تشکیل بدهد که در آن نظام، فرد فرد جامعه توان رشد و توان رسیدن به سعادت را کسب کند؟
بازخوانی فرازهایی از بیانات حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای، ما را به هندسه نظام اسلامی در سپهر اندیشگانی امام شهید، نزدیک میکند.
چهار عمل فردی که خصوصیت نظامسازی اجتماعی دارند
خداوند متعال برای آن کسانی که وعده نصرت داده است، شرطی مقرر فرموده است: «وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر»، «اَلَّذینَ اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا الصَلوةَ وَ ءاتَوُا الزَّکوة وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبةُ الاُمور» .
خداوند متعال چهار شاخص را در این آیه شریفه برای آن مؤمنانی که قدرت در اختیار آنها قرار میگیرد و از زیر سلطه قدرتمندان جائر خارج میشوند، معین کرده و وعده کرده است که «اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر»؛ خدای متعال قادر است که یک چنین ملتی را نصرت کند و یقیناً هم نصرت خواهد کرد. از این چهار شرط، یکی نماز است، یکی زکات است، یکی امر به معروف است و دیگری نهی از منکر. هر کدام این چهار خصوصیت و چهار شاخص، یک جنبه فردی و شخصی دارند، لکن در کنار آن، یک جنبه اجتماعی و تأثیر در نظامسازی اجتماعی [هم] دارند.
نماز با آن همه راز و رمزی که در حقیقت نماز نهفته است که معراج هر مؤمن است، «قُربانُ کُلِّ تَقی» است، وسیله فوز و سعادت است، از همه اعمال برتر و بالاتر است، حتی نماز دارای جنبه اجتماعی هم هست. جنبه اجتماعی نماز این است که یکایک مسلمانان بهوسیله نماز با یک مرکز واحدی در تماس میشوند. در آنِ واحد در وقت نماز، همه مسلمانان در همه نقاطی که دنیای اسلام گسترده است، دل را به یک مرکز واحدی متصل میکنند؛ این اتصال همه دلها به یک مرکز واحد، یک مسئله اجتماعی است، یک مسئله نظامساز است، معینکننده و شکلدهنده هندسه نظام اسلامی است.
زکات که دارای جنبههای فردی است و گذشت و اعطای «مایحب» را به انسان میآموزد که خود این یک تجربه و آزمون بسیار مهم است، اما یک ترجمان اجتماعی دارد؛ زکات در استعمالات قرآنی، به معنی مطلق انفاقات است اعم از زکات مصطلحی است که در آیه شریفه «خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً» به آن اشاره شده است؛ زکات یعنی مطلق انفاقات مالی، [اما] جنبه اجتماعی و ترجمان اجتماعی نظامساز زکات این است که انسانی که در محیط اسلامی و جامعه اسلامی، برخوردار از مال دنیوی است، خود را متعهد میداند، مدیون میداند، طلبکار نمیداند، خود را بدهکار جامعه اسلامی میداند؛ هم در مقابل فقرا و ضعفا، هم در مقابل سبیلالله؛ بنابراین زکات با این نگاه، یک حکم و شاخص نظامساز است.
و اما امر به معروف و نهی از منکر که در واقع به نوعی زیربنای همه حرکات اجتماعی اسلام است که «بِها تُقامُ الفَرائِض». امر به معروف یعنی همه مؤمنان در هر نقطهای از عالم که هستند، موظفاند جامعه را بهسمت نیکی، بهسمت معروف، بهسمت همه کارهای نیکو حرکت دهند؛ و نهی از منکر یعنی همه را از بدیها، از پستیها، از پلشتیها دور بدارند. هر کدام از این چهار شاخص بهنحوی ترجمان ساخت و هندسه نظام اسلامی است.
اول فروردین ۱۳۹۴/ بیانات در حرم مطهر رضوی
اساس نظام اسلامی بر تکریم انسان است
اساس نظام اسلامی بر اطاعت از خداوند است؛ این آن مایز اصلی است؛ «اطیعوا الله و اطیعوا الرّسول»، «ان کنتم تحبّون الله فاتّبعونی یحببکم الله». بنابراین اساس نظام اسلامی، اطاعت از خدای متعال است.
اطاعت از خدای متعال، چند مرتبه دارد، چند مرحله دارد: یک اطاعت، اطاعت موردی است. در مواردی خدای متعال میفرماید که این عمل را انجام دهید - ولو این مسئله، مسئله شخصی است - مثلاً نماز بخوانید، یا فرض کنید که صوم و زکات و بقیه امور. این یک جور اطاعت است که انسان امر الهی را اطاعت میکند، نهی الهی را اطاعت میکند. از این مهمتر، اطاعت خطی است. یعنی روش و راه و نقشهای که خدای متعال برای زندگی معین میکند؛ این را یک مجموعهای از مردم اطاعت کنند تا این نقشه تحقق پیدا کند. این نقشه با اَعمال فردی حاصل نمیشود؛ این یک حالت دیگری است، یک مسئله دیگری است، مسئله بالاتری است؛ یک کار جمعی نیاز دارد تا اینکه نقشه الهی، هندسه الهی در وضع جامعه اسلامی تحقق پیدا کند. فرض بفرمایید که در مکه مسلمانها اعمال خودشان را انجام میدادند؛ اما جامعه اسلامی در مکه با جامعه اسلامی در مدینه که حکومت اسلامی در آن تشکیل شد، متفاوت است. یک کار جدید، یک حرکتِ فراتر از حرکات فردی به وجود آمد و لازم است؛ که اگر این تحقق پیدا کرد، آن وقت «لأکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»زندگی، زندگی خوبی خواهد شد؛ زندگی سعادتمندانهای خواهد شد؛ آثار و برکات و نتایج مطلوبی که بر اطاعت امر الهی مترتب است، بر زندگی مترتب خواهد شد.
نظام اسلامی به انسانها سعادت میدهد. نظام اسلامی هم یعنی آن نظامی که مبنی بر هندسه الهی است برای جامعه؛ مبنی بر نقشه خداست در جامعه. اگر این نقشه تحقق پیدا کرد، خیلی از تخلفات فردی و شخصی و جزئی قابل اغماض خواهد بود.
روایت معروفی است که نقل حدیث قدسی را میکند: «لأعذّبنّ کلّ رعیّة اطاعت اماما جائرا لیس من الله و لو کانت الرّعیّة فی اعمالها برّة تقیّة». نقطه مقابلش: «و لأعفونّ عن کلّ رعیّة اطاعت اماما عادلا من الله و ان کانت الرّعیّة فی اعمالها ظالمة مسیئة». یعنی کار فردی و تخلف فردی در یک نظام عظیم اجتماعی که حرکت عمومی به یک سمت درستی است، قابل اغماض است؛ یا شاید به تعبیر دقیقتر، قابل اصلاح است؛ بالاخره میتواند این جامعه را، این افراد را به سرمنزل مقصود برساند؛ برخلاف اینکه اگر چنانچه نه، اعمال فردی درست بود، اما روابط اجتماعی، نظامات اجتماعی، نظامات غلطی بود، نظامات جائری بود، نظاماتِ از ناحیه خدا نبود، از ناحیه شیطان بود، از ناحیه نفس بود، اعمال فردی نمیتواند این جامعه را بالاخره به سرمنزل مقصود برساند؛ آن چیزی که مطلوب شرایع الهی است از سعادت انسان، آن را نمیتواند برایشان به وجود بیاورد. بنابراین مسئله اطاعت کلان و اینکه انسان خط الهی را جستوجو کند و بیابد و آن را دنبال کند، بسیار اهمیت پیدا میکند. نظام اسلامی بر اساس توحید است. پایه اصلی، توحید است. پایه مهم دیگر، مسئله عدل است. پایه مهم دیگر، مسئله تکریم انسان و کرامت انسان و آرای انسان و اینهاست. خوب، اگر چنانچه با این دید به جامعه اسلامیِ خودمان نگاه کنیم، خواهیم دید که نظام اسلامی توانسته است یک حرکت عظیمی را در دنیای اسلام نسبت به این مجموعه خاص به وجود بیاورد که با هیچ حرکت فردیای امکانپذیر نبود. یعنی امروز وقتی به دنیای اسلام نگاه میکنیم، میبینیم آن جامعهای که بر شکل و هندسه الهی تشکیل شده، نظام جمهوری اسلامی است.
۶ اسفند ۱۳۸۸/ بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری





نظر شما