وداع با آقای شهید ایران

این بار، جاده‌ها به مقصدی متفاوت ختم می‌شدند و عقربه‌های ساعت شهر، در انتظار لحظه‌ای تاریخی ایستادند. روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه مشهد، «شهر شهادت»، آغوش گشوده بود تا پاره تن خود را پس از دهه‌ها مجاهدت، در سایه‌سار هشتمین خورشید ولایت پناه دهد.

آرام بگیر ای علمدار خستگی‌ناپذیر
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

این بار، جاده‌ها به مقصدی متفاوت ختم می‌شدند و عقربه‌های ساعت شهر، در انتظار لحظه‌ای تاریخی ایستادند. روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه مشهد، «شهر شهادت»، آغوش گشوده بود تا پاره تن خود را پس از دهه‌ها مجاهدت، در سایه‌سار هشتمین خورشید ولایت پناه دهد. پیکر مطهر امام مجاهد، سید شهیدان خدمت و مقاومت، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای (قدس‌الله‌ نفسه‌ الزکیه) آمده بود تا برای همیشه در جوار مرقد مطهر امام ثامن و ضامن(ع) آرام گیرد.
در این لحظات غریب، ورق‌ زدن تاریخ حضور ایشان در این قطعه از بهشت، نه یک مرور ساده، که بازخوانی دفتر خاطرات یک ملت است؛ خاطراتی که از کوچه‌های «سرشور» آغاز و در «بیت رهبری» جهانی شد.

طنین نخستین بیعت؛ صحن‌هایی که هنوز می‌لرزند

خاطره‌ها هجوم می‌آورند؛ به فروردین ‌ماه ۱۳۶۹ بازمی‌گردم. تنها چند ماه از آغاز سکان‌داری ایشان در قامت رهبر دوم انقلاب گذشته بود. یادم هست آن روزها شوقی وصف‌ناپذیر در میان جوانان مشهدی موج می‌زد. آن زمان، «صحن امام خمینی(ره)» میزبان مردی بود که بوی امام(ره) را می‌داد و صلابتش، تسلای دل‌های داغدار امت بود. از سپیده‌دم با رفقا ایستادیم تا در صف اول بیعت باشیم. فشار جمعیت چنان بود که پای بر سنگفرش‌های صحن می‌فشردیم تا موج اشتیاق، ما را از دیدار محروم نکند. وقتی آن قامت استوار بر جایگاه قرار گرفت، مشهد گویی جان دوباره یافت. آن روز، آغاز سنتی حسنه بود که هر نوروز، نبض ایران را با طنین فرمایشات راهبردی ایشان در «رواق امام خمینی(ره)» و «صحن پیامبر اعظم(ص)» تنظیم می‌کرد. سخنرانی‌هایی که فراتر از یک پیام تبریک، نقشه راه یک‌ساله کشور و مانیفست مقاومت در برابر استکبار جهانی بود.

از «ریاست خدمه» تا «ضریح نور»؛ پیوندی فراتر از سیاست

ایشان تنها یک رهبر سیاسی یا یک مرجع تقلید نبودند؛ ایشان فرزند معنوی و خادم دلباخته این آستان بودند. پیوند ایشان با حضرت رضا(ع) ریشه‌ای عمیق و وجودی داشت. از ۲۵ فروردین ۱۳۵۸ که حکم «ریاست خدمه» آستان قدس رضوی به نام ایشان صادر شد، هیچ‌ گاه این علقه گسسته نشد. طعم شیرین حضور در مراسم‌های غبارروبی، جایی که رهبر مقتدر جهان اسلام با خضوعی مثال‌زدنی و چشمانی بارانی، جارو به دست می‌گرفتند و غبار از ساحت قدسی مزار امام می‌ستردند، هرگز از یاد زائران نخواهد رفت.هنوز در خاطر داریم روز ۱۶ اسفند ۱۳۷۹ را؛ آن عید قربانِ ماندگار که با سرانگشتان پرخیر ایشان، «ضریح نور» (پنجمین ضریح مطهر) به روی عاشقان گشوده شد. ایشان در تمام این سال‌ها، هرگاه در پی مدد از ولی خود برای ایفای درست بار مسئولیت امت بودند، پناهگاهی جز کنج خلوت حرم مطهر و استغاثه به درگاه سلطان خراسان نداشتند. امروز که ایشان برای همیشه در این حریم قدسی ساکن می‌شوند، در حقیقت به خانه‌ای بازگشته‌اند که روحشان هرگز از آن خارج نشده بود.

جغرافیای مبارزه؛ از مسجد کرامت تا ورزشگاه تختی

مشهد برای شهید عالی‌قدر ما، صرفاً زادگاه نبود؛ جبهه نخست مبارزه و آزمایشگاه اندیشه‌های انقلابی بود. راهی که امروز به شهادت ختم شده، از محله «سرشور» و خانه باصفا و بی‌آلایش پدری در کوچه «آیت‌الله حاج سیدجواد خامنه‌ای» آغاز شده بود. اسناد تاریخی و حافظه جمعی مردم مشهد شهادت می‌دهند که ایشان چگونه در «مسجد کرامت» و «مسجد امام حسن مجتبی(ع)» با تفسیرهای نوگرایانه از قرآن، بذرهای بیداری و مقاومت را در دل جوانان و طلاب کاشتند.کیست که حماسه‌ شب عاشورای ۱۳۵۷ را فراموش کند؟ در آن فضای خفقان‌بار که چکمه‌های دژخیمان پهلوی روی سینه شهر سنگینی می‌کرد، ایشان با شجاعتی علوی، خطبه‌ تاریخی حرم مطهر را به نام «امام خمینی(ره)» خواندند و با نهیبی حیدری، لرزه بر اندام رژیم ستمشاهی انداختند.

حماسه خطبه‌خوانی؛ لرزه بر اندام طاغوت در شب عاشورا

در میان اوراق زرین تاریخ مبارزات ایشان در حرم مطهر، واقعه ۱۸ آذر ماه ۱۳۵۷ (شب عاشورای حسینی) چون نگینی می‌درخشد. در آن شب تاریخی، پس از راهپیمایی‌های میلیونی مردم در روز تاسوعا، صحن انقلاب اسلامی (صحن عتیق) شاهد رخدادی بی‌نظیر بود. آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای با درایت و شجاعتی وصف‌ناپذیر، در مراسم سالیانه خطبه‌خوانی، سنتی دیرینه را شکستند. ایشان در حضور زائران، مجاوران و حتی مسئولان ارشد کشوری و لشکری رژیم پهلوی، خطبه را با نام مبارک رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) قرائت کردند. آن سخنرانی مستقیم و بی‌پرده که با نقد صریح حکام و پیش‌بینی سقوط رژیم همراه بود، هم دعوتی به هوشیاری برای ملت بود و هم نهیبی حیدری بر پیکره استبداد که لرزه بر اندام رژیم منحوس شاهنشاهی انداخت.
حتی نام ورزشگاه بزرگ شهر ما مدیون شجاعت و درایت ایشان است؛ آن روز که در آبان ۵۷ در ورزشگاه «سعدآباد»، ایشان در میان خیل عظیم جمعیت، نام پهلوان «تختی» را بر آن نهادند و فریاد تکبیر مردم، آن را برای همیشه در جریده تاریخ ثبت کرد. ایشان در دوران تبعید و زندان نیز هرگز از یاد مشهد غافل نبودند و این شهر، همواره کانون الهام‌بخش فعالیت‌های ایشان باقی ماند.

میراث علمی و معنوی در حوزه علمیه مشهد

نقش ایشان در اعتلای حوزه علمیه مشهد و تربیت شاگردانی که بعدها استوانه‌های نظام شدند، فصلی درخشان از زندگی رهبر شهید انقلاب است. جلسات درس ایشان در مدرسه میرزا جعفر و مباحثات علمی با علمای بزرگ خراسان، نشان از تسلط بی‌نظیر ایشان بر فقه، اصول و معارف اسلامی داشت. ایشان همواره تأکید داشتند مشهد باید قطب فکری و فرهنگی جهان تشیع باقی بماند. تلاش‌های ایشان برای نوسازی ساختار آستان قدس رضوی و تبدیل آن به یک نهاد عظیم فرهنگی و اجتماعی برای اشاعه اندیشه رضوی، میراثی است که تا نسل‌ها نه تنها برکت آن شامل حال زائران و مجاوران خواهد بود که افقی عظیم در بازخوانی تاریخ امامان شیعه گشود.

سرانجام یک سفر؛ خانه ابدی در همسایگی خورشید

امروز، قصه آن مبارزات خونین، آن سخنرانی‌های پرشور در سرمای زمستان ۵۷ و آن ارادت‌های بی‌پایان به نقطه اوج و کمال خود رسیده است. امام مجاهد ما که روزگاری در محوطه بیمارستان امام رضا(ع) در اعتراض به ظلم و کشتار مردم توسط رژیم، پیشاپیش علما تحصن می‌کردند، اکنون خود به عالی‌ترین نماد مظلومیت، اقتدار و شهادت در راه آرمان‌ها بدل شده و به خانه بازگشته‌اند.
این بار، فرزند خلف مشهد، نه برای سخنرانی نوروزی و تبیین راهبردهای کلان نظام، که برای اقامتی ابدی در «پناه چادر زهرایی» خورشید هشتم(ع) آمده است. مشهد، این بار با چشمان اشکبار و دل‌هایی شرحه‌شرحه از داغ فراق، نه به عنوان یک «میهمان»، که به عنوان «صاحبخانه» و پناهگاه ابدی، پیکر مطهر ایشان را تا بهشت برین حرم منور بدرقه ‌کرد.
خیابان‌های خسروی، طبرسی، شیرازی و امام رضا(ع) در روز ۱۸ تیر شاهد وداعی بودند که تاریخ نظیر آن را تنها در تشییع پیکر مطهر امام راحل(ره) به یاد دارد. مردم از دورترین روستاهای خراسان و از اقصی نقاط جهان اسلام آمده‌ بودند تا بگویند راه این شهید بزرگوار که همان راه عزت، استقلال و بندگی خدا بود، هرگز متوقف نخواهد شد.
آرام بگیر ای علمدار خستگی‌ناپذیر؛ ای که تمام عمرت را وقف اعتلای کلمة‌الله و خدمت به محرومان کردی. اکنون در همسایگی خورشید هشتم، در آغوش مولایت رضا(ع) بیارام، که برای مجاهدان راه خدا، هرگز غروبی نیست و نام تو در صحیفه تاریخ، جاودانه خواهد ماند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha