در روزهایی که میلیونها نفر در تهران و شهرهای مختلف کشور برای بدرقه رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران به خیابانها آمدند، دوربینها بیش از هر چیز جمعیت، اشکها، پرچمها و آیین وداع را ثبت کردند. اما فراتر از تصاویر و آمارها، این مراسم از زاویه ای دیگر نیز قابل بررسی است؛ زاویه ای که کمتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و آن، مفهوم «سرمایه اجتماعی» است.
جامعه شناسان معتقدند برخی رخدادهای ملی، تنها یک مناسبت سیاسی یا مذهبی نیستند، بلکه به فرصتی برای بروز احساس تعلق، همبستگی و مشارکت اجتماعی تبدیل میشوند. در چنین بزنگاه هایی، جامعه برای ساعاتی یا روزهایی، تجربه ای مشترک را از سر میگذراند؛ تجربه ای که اگر به درستی مدیریت و حفظ شود، میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی بینجامد و اگر به حال خود رها شود، به خاطره ای تاریخی محدود خواهد شد.
اکنون که مراسم تشییع درحال برگزاری و در برخی شهرها به پایان رسیده ، پرسش مهمتر از تعداد شرکت کنندگان، این است که آیا این همدلی میتواند در آینده نیز به شکل اعتماد، مشارکت و مسئولیت پذیری اجتماعی ادامه پیدا کند؟
سرمایه اجتماعی؛ سرمایهای که دیده نمیشود
در ادبیات علوم اجتماعی، سرمایه اجتماعی به شبکه ای از اعتماد، همکاری، مشارکت و ارتباط میان افراد جامعه گفته میشود؛ سرمایه ای که برخلاف سرمایه اقتصادی یا فیزیکی، قابل اندازه گیری با پول و آمار نیست، اما آثار آن در همه عرصه های زندگی اجتماعی دیده میشود.
جامعه ای که از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار باشد، در برابر بحران های طبیعی، اقتصادی و سیاسی، توان بیشتری برای حفظ انسجام خود دارد. مردم در چنین جامعه ای راحت تر به یکدیگر اعتماد میکنند، برای حل مشکلات همکاری میکنند و مشارکت در امور عمومی را وظیفه ای اجتماعی میدانند.
به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران توسعه معتقدند هیچ کشوری بدون سرمایه اجتماعی قدرتمند، به توسعه پایدار دست پیدا نمیکند. توسعه تنها ساخت جاده، کارخانه یا افزایش تولید ناخالص داخلی نیست؛ توسعه زمانی معنا پیدا میکند که میان مردم و میان مردم و نهادهای رسمی، رابطه ای مبتنی بر اعتماد و همکاری شکل گرفته باشد.
مراسمی فراتر از یک آیین سوگواری
آیین تشییع رهبر شهید را میتوان از منظرهای مختلف سیاسی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی تحلیل کرد، اما از نگاه جامعه شناختی، این مراسم نمونه ای از یک «کنش جمعی» نیز به شمار می رود.
در این رویداد، اقشار مختلف جامعه، از سالمندان و خانوادهها گرفته تا دانشجویان، کارگران، اصناف، نیروهای امدادی، گروه های مردمی و داوطلبان، در یک فضای مشترک حضور پیدا کردند؛ همین حضور، صرف نظر از انگیزه های فردی افراد، نشان دهنده ظرفیت جامعه برای شکل گیری رفتارهای جمعی در بزنگاه های مهم است.
کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند چنین تجربه هایی میتواند احساس تعلق به جامعه را تقویت کند. هنگامی که افراد خود را بخشی از یک تجربه مشترک میبینند، مفهوم «ما» در برابر «من» پررنگ تر میشود و این موضوع یکی از پایه های شکل گیری سرمایه اجتماعی است.
همبستگی؛ نقطه آغاز یا پایان؟
یکی از مهم ترین ویژگیهای چنین مراسمی، ایجاد حس همبستگی است؛ اما همبستگی اجتماعی مفهومی فراتر از حضور همزمان افراد در یک مکان است.
جامعهشناسان تأکید میکنند همبستگی زمانی معنا پیدا میکند که پس از پایان مراسم نیز در رفتارهای روزمره ادامه پیدا کند؛ یعنی در همکاریهای اجتماعی، فعالیتهای داوطلبانه، احترام به حقوق شهروندی، مشارکت در امور عمومی و افزایش اعتماد متقابل میان مردم خود را نشان دهد.
به بیان دیگر، اگر همدلی ایجاد شده تنها به همان روزهای مراسم محدود بماند، سرمایه اجتماعی جدیدی شکل نگرفته است؛ اما اگر این تجربه مشترک بتواند بر روابط اجتماعی آینده اثر بگذارد، آن گاه میتوان از شکل گیری یک سرمایه اجتماعی تازه سخن گفت.
اعتماد عمومی؛ حلقه مفقوده یا سرمایه آینده؟
بخش مهمی از مطالعات علوم اجتماعی، اعتماد عمومی را مهم ترین رکن سرمایه اجتماعی میدانند. اعتماد، زیربنای همکاری، مشارکت و تعامل سازنده میان شهروندان و همچنین میان جامعه و نهادهای رسمی است.
کارشناسان معتقدند اعتماد با شعار ایجاد نمیشود؛ بلکه نتیجه تجربههای مکرر مردم از عدالت، شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی است. هر اندازه این تجربه ها مثبت تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز تقویت خواهد شد.
از این منظر، مراسمهای ملی میتوانند فرصت مناسبی برای افزایش احساس نزدیکی و اعتماد باشند، اما حفظ این سرمایه به تصمیمها و سیاستهایی بستگی دارد که پس از پایان مراسم اتخاذ میشود.
نقش مردم؛ سرمایهای که نباید نادیده گرفته شود
یکی از مهم ترین جلوه های این مراسم، حضور داوطلبانه هزاران نفر در ارائه خدمات است. نیروهای امدادی، کارکنان خدمات شهری، رانندگان ناوگان حمل ونقل، پاکبانان، گروههای مردمی و داوطلبان، هر یک بخشی از بار برگزاری این رویداد را بر دوش داشتند.
از نگاه جامعه شناسی، این مشارکت داوطلبانه، یکی از مهم ترین نشانه های سرمایه اجتماعی است. جامعه ای که شهروندان آن بدون اجبار برای حل مسائل عمومی وارد میدان میشوند، از ظرفیت بالاتری برای عبور از بحرانها برخوردار است.
این تجربه نشان داد که در بزنگاه های مهم، جامعه ایران همچنان توان سازماندهی و همکاری جمعی را دارد؛ ظرفیتی که اگر به درستی تقویت شود، میتواند در بسیاری از مسائل دیگر نیز به کار گرفته شود.
رسانهها و مسئولیت روایت
در روزهای برگزاری مراسم، بخش عمده پوشش رسانه ای بر ابعاد خبری و تصویری متمرکز است؛ اما کارشناسان ارتباطات معتقدند نقش رسانه ها تنها ثبت وقایع نیست؛ رسانهها میتوانند چنین رویدادهایی را به فرصتی برای گفت وگو درباره اعتماد، مشارکت، مسئولیت اجتماعی و انسجام ملی تبدیل کنند. پرداختن به تجربه نیروهای داوطلب، نقش خانوادهها، خدمات امدادی، همکاری شهروندان و ابعاد اجتماعی مراسم، میتواند تصویری عمیق تر از جامعه ارائه دهد؛ در واقع، رسانه تنها روایتگر سرمایه اجتماعی نیست؛ بلکه خود میتواند در تقویت یا تضعیف آن نقش داشته باشد.
از احساس مشترک تا مسئولیت مشترک
یکی از مهم ترین پرسشهایی که پس از پایان این مراسم مطرح میشود، این است که چگونه میتوان احساس مشترک ایجادشده را به مسئولیت مشترک تبدیل کرد؟
کارشناسان بر این باورند که پاسخ این سؤال در تقویت مشارکت مدنی نهفته است. هر اندازه فرصت حضور مردم در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، خیریه، محیط زیستی و محلی بیشتر شود، سرمایه اجتماعی نیز پایدارتر خواهد شد؛ همچنین نهادهای آموزشی، دانشگاهها، سازمانهای مردم نهاد و رسانه ها میتوانند با گسترش گفت وگو و تقویت فرهنگ همکاری، از این سرمایه محافظت کنند.
تجربه جهان چه میگوید؟
تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که رویدادهای ملی، اعم از تشییع رهبران، حوادث طبیعی یا مناسبت های تاریخی، معمولاً در کوتاه مدت به افزایش همبستگی اجتماعی منجر میشوند، اما دوام این همبستگی به سیاستهای پس از آن بستگی دارد.
در کشورهایی که توانسته اند این احساس مشترک را به مشارکت مدنی، اعتماد عمومی و همکاری اجتماعی پیوند بزنند، سرمایه اجتماعی نیز ماند گارتر شده است. در مقابل، هرگاه این فرصت از دست رفته، اثرات آن نیز به مرور زمان کاهش یافته است.
سرمایهای برای آینده
شاید مهمترین پیام این رویداد آن باشد که جامعه ایران، با وجود تفاوت دیدگاهها و سلایق، همچنان ظرفیت شکل گیری رفتارهای جمعی در مقاطع حساس را دارد. این ظرفیت، سرمایه ای ارزشمند است که حفظ آن نیازمند توجه مستمر به اعتماد عمومی، گفت وگوی اجتماعی، مشارکت شهروندان و تقویت نهادهای مدنی است.
سرمایه اجتماعی، سرمایه ای نیست که تنها در روزهای بحران به آن نیاز داشته باشیم. این سرمایه، پشتوانه توسعه، امنیت، پیشرفت و آرامش اجتماعی است. هر اندازه این سرمایه افزایش یابد، توان جامعه برای حل مسائل پیچیده نیز بیشتر خواهد شد.
آیین تشییع رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر ابعاد سیاسی، مذهبی و تاریخی، فرصتی برای بازاندیشی درباره یکی از مهم ترین دارایی های هر جامعه یعنی سرمایه اجتماعی بود. آنچه در خیابانها شکل گرفت، تنها حضور جمعیت نبود؛ بلکه نمایشی از ظرفیت جامعه برای همدلی، همکاری و مشارکت بود.
اکنون مهمترین پرسش پیش روی سیاست گذاران، نخبگان، رسانهها و جامعه این است که چگونه میتوان این تجربه مشترک را به سرمایه ای ماندگار تبدیل کرد؛ سرمایه ای که نه فقط در مراسم های ملی، بلکه در زندگی روزمره، در حل مسائل عمومی، در افزایش اعتماد و در تقویت همبستگی اجتماعی نیز خود را نشان دهد.
شاید پاسخ به همین پرسش، مهمترین میراث اجتماعی این رویداد برای آینده ایران باشد.





نظر شما