بیانیه پایانی اجلاس آنکارا در نگاه نخست، یکی از کوتاهترین اسناد تاریخ معاصر ناتو است، اما همین اختصار، مهمترین نشانه تحول درونی این ائتلاف محسوب میشود. در حالی که بیانیه بروکسل در سال ۲۰۲۱، ۷۹ بند، ویلنیوس در سال ۲۰۲۳، ۹۰ بند و واشنگتن در سال ۲۰۲۴، ۳۸ بند داشت، اجلاس آنکارا تنها با ۶ بند به پایان رسید.
این تفاوت صرفاً یک تغییر شکلی نیست. محدود شدن بیانیه به چند محور اصلی نشان میدهد اختلافهای واشنگتن و اروپا درباره آینده ناتو همچنان پابرجاست و تنها نقاط مورد توافق در متن نهایی گنجانده شده است. شعار «اروپایی قویتر در ناتویی قویتر» نیز بیش از آنکه بیانگر یک راهحل باشد، تلاشی برای مدیریت همین شکافهاست.
سه جبهه همزمان؛ روسیه، ایران و چین
راهبردی که اکنون با عنوان ناتو ۳.۰ شناخته میشود، نشاندهنده تغییر مأموریت این ائتلاف از یک سازمان صرفاً اروپایی به ساختاری با دامنه فعالیت فرامنطقهای است.
در این الگو، اروپا مسئولیت بیشتری برای امنیت خود و حمایت از اوکراین در برابر روسیه بر عهده میگیرد؛ در غرب آسیا، شکلگیری نظمی جدید با محوریت اسرائیل دنبال میشود که عادیسازی روابط ترکیه و اسرائیل، اسرائیل و سوریه و کشورهای عربی بخشی از آن است و همزمان، ایران بهعنوان مهمترین مانع این نظم هدف فشار قرار میگیرد.
در شرق نیز همکاری ناتو با چهار شریک آسیایی خود، یعنی ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند، وارد مرحلهای تازه شده است؛ روندی که در بلندمدت میتواند دامنه عملیاتی ناتو را به منطقه هند-آرام گسترش دهد.
اظهارات مارک روته، دبیرکل ناتو، نیز همین جهتگیری را تأیید میکند. او در آستانه اجلاس گفت: «ناتو نباید سادهلوح باشد» و تأکید کرد روسیه با چین، ایران و کره شمالی همکاری نزدیکی دارد. روته همچنین تصریح کرد: «امنیت منطقه یورو-آتلانتیک و هند-آرام بهطور تنگاتنگ به یکدیگر مرتبط هستند.»
اقتصاد جنگ؛ موتور محرک ناتو ۳.۰
تحول جدید ناتو تنها ابعاد امنیتی ندارد و بر پایه یک مدل اقتصادی نیز طراحی شده است.واشنگتن دو هدف مشخص را دنبال میکند؛ نخست افزایش هزینههای دفاعی اعضای ناتو به پنج درصد تولید ناخالص داخلی و دوم، ایجاد زنجیرهای جدید برای تولید و تأمین تسلیحات.
در این چارچوب، قراردادهای تسلیحاتی ۵۰ میلیارد دلاری که در بیانیه آنکارا به آن اشاره شده و همچنین توافق ۱۰ میلیارد دلاری ناتو با کره جنوبی برای دسترسی سئول به بازار مشترک خریدهای دفاعی، نخستین حلقههای این معماری اقتصادی محسوب میشوند.
همزمان، ایده تأسیس بانک دفاعی ناتو نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ ابتکاری که میتواند صنایع نظامی را بیش از گذشته با شبکه سرمایه مالی بینالمللی پیوند دهد و اقتصاد دفاعی را به ستون اصلی ناتو ۳.۰ تبدیل کند.
ترکیه؛ بازیگر محوری در معماری جدید ناتو
در این بازطراحی، جایگاه ترکیه نیز دستخوش تغییر شده است؛ آنکارا دیگر صرفاً یکی از اعضای ناتو نیست، بلکه به یکی از محورهای عملیاتی این ائتلاف تبدیل میشود. بر اساس الگوی جدید، ترکیه باید هم نقش مهمتری در امنیت اروپا در برابر روسیه ایفا کند، هم در نظم جدید غرب آسیا جایگاه خود را تثبیت کند و هم در راهبرد مهار ایران مشارکت داشته باشد.
ساخت فرماندهی دریایی ناتو در بسفر با تمرکز بر روسیه و استقرار مقر جدید نظامیان ناتو در آدانا با مأموریت غرب آسیا و ایران، نشانههای عملی این جابهجایی ژئوپلیتیکی هستند.
در همین حال، دولت رجب طیب اردوغان نیز این تحول را فرصتی برای گسترش صنایع دفاعی خود میداند. حضور رسمی «مجمع صنایع دفاعی» در برنامه اجلاس آنکارا، در کنار نقشآفرینی شرکتهایی مانند «آسلسان» و «بایکار»، نشان میدهد اقتصاد دفاعی ترکیه نیز بخشی از پروژه ناتو ۳.۰ خواهد بود.
ناتو در مسیر آسیا
چهار سال است که رهبران ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند به اجلاسهای ناتو دعوت میشوند و همکاریهای دفاعی و فناورانه با این کشورها بهطور مستمر در حال گسترش است.
پیشنهاد ایجاد دفتر ارتباطی ناتو در توکیو، هرچند با مخالفتهایی از جمله فرانسه روبهرو شده، بخشی از همین روند است؛ روندی که در نهایت میتواند به شکلگیری ساختاری شبیه «ناتوی آسیایی» منجر شود.
مجموع این تحولات نشان میدهد ناتو ۳.۰ صرفاً نسخه جدیدی از این ائتلاف نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف نقش آن در رقابتهای جهانی قرن بیستویکم است؛ رقابتی که از مرزهای اروپا فراتر رفته و غرب آسیا، هند-آرام و در نهایت چین را نیز در بر میگیرد.




نظر شما