تحولات منطقه

صد و سی ‌و پنجمین روز تقابل، روزی بود که بحران از سطح «اختلاف بر سر تردد کشتی‌ها» عبور کرد و به نبردی آشکار بر سر حاکمیت در تنگه هرمز تبدیل شد.

پس از حمله به ۱۴۰هدف در ایران و پاسخ موشکی به پایگاه‌های آمریکا؛ بازگشت جنگ به قلب خلیج فارس
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، صد و سی ‌و پنجمین روز تقابل، روزی بود که بحران از سطح «اختلاف بر سر تردد کشتی‌ها» عبور کرد و به نبردی آشکار بر سر حاکمیت در تنگه هرمز تبدیل شد. پس از موج جدید حملات آمریکا به جنوب ایران و اعلام سنتکام مبنی بر هدف قرار دادن حدود ۱۴۰نقطه نظامی، ارتباطی و ساحلی، جمهوری اسلامی پاسخ را از محدوده خلیج فارس فراتر برد و پایگاه‌ها و تأسیسات مرتبط با آمریکا در قطر، بحرین، کویت، اردن و عمان را هدف قرار داد.

همزمان، مرجع ایرانی مدیریت تنگه اعلام کرد عبور از هرمز تا بازگشت ثبات ممکن نیست. در منطق ایران، این تصمیم بستن یک آبراه برای نمایش قدرت نیست، بلکه تثبیت یک اصل است. امنیت هرمز بدون پذیرش نقش ایران و بدون توقف مداخله نظامی آمریکا قابل تصور نیست.

هرمز؛ خط مقدم نبرد

واکنش ایران به نقض عهدهای مکرر آمریکا و رژیم صهیونیستی، مسدود کردن مقتدرانه تنگه هرمز بود. ابزار اصلی بازدارندگی‌ کشور نه در انبارهای پنهان، بلکه در جغرافیای آشکار و حیاتی منطقه قرار دارد؛ جایی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند.

از همین منظر، اعلام «کنترل مقتدرانه هرمز» توسط سپاه پاسداران و تأکید نهاد مدیریت تنگه بر توقف عبور تا بازگشت آرامش، یک اقدام تاکتیکی نیست. جمهوری اسلامی می‌خواهد وضعیت جدیدی را به آمریکا و همسایگان دیکته کند. عبور از هرمز باید در هماهنگی با ایران و عمان و در چارچوب ترتیبات جدید باشد، نه از مسیرهایی که ایران آن‌ها را غیرقانونی و محصول فشار آمریکا می‌داند.

آمریکا در برابر این نظم تازه، همچنان بر رؤیای «آزادی کشتیرانی» تکیه می‌کند. سنتکام می‌گوید هرمز باز است و نیروهای آمریکایی آماده‌اند عبور کشتی‌ها را تضمین کنند؛ اما همزمان، تهدید امنیتی در تنگه در بالاترین سطح قرار دارد، کشتی‌ها تردد خود را متوقف یا پنهان می‌کنند و حتی خدمه یک کشتی هدف ‌گرفته ‌شده ناچار به ترک شناور شده‌اند. این شکاف میان ادعا و واقعیت، همان نقطه‌ای است که ایران بر آن فشار می‌آورد.

پاسخ منطقه‌ای؛ پیام به میزبانان آمریکا

تحول مهم دیگر، گسترش پاسخ ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه بود. ایران از حمله به العدید قطر، پایگاه شاهزاده حسن در اردن، تأسیسات مرتبط با آمریکا در بحرین و کویت و مراکز پشتیبانی و سوخت‌رسانی در عمان رونمایی کرد. این دامنه پاسخ، حامل یک پیام روشن است؛ کشوری که میزبان عملیات آمریکا علیه ایران باشد، نمی‌تواند خود را بیرون از میدان نگه دارد. مشکل اصلی حضور نظامی آمریکا و استفاده از خاک و امکانات منطقه علیه ایران است. بنابراین پیام ایران به دولت‌های خلیج فارس این است که بی‌طرفی با میزبانی از ماشین جنگی آمریکا جمع نمی‌شود.

تفاهم‌نامه در آستانه فروپاشی

در سطح سیاسی، سخن محمدباقر قالیباف که «عصر توافقات یک‌طرفه تمام شده» خلاصه وضعیت تفاهم‌نامه است. از نگاه ایران، آمریکا هم بند آتش‌بس را با حملات مکرر نقض کرده، هم با ایجاد مسیرهای توافق نشده در تنگه هرمز، حق حاکمیتی ایران را دور زده و هم فشارهای تازه را بر ایران تحمیل کرده است. به همین دلیل، اصرار بر اجرای یک‌طرفه تعهدات، دیگر قابل قبول نیست.با این حال، مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده است. گفت‌وگوهای ایران، عمان و قطر درباره مدیریت تنگه نشان می‌دهد ایران همچنان می‌خواهد چارچوبی حقوقی و منطقه‌ای برای هرمز بسازد. اما این دیپلماسی از موضع عقب‌نشینی نیست؛ از موضع تثبیت دستاورد میدانی است.

لبنان و غزه؛ استمرار معیار بی‌اعتمادی

همزمان، حملات اسرائیل در جنوب لبنان و غزه ادامه یافت. توپخانه اسرائیل زوطر شرقیه را هدف گرفت، خانه‌هایی در مجدل زون تخریب شد و در غزه نیز حملات پهپادی جان چند فلسطینی دیگر را گرفت. همین روند نشان می‌دهد بند نخست تفاهم‌نامه، یعنی توقف درگیری در همه جبهه‌ها، همچنان اجرا نشده است. بنابراین ایران دلیلی نمی‌بیند که در هرمز یا در برابر آمریکا به تعهداتی پایبند بماند که طرف مقابل در لبنان، غزه و جنوب ایران نقض کرده است.

ایستگاه صد و سی ‌و پنجم؛ نظم تازه یا جنگ فرسایشی

ما اکنون در مرحله‌ای هستیم که هرمز به متن اصلی جنگ تبدیل شده است. آمریکا می‌خواهد با بمباران ساحل و تضمین نظامی عبور کشتی‌ها، نظم سابق را احیا کند؛ اما ایران با کنترل تنگه، نظم تازه‌ای را به نمایش گذاشته است. تفاوت این دو نگاه، با چند دور مذاکره فنی حل نمی‌شود. وضعیت میدان نشان می‌دهد جمهوری اسلامی آماده مذاکره است، اما نه برای بازگشت به توافق‌های یک‌طرفه. هرمز در منطق ایران ابزار چانه‌زنی نیست که به آسانی واگذار شود؛ خط حاکمیت و ستون بازدارندگی است. اگر واشنگتن این واقعیت را نپذیرد، منطقه وارد چرخه‌ای فرسایشی‌تر خواهد شد؛ چرخه‌ای که در آن هر حمله به ایران، پاسخی منطقه‌ای می‌گیرد و هر تلاش برای دور زدن هرمز، به بحران تازه‌ای در قلب انرژی جهان تبدیل می‌شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha