تحولات منطقه

تابستان که از راه می ‌رسد، کافی است جرقه‌ ای کوچک میان علف‌های خشک بیفتد تا شعله‌ها در چند دقیقه از دامنه ‌ای به دامنه دیگر برسند؛خشکسالی، افزایش دما و کاهش رطوبت، جنگل‌ها و مراتع کشور را آماده سوختن کرده‌اند.

جنگل‌ها در محاصره گرما و آتش /  تابستان داغ چگونه رویشگاه‌های ایران را به انبار باروت تبدیل می‌کند؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

تابستان که از راه می ‌رسد، کافی است جرقه‌ ای کوچک میان علف‌های خشک بیفتد تا شعله‌ها در چند دقیقه از دامنه ‌ای به دامنه دیگر برسند؛خشکسالی، افزایش دما و کاهش رطوبت، جنگل‌ها و مراتع ایران را آماده سوختن کرده‌اند،اما در پشت بسیاری از این حریق‌ها همچنان ردپای انسان دیده می‌شود؛ از یک بی‌احتیاطی ساده تا آتش‌ افروزی‌های عمدی که هر سال بخشی از سرمایه طبیعی کشور را به خاکستر تبدیل می‌کنند.

با افزایش دمای هوا و ورود به گرم‌ ترین ماه‌های سال، زنگ خطر آتش ‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع ایران بلندتر از همیشه به صدا درآمده است. اکنون مسئله فقط چند حریق پراکنده در یک استان یا منطقه نیست؛ مجموعه‌ ای از عوامل اقلیمی و انسانی در کنار ضعف ‌های موجود در پیشگیری و اطفای حریق، شرایطی را ایجاد کرده‌اند که هر جرقه می‌تواند به بحرانی بزرگ تبدیل شود.

در بسیاری از مناطق کشور، کاهش بارندگی، خشکسالی‌های متوالی، افت رطوبت خاک، خشکیدگی درختان و انباشت علف‌ها و بقایای گیاهی خشک، سوخت لازم برای گسترش آتش را فراهم کرده است. در چنین شرایطی افزایش دما و وزش باد، سرعت گسترش شعله‌ها را چند برابر می‌کند و فرصت واکنش را از نیروهای محلی و یگان‌های حفاظت می‌گیرد.

آتش‌ سوزی البته پدیده‌ ای تازه در طبیعت نیست، اما آنچه امروز نگرانی‌ها را افزایش داده، تغییر شرایط اقلیمی و افزایش فشارهای انسانی برعرصه‌های طبیعی است. گرمای شدید تر، دوره‌ های طولانی‌ تر خشکی و کاهش رطوبت، «پنجره خطر» آتش‌سوزی را گسترده‌تر کرده‌اند. از سوی دیگر، حضور انسان در طبیعت، گردشگری غیرمسئولانه، سوزاندن بقایای کشاورزی، رها کردن آتش و زباله‌های قابل اشتعال و در برخی موارد آتش‌ افروزی عمدی، جرقه اولیه بسیاری از حریق‌ها را ایجاد می‌کند.

سعیده اسکندری، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات جنگل مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، تغییرات اقلیمی را عاملی جدی در افزایش خطر حریق دانسته و تأکید کرده است که گرمایش جهانی با تغییر الگوهای آب‌ وهوایی، احتمال وقوع آتش‌ سوزی در جنگل‌ها و مراتع ایران را افزایش داده و منابع طبیعی را در معرض تهدید قرار داده است.

گرما آتش را روشن نمی‌کند، اما جنگل را آماده سوختن می‌کند

یکی از اشتباهات رایج درباره آتش‌ سوزی جنگل‌ها این است که افزایش دما به ‌تنهایی عامل ایجاد حریق تلقی شود. در بیشتر موارد، گرما جرقه اولیه را ایجاد نمی‌کند، اما محیط را به ‌شدت مستعد شعله ‌ور شدن می‌کند؛ وقتی دمای هوا بالا می‌رود، رطوبت گیاهان و خاک کاهش پیدا می‌کند. علف‌ها، برگ‌ها و شاخه‌های خشک به مواد سوختی تبدیل می‌شوند که با کوچک‌ ترین جرقه آتش می‌گیرند.

خشکسالی‌های پی‌ درپی نیز این چرخه را تشدید می‌کنند. درختی که چند سال با تنش آبی مواجه بوده، ضعیف‌ تر و خشک ‌تر است و در برابر آتش مقاومت کمتری دارد. کاهش رطوبت خاک نیز باعث می‌شود پوشش گیاهی سریع‌تر خشک شود. در نتیجه، فاصله میان آغاز حریق و تبدیل شدن آن به یک آتش ‌سوزی گسترده کوتاه ‌تر می‌شود.

این وضعیت در زاگرس اهمیت ویژه‌ ای دارد؛جنگل‌های بلوط این منطقه سال‌هاست همزمان با خشکسالی، آفات، زوال بلوط، فشار دام، تغییر کاربری و دخالت‌های انسانی روبه‌ رو هستند. درختان ضعیف‌ شده و کف جنگل پوشیده از علف و بقایای خشک، شرایطی ایجاد می‌کنند که مهار حریق را دشوارتر می‌سازد.

در برخی سال‌ها حتی بارندگی مناسب بهاره نیز می‌تواند در ماه‌های بعد روی دیگری از خود نشان دهد؛ بارش بیشتر باعث افزایش رشد علف‌ها و پوشش گیاهی یک ‌ساله می‌شود، اما با رسیدن گرمای تابستان، همین پوشش سبز خشک شده و به حجم بزرگی از مواد قابل اشتعال تبدیل می‌شود.

رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشوراخیراً با اشاره به افزایش پوشش گیاهی در پی بارش‌های بهاره، نسبت به افزایش احتمال آتش‌ سوزی در عرصه‌ های طبیعی هشدار داده و از مردم خواسته است از روشن کردن آتش در جنگل‌ها و مراتع خودداری کنند.

استان‌های واقع در زاگرس از جمله فارس، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، خوزستان، ایلام، کرمانشاه و چهارمحال‌وبختیاری از مهم‌ترین مناطق در معرض خطر هستند. گستردگی جنگل‌های بلوط، کوهستانی و صعب‌العبور بودن عرصه‌ها و فاصله زیاد برخی مناطق از پایگاه‌های امدادی، عملیات مهار آتش را دشوار می‌کند.

جنگل‌های هیرکانی در گیلان، مازندران و گلستان نیز با وجود اقلیم مرطوب‌ تر از خطر مصون نیستند؛ دوره ‌های کم ‌بارشی، کاهش رطوبت خاک و موج ‌های گرمایی می‌توانند خطر حریق را در این رویشگاه‌های چند میلیون ساله افزایش دهند. به همین دلیل، مسئله آتش دیگر محدود به یک اقلیم خاص نیست و تقریباً تمام رویشگاه‌های کشور، هرکدام در دوره‌ ای از سال، می‌توانند وارد وضعیت پرخطر شوند.

ردپای انسان در میان شعله‌ها؛از بی‌احتیاطی تا آتش‌افروزی عمدی

اگر گرما، خشکسالی و باد شرایط را برای گسترش آتش فراهم می‌کنند، در بخش بزرگی از حریق‌ها این انسان است که جرقه نخست را می‌زند. روشن کردن آتش برای پخت‌ و پز و رها کردن آن، انداختن ته ‌سیگار، سوزاندن بقایای کشاورزی در مجاورت عرصه‌های طبیعی، آتش زدن کاه و کلش، فعالیت‌های گردشگری و در برخی موارد اختلافات محلی یا تلاش برای تغییر کاربری از جمله عوامل انسانی حریق هستند.

مهرداد اکبریان، مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، سهم عوامل انسانی در آتش‌سوزی‌ ها را ۹۵ درصد اعلام کرده و در عین حال نسبت به ضعف تجهیزات اطفای حریق هشدار داده است. به گفته او، مدیریت آتش‌ سوزی به راهکارهای نوین نیاز دارد و استفاده از تجهیزات سنگین و نامتناسب با مناطق صعب‌العبور، یکی از مشکلات موجود است.

همین آمار یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: بخش بزرگی از آتش‌سوزی‌های منابع طبیعی قابل پیشگیری است. برخلاف زلزله که نمی‌توان از وقوع آن جلوگیری کرد، بسیاری از حریق‌های جنگلی با آموزش، نظارت، اجرای قانون و مدیریت حضور انسان در عرصه‌های طبیعی قابل کنترل هستند.

با این حال، بحث درباره «عمدی بودن» آتش‌سوزی‌ها پیچیده ‌تر است؛ هر حریق با منشأ انسانی الزاماً عمدی نیست. بی‌احتیاطی یک گردشگر نیز عامل انسانی محسوب می‌شود، اما با آتش‌ افروزی برنامه‌ ریزی‌ شده تفاوت دارد. تعیین عمدی بودن یک حریق نیازمند بررسی کارشناسی، شواهد میدانی و تحقیقات قضایی است و نمی‌توان تمام حریق‌های انسانی را در یک دسته قرار داد.

بهمن ایزدی، پژوهشگر بوم‌ شناس و رئیس هیئت‌ مدیره سمن «گنجه پشتیبان زیست‌بوم ایران»، اما درباره تکرار حریق‌ها در ارتفاعات زاگرس دیدگاهی نگران‌ کننده دارد. او معتقد است الگوی برخی حریق‌ها، به‌ ویژه از سال ۱۳۹۹ به بعد، تغییر کرده و آتش‌ ها به ارتفاعات و رویشگاه‌ های حساس‌ تر رسیده‌اند. ایزدی خواستار واکاوی جدی‌ تر علل این حوادث و ورود نهادهای مسئول برای شناسایی عاملان احتمالی آتش‌ افروزی‌ های عمدی شده است.

در استان فارس نیز شهرام منتصری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری این استان، طمع‌ ورزی و زیاده ‌خواهی برخی افراد را در کنار ناآگاهی و ضعف فرهنگ‌ سازی از عوامل اصلی بروز حریق‌ها دانسته است.

این موضوع نشان می‌دهد مقابله با آتش‌سوزی فقط به خرید دمنده و اعزام بالگرد محدود نیست؛ اگر منشأ یک حریق بی‌احتیاطی باشد، آموزش و محدودیت‌های پیشگیرانه اهمیت پیدا می‌کند؛ اگر آتش ناشی از سوزاندن بقایای کشاورزی باشد، نظارت و مدیریت کشاورزی ضروری است و اگر شواهدی از عمدی بودن وجود داشته باشد، مسئله باید از مسیر قضایی و انتظامی دنبال شود.

زاگرس؛ قلب سبزی که هر سال بخشی از آن خاکستر می‌شود

زاگرس یکی از مهم ‌ترین پهنه ‌های طبیعی ایران است. این رشته ‌کوه و جنگل‌های آن تنها مجموعه‌ ای از درختان بلوط نیستند؛ بخش مهمی از چرخه آب، حفاظت خاک، تنوع زیستی و معیشت میلیون‌ها نفر به سلامت این اکوسیستم وابسته است.

بهمن ایزدی تأکید کرده است که رویشگاه ‌های زاگرس در تثبیت خاک، تعدیل هوا، تغذیه آبخوان‌ها و حفظ نظام رطوبتی منطقه نقش اساسی دارند. از بین رفتن پوشش جنگلی می‌تواند ظرفیت نفوذ آب به خاک را کاهش دهد و فرسایش، روان‌آب و خطر سیلاب را افزایش دهد.

آتش همچنین فقط درختان را نمی‌سوزاند. خزندگان، پرندگان، حشرات، پستانداران کوچک و موجودات خاکزی در آتش از بین می‌روند یا زیستگاه خود را از دست می‌دهند. خاک پس از حریق شدید ممکن است بخشی از مواد آلی و توان زیستی خود را از دست بدهد و در شیب‌های تند، نخستین بارندگی شدید خاکستر و خاک سطحی را با خود ببرد.

مسئله دیگر، زمان طولانی بازگشت طبیعت است. یک مرتع ممکن است در شرایط مناسب طی چند سال بخشی از پوشش خود را بازیابد، اما احیای یک جنگل بلوط کهنسال داستان دیگری است. درختی که طی دهه‌ ها یا حتی قرن ‌ها رشد کرده، با چند ساعت آتش از بین می‌رود و بازگشت ساختار اکولوژیک آن ممکن است دهه‌ها زمان ببرد.

از ابتدای سال ۱۴۰۵، گزارش‌هایی از حریق‌های متعدد در مناطق زاگرسی منتشر شده است؛ براساس اطلاعات ارائه‌ شده از سوی مدیریت بحران کهگیلویه و بویراحمد، تنها در مقطعی از سال جاری ۱۷ فقره آتش‌سوزی در عرصه‌ های طبیعی این استان گزارش شده بود که حدود ۱۲۸ هکتار را تحت تأثیر قرار داد. در هفته‌های گذشته نیز حریق‌هایی در روشن‌ کوه بختگان، کوهمره سرخی شیراز و ارتفاعات اطراف بهبهان گزارش شد.

حادثه بهبهان بار دیگر خطر حضور نیروهای مردمی و داوطلبان بدون تجهیزات کافی در عملیات اطفای حریق را یادآوری کرد؛ تقی چنگلوایی، فعال محیط زیست، در جریان مقابله با آتش جان خود را از دست داد. چنین حوادثی نشان می‌دهد مشارکت مردم، اگرچه برای حفاظت از منابع طبیعی ارزشمند و در بسیاری مواقع ضروری است، نباید جایگزین نیروی حرفه ‌ای، آموزش‌ دیده و مجهز شود.

داوطلبی که بدون لباس مقاوم در برابر حریق، کفش مناسب، ابزار ارتباطی و آموزش رفتار آتش وارد منطقه می‌شود، ممکن است خود به قربانی تبدیل شود. تغییر ناگهانی جهت باد، سقوط سنگ، دود گرفتگی و گرفتار شدن میان دو جبهه آتش از خطراتی است که عملیات اطفای حریق در کوهستان را به کاری تخصصی تبدیل می‌کند.

نبرد نابرابر با آتش؛ پیشگیری باید پیش از نخستین جرقه آغاز شود

یکی از مهم‌ ترین مشکلات مدیریت حریق در ایران آن است که بخش زیادی از توان دستگاه‌ها پس از شروع آتش فعال می‌شود، در حالی که مدیریت مدرن آتش‌ سوزی از ماه‌ها پیش از فصل حریق آغاز می‌شود. شناسایی نقاط پرخطر، مدیریت مواد سوختنی، ایجاد و نگهداری آتش‌ بُرها، پایش مداوم، آماده‌باش نیروها، آموزش جوامع محلی و استقرار تجهیزات در نقاط حساس می‌تواند فاصله میان یک «جرقه» و یک «بحران» را افزایش دهد.

سرعت کشف حریق در این میان تعیین‌ کننده است. آتشی که در دقایق نخست با چند نیروی آموزش‌ دیده قابل مهار است، ممکن است یک ساعت بعد به عملیاتی چند روزه با صدها نیرو تبدیل شود. استفاده از تصاویر ماهواره‌ ای، دوربین‌ های پایش، پهپادها، دیده‌ بان‌ های محلی و سامانه‌ های هشدار سریع می‌تواند زمان شناسایی را کاهش دهد.

اما فناوری بدون نیروی انسانی و ساختار فرماندهی مؤثر کافی نیست. عملیات اطفای حریق به فرماندهی واحد، نقشه دقیق منطقه، ارتباط پایدار و تقسیم وظایف روشن نیاز دارد. تعدد دستگاه‌های حاضر در یک حادثه، اگر بدون هماهنگی باشد، لزوماً به معنای افزایش کارآمدی نیست.

ضعف تجهیزات نیز همچنان یکی از محورهای انتقاد کارشناسان است؛ مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی صراحتاً تجهیزات را یکی از نقاط ضعف مدیریت حریق دانسته است. در مناطق کوهستانی زاگرس، وزن تجهیزات، امکان حمل آنها و دسترسی سریع به محل حریق اهمیت زیادی دارد و ابزارهای نامتناسب می‌توانند سرعت عملیات را کاهش دهند.

از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به اطفای هوایی نیز نمی‌تواند راه ‌حل کامل باشد؛ بالگرد و هواپیمای آب‌پاش در برخی حریق‌های گسترده ضروری‌اند، اما شرایط جوی، توپوگرافی، هزینه و محدودیت دسترسی می‌تواند استفاده از آنها را دشوار کند. مدیریت موفق حریق به مجموعه ‌ای از ظرفیت‌های زمینی، هوایی، فناوری پایش و مشارکت سازمان‌ یافته جوامع محلی نیاز دارد.

در نهایت، آتش‌سوزی جنگل‌ها یک حادثه صرفاً محیط‌ زیستی نیست. وقتی جنگل می‌سوزد، خاک، آب، تنوع زیستی، معیشت جوامع محلی و حتی کیفیت هوای شهرها آسیب می‌بینند. از دست رفتن پوشش گیاهی می‌تواند فرسایش خاک و خطر سیلاب را افزایش دهد و تخریب آبخوان‌ها و کاهش ظرفیت اکولوژیک سرزمین، پیامدهایی بلند مدت‌ تر از خود شعله‌ها داشته باشد.

تابستان داغ، جنگل را به‌ تنهایی آتش نمی‌زند، اما آن را به انباری از مواد خشک و آماده اشتعال تبدیل می‌کند. جرقه، در بسیاری از موارد، هنوز از دست انسان می‌آید. همین واقعیت شاید مهم ‌ترین نکته در مدیریت بحران باشد: بخش بزرگی از این فاجعه قابل پیشگیری است. حفاظت از جنگل‌ها باید پیش از دیده شدن نخستین ستون دود آغاز شود؛ با آموزش، پایش، تجهیزات مناسب، برخورد با عوامل عمدی و مدیریت علمی عرصه‌ ها. در غیر این صورت، هر موج گرمای تازه می‌تواند آغاز فصل دیگری از سوختن رویشگاه‌هایی باشد که برای شکل گرفتنشان دهه‌ ها و قرن‌ ها زمان صرف شده، اما برای نابودی‌ شان گاهی تنها چند ساعت کافی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha