تحولات منطقه

علیرضا بیرانوند معتقد است نتایج تیم ملی در جام جهانی آن‌قدر ارزشمند بوده که باید برای امیر قلعه‌نویی و بازیکنان مجسمه ساخت؛ ادعایی که یک پرسش ساده را مطرح می‌کند: آیا حذف بدون پیروزی می‌تواند معیار افتخار در فوتبال ایران باشد؟

مجسمه برای کدام افتخار، آقای بیرانوند؟/ حذف از جام جهانی دستاورد نیست
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

علیرضا بیرانوند در تازه‌ترین گفت‌وگوی تلویزیونی خود، اظهاراتی درباره عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ مطرح کرد که با واکنش‌ها و پرسش‌های زیادی همراه شده است.

دروازه‌بان تیم ملی معتقد است اگر نیوزیلند مقابل ایران نتیجه گرفته، مقصر بازیکنان نبوده‌اند و کسانی که این حریف را کوچک جلوه داده‌اند باید پاسخگو باشند. او همچنین مدعی شد هر مربی دیگری با نتایج امیر قلعه‌نویی به ایران بازمی‌گشت، برایش مجسمه می‌ساختند و حتی برخی کارشناسان خارجی نیز عملکرد بازیکنان ایران را شایسته چنین تقدیری دانسته‌اند.

اما مسئله اصلی دقیقاً همین‌جاست؛ معیار موفقیت تیم ملی ایران در جام جهانی چیست؟

اگر قرار باشد برای تیمی که بدون پیروزی از جام جهانی حذف شده مجسمه ساخته شود، باید پرسید این مجسمه نماد کدام دستاورد خواهد بود؟ تساوی مقابل نیوزیلند؟ ناکامی در صعود به مرحله حذفی؟ یا از دست رفتن فرصتی که بسیاری آن را یکی از بهترین موقعیت‌های تاریخ فوتبال ایران برای عبور از مرحله گروهی می‌دانستند؟

بیرانوند همچنین از این موضوع گلایه کرده که رسانه‌های خارجی از بازیکنان ایران تمجید کرده‌اند، اما در داخل کشور عملکرد تیم ملی مورد انتقاد قرار گرفته است. با این حال، تحسین برخی رسانه‌ها یا کارشناسان خارجی نمی‌تواند جای نتیجه را بگیرد. فوتبال حرفه‌ای در نهایت با نتیجه، پیشرفت و دستیابی به اهداف تعریف‌شده سنجیده می‌شود.

انتقاد از تیم ملی نیز الزاماً به معنای نادیده گرفتن تلاش بازیکنان نیست. ممکن است یک تیم نمایش قابل قبولی ارائه دهد و بازیکنانش تا آخرین لحظه تلاش کنند، اما در نهایت به هدف خود نرسد. پذیرش این واقعیت، بخشی از فرهنگ حرفه‌ای فوتبال است.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که حذف، در قامت یک دستاورد بزرگ معرفی شود و از مردم انتظار برود آن را به‌عنوان افتخاری تاریخی بپذیرند.

افتخار را نمی‌توان با مصاحبه، توصیه یا گلایه به جامعه تحمیل کرد. مردم خودشان درباره عملکرد تیم ملی قضاوت می‌کنند و اگر دستاوردی را بزرگ و تاریخی بدانند، برای ابراز شادی و حمایت نیازی به دعوت بازیکنان ندارند.

نمونه روشن آن جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه است. تیم ملی ایران در شرایطی دشوار و در گروهی سخت به میدان رفت و مقابل آمریکا به یک پیروزی تاریخی رسید. پس از بازگشت تیم ملی، هیچ‌کس از مردم درخواست نکرد که به بازیکنان افتخار کنند. شادی و استقبال مردم خودجوش بود؛ زیرا جامعه احساس می‌کرد اتفاقی تاریخی رخ داده است.

این همان تفاوت میان «درخواست برای افتخار کردن» و «ساختن یک افتخار» است.

تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ می‌توانست عملکرد قابل دفاعی در برخی دقایق و مسابقات داشته باشد، اما واقعیت نهایی تغییر نمی‌کند؛ ایران نتوانست به مرحله بعد صعود کند و فرصت دیگری برای شکستن طلسم تاریخی حضور در مرحله حذفی از دست رفت.

پذیرش این ناکامی به معنای تخریب بازیکنان یا کادر فنی نیست. برعکس، نخستین گام برای پیشرفت، ارزیابی واقع‌بینانه عملکرد است. تیمی که نقاط ضعف خود را بپذیرد، می‌تواند برای آینده راه‌حل پیدا کند؛ اما اگر هر حذف و ناکامی به‌عنوان موفقیتی بزرگ بازتعریف شود، جایی برای اصلاح باقی نمی‌ماند.

اکنون فوتبال ایران باید به جای بحث درباره ساختن مجسمه، به این پرسش پاسخ دهد که چرا تیم ملی نتوانست از فرصت خود برای صعود استفاده کند و چه تغییراتی برای حضور قدرتمند در رقابت‌های آینده، به‌ویژه جام ملت‌های آسیا، ضروری است.

مجسمه‌ها برای ثبت افتخارات تاریخی ساخته می‌شوند؛ اما پیش از ساختن مجسمه، باید آن افتخار را در زمین فوتبال به دست آورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha