جود بلینگام در این جام جهانی آنقدر درخشان بوده که عملکرد اسطورههای گذشته انگلیس مانند پل گاسکوئین در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا را یک نمایش معمولی جلوه میدهد.
این حرف نه برای کوچک شمردن «گازا»، بلکه تمجیدی از یک بازیکن جوان استثنایی است که در یک تورنمنت ملی، بیش از هر فوتبالیست انگلیسی پیش از خود تأثیرگذار بوده است.هواداران مسنتر شاید به سال ۱۹۶۶ بازگردند و بپرسند چگونه میتوان گفت بلینگام از آن اسطورهها فراتر رفته است. بازیکنانی که در سرنوشتسازترین مسابقات تأثیرگذار بودند، از جمله سِر جف هِرست که در فینال مقابل آلمان غربی هتتریک کرد.اما اگر بخواهیم عملکرد یک بازیکن را در طول ۶ مسابقه جام جهانی بسنجیم، سطح نمایش بلینگام با هیچ چیز دیگری که به خاطر دارم قابل مقایسه نیست. هیچ بازیکن انگلیسی تاکنون در یک جام جهانی بیش از او در جریان بازی گل نزده است.نمایشهای گاسکوئین در ایتالیا تا این حد بهیادماندنی شد، زیرا او عملکردی در حد بهترین بازیکنان جهان داشت. یک ملت شیفته مهارت و شخصیت یک او شد، نابغهای که اگر شکست در ضربات پنالتی نبود، شاید الهامبخش قهرمانی انگلیس میشد. با این حال، گازا در آن تورنمنت حتی یک گل هم نزد. بنابراین نمیتوان به یک تأثیر تعیینکننده سرنوشت تیم در کارنامه او اشاره کرد.
بلینگام اما به متخصص عملیات نجات انگلیس تبدیل شده است. آنچه عملکرد او را حتی شگفتانگیزتر میکند این است که فقط پنج هفته پیش حضورش در ترکیب اصلی چندان قطعی به نظر نمیرسید. اکنون تصور چنین چیزی غیرممکن است.
مدیریت شخصیتی توخل در قبال بلینگام بینقص بوده است؛ او ستاره جوانش را بهگونهای آماده کرد که هنگام ورود به ایالات متحده احساس کند باید چیزی را به مربی خود ثابت کند. بهترین مربیان نه فقط تاکتیکدان بلکه روانشناس نیز هستند. شخصیت بازیکنانشان را میشناسند و میدانند چه زمانی به حمایت و چه زمانی به چالش نیاز دارند.
وقتی بلینگام فصل گذشته از فهرست تیم ملی کنار گذاشته شد، آن هم پس از اظهارنظرهای انتقادی علیه توخل، دشوار است باور کنیم چنین مربی دقیقی از تأثیر احتمالی این تصمیم بیخبر بوده باشد.تنش میان مربی و بازیکن بار دیگر در مصاحبه پس از پیروزی مقابل نروژ آشکار شد. گویی آتشی زیر بلینگام روشن شده است. نتیجه چنین رویکردی را فقط میتوان در زمین مسابقه سنجید و نمایشهای بلینگام خود گویای همهچیز است. بنابراین هرچند تمام اعتبار بابت درخشش به خود او تعلق دارد، نادیده گرفتن نقش توخل نیز سادهلوحانه خواهد بود. تنها مربیان بسیار قدرتمند جرئت میکنند ستارههای تیمشان را اینچنین به چالش بکشند.
همیشه میدانستیم بلینگام یک بازیکن در سطح جهانی است. اکنون بسیاری از ما میپذیریم که او حتی بهتر از تصوراتمان ظاهر شده است. از زمانی که او در فوتبال مطرح شد، واضحترین نقطه مقایسهاش استیون جرارد بود. جرارد به عنوان یک هافبک، تقریباً همهچیز داشت، اما اگر بخواهم یک نقطه ضعف برای او پیدا کنم، شاید این باشد که هنگام حضور در تیم ملی به اندازه کافی مغرور نبود. گاهی احساس میکردم باید وارد رختکن شود و به همه بفهماند که مرد اول تیم است، اما این در شخصیتش نبود.بلینگام این اعتمادبهنفس را دارد. از همان لحظهای که پیراهن رئال مادرید را بر تن کرد، چهره کسی را داشت که با خود میگفت: «من شایسته حضور در اینجا هستم و میتوانم بهترین بازیکن این باشگاه باشم». برخی چنین نگرشی را منفی میدانند، اما برای فوتبالیستی که وارد سالهای اوجش میشود و به بزرگترین باشگاه جهان میپیوندد، این یک ویژگی منفی نیست.این اعتمادبهنفس در شیوه بازی او کاملاً مشهود است. برای درخشیدن در بزرگترین صحنهها و دشوارترین ورزشگاهها، باید ذهنیتی داشت که بازیکنان خوب را از بزرگترینها جدا میکند.
اگر انگلیس با آرژانتین و فرانسه روبهرو شود، او با شگفتی و تحسین به مسی و امباپه نگاه نخواهد کرد. او با این باور دست آنها را خواهد فشرد که میتواند از آنها نیز بهتر بدرخشد.
پس از مرحله یکشانزدهم نهایی، معتقد بودم اگر هری کین جام جهانی را ببرد، شاید به بزرگترین فوتبالیست تاریخ انگلیس تبدیل شود. هنوز هم بر این باور هستم، اما اگر چنین اتفاقی رخ دهد، سلطنت او در صدر چندان طولانی نخواهد بود، زیرا تا پایان دوران حرفهایاش، این افتخار به جود بلینگام خواهد رسید.
۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۴
کد مطلب: ۱۱۵۶۲۷۱
جود بلینگام در این جام جهانی آنقدر درخشان بوده که عملکرد اسطورههای گذشته انگلیس مانند پل گاسکوئین در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا را یک نمایش معمولی جلوه میدهد.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما