یک بعدازظهر گرم در نیوجرسی، صحنهای ساخت که بیش از آنکه ورزشی باشد، رنگ سیاست داشت. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جایگاه ویژه ایستاد تا جام قهرمانی جهان را به رودری، کاپیتان تیم ملی اسپانیا، تحویل دهد؛ همان کشوری که چند ماه پیش آن را «بازنده» و اخیراً «ناامیدکننده» خوانده بود.
ترامپ در ماههای گذشته بارها اسپانیا را به دلیل پایین بودن هزینههای نظامی و مخالفت مادرید با استفاده از پایگاههای اسپانیایی برای حملات آمریکا علیه ایران مورد انتقاد قرار داده بود. او حتی اسپانیاییها را «آدمهای بد» توصیف کرده و برای مدت کوتاهی تهدید کرده بود تجارت کالا با این کشور را متوقف کند.
اما فوتبال، همان عرصهای که سیاستمداران تلاش میکنند از آن برای نمایش قدرت استفاده کنند، این بار روایت متفاوتی ساخت. اسپانیا قهرمان شد و ترامپ ناچار شد بزرگترین جایزه ورزشی جهان را در برابر نخستوزیر اسپانیا، پادشاه این کشور و بیش از یک میلیارد بیننده تلویزیونی اهدا کند.
فوتبال؛ جایی که سیاست عقب نشست
پیش از فینال، مدیران فوتبال اسپانیا تلاش کردند فاصله میان تیم ملی و مناقشات سیاسی را حفظ کنند. یک مقام ارشد فوتبال اسپانیا در گفتوگو با POLITICO یک روز پیش از مسابقه گفت: «هیچ مشکلی با او نداریم و تاکنون هم هیچ مشکلی با تیم وجود نداشته است.»
مقام دیگری نیز تأکید کرد: «سیاست بیرون از تیم است... آنها فقط به فوتبال فکر میکنند.»
اما واقعیت این بود که بازیکنان اسپانیا کاملاً از تنشهای میان دولت خود و کاخ سفید بیخبر نبودند. بورخا ایگلسیاس، مهاجم تیم ملی اسپانیا، پیش از فینال درباره احتمال دست دادن با ترامپ گفت: «امیدوارم در لحظهای که همه ما بسیار خوشحال هستیم با او سلام کنم، این اتفاق سریع بگذرد و بتوانم آن را فراموش کنم.»
این اظهارنظر نشان میداد حتی درون تیمی که تلاش داشت فوتبال را از سیاست جدا نگه دارد، سایه اختلافات سیاسی وجود داشت.
دو جهان سیاسی در یک جایگاه
تقابل ترامپ و پدرو سانچز تنها به فوتبال محدود نمیشود. دو رهبر تقریباً در بسیاری از موضوعات کلیدی در دو سوی متفاوت قرار دارند. ترامپ سیاست سختگیرانهای علیه مهاجرت بدون مجوز دنبال کرده است، در حالی که دولت سانچز برنامهای برای قانونی کردن وضعیت دستکم نیم میلیون مهاجر بدون مدرک در اسپانیا آغاز کرده است.
در حوزه انرژی نیز اختلاف آشکار است. ترامپ بارها انرژیهای تجدیدپذیر، بهخصوص توربینهای بادی، را هدف انتقاد قرار داده و توسعه سوختهای فسیلی را در اولویت قرار داده است؛ در مقابل، دولت سانچز هدفگذاری کرده است که اسپانیا تا سال ۲۰۳۰ حدود ۸۱ درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند.
اختلاف دو کشور در مسائل امنیتی نیز عمیقتر شده است. ترامپ از اسپانیا به دلیل نرسیدن به هدف هزینههای دفاعی ناتو انتقاد کرده، اما سانچز با ائتلافی شکننده از احزاب چپگرا روبهرو است که افزایش بودجه نظامی را در اولویت نمیدانند.
بزرگترین شکاف اما درباره خاورمیانه شکل گرفته است. سانچز از منتقدان سرسخت عملیات اسرائیل در غزه بوده و دولت او اجازه استفاده از پایگاههای نظامی اسپانیا برای حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران را نداد؛ تصمیمی که با واکنش تند واشنگتن مواجه شد.
با این حال، سانچز در یادداشتی که پیش از فینال در روزنامه اسپانیایی الپائیس منتشر کرد، به جای تمرکز بر اختلافات سیاسی، بر تصویری دیگر از کشورش تأکید کرد: «اسپانیایی که با فروتنی و احترام با رقبای خود رفتار میکند و برای پیروزی به استعداد جمعی تکیه دارد.»
در نهایت، فینال جام جهانی تنها یک مسابقه فوتبال نبود؛ لحظهای بود که نشان داد حتی قدرتمندترین رهبران نیز همیشه کنترل روایت را در اختیار ندارند. ترامپ جامی را اهدا کرد که قهرمان آن متعلق به کشوری بود که ماهها تلاش کرده بود آن را کوچک جلوه دهد؛ تصویری که احتمالاً بیش از نتیجه مسابقه در حافظه سیاسی این روز باقی خواهد ماند.




نظر شما