داستان والیبال ایران در یک دهه اخیر، روایتی از صعود به قلل رفیع جهانی بود؛ تیمی که با جنگندگی و نمایشهای تماشایی، حریفان قدرتمندی چون برزیل، آمریکا و لهستان را به زانو درمیآورد و لقب «غولشکن» را یدک میکشید. در آن روزها، حتی شکست هم با عزت بود و حریفان برای بردن یک دست از ایران نقشه میکشیدند. اما امروز، پس از گذشت ماهها از سرمربیگری روبرتو پیاتزا، مربی بزرگی که قرار بود با دانش فنی خود و مدیریت تغییر نسل، ایران را دوباره به اوج برساند، نهتنها خبری از آن روزهای درخشان نیست، بلکه کابوس سقوط در رنکینگ جهانی به واقعیت تلخی بدل شده است.
وعدههای ناتمام و عملکرد زمینی
وقتی پیاتزا روی نیمکت ایران نشست، همه به چشم امید به او نگاه کردند. او مربیای بود با کارنامهای درخشان در تیمهای ملی و باشگاهی ایتالیا و لهستان؛ کسی که تصور میرفت با تکیه بر تاکتیکهای مدرن و نگاه سیستمی، بتواند خلأ بزرگان کهنهکاری مثل سعید معروف و میلاد عبادیپور را پر کند و ستارههای جوان را به بلوغ برساند. اما آنچه در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ دیدیم، نه تنها پیشرفتی را نشان نداد، بلکه عقبگردی محسوس بود.عملکرد سه پیروزی و ۹ شکست، آماری نیست که برای تیمی با پیشینه والیبال ایران قابل قبول باشد. این آمار حتی از دوران مربیان داخلی در بدترین شرایط نیز ضعیفتر است. وقتی به بازیهای ایران نگاه میکنیم، به جای یک تیم منسجم و دارای هویت تاکتیکی، تیمی را میبینیم که در دریافت و دفاع دچار سردرگمی است، در حملات یکنواخت عمل میکند و روحیه جنگندگیاش را از دست داده است.
سرمربی بزرگ، نتایج کوچک
تلخترین بخش ماجرا اینجاست که با حضور یک سرمربی خارجی گرانقیمت و پرافتخار، نهتنها تیم ارتقا پیدا نکرده، بلکه به پایینترین رتبه خود در یک دهه اخیر سقوط کرده است. رتبه ۱۹ جهانی به معنای این است که حتی تیمهای متوسط اروپایی و آمریکای جنوبی هم حالا بالاتر از ایران ایستادهاند. اکنون دوباره داریم به روزهای تاریکی نزدیک میشویم که آرزوی والیبال ایران، گرفتن یک دست از ژاپن یا کره جنوبی بود. این همان افولی است که در سالهای دور تجربه کرده بودیم و تصور میرفت هرگز تکرار نخواهد شد.
آیا زمان تمام شده است؟
بحث فرصت دادن به پیاتزا، یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات است. برخی معتقدند تغییر نسل و تطبیق با فلسفه یک مربی خارجی زمانبر است و باید به او اعتماد کرد. اما واقعیت این است که پیاتزا زمان کافی در اختیار داشته است. او از مدتی قبل هدایت تیم را بر عهده گرفته، اردوهای متعددی برگزار کرده و در تورنمنتهای مختلف حاضر شده است. با این حال، نهتنها اثری از تحول دیده نمیشود، بلکه تیم در حال پسرفت است. حالا با توجه به نتایج فاجعهبار در لیگ ملتها و سقوط تاریخی در رنکینگ، باید دید آیا فدراسیون باید به خاطر اسم و رسم پیاتزا، به روند نزولی تیم ادامه دهد، یا شجاعت تصمیمگیری سخت را به خرج دهد؟ آیا مربی داخلی با بودجهای کمتر و انگیزهای بیشتر نمیتوانست همین نتایج را کسب کند؟ مگر نه اینکه با مربیان داخلی در گذشته نیز گاهی به جمع ۶ تیم برتر جهان راه یافتیم؟
خبرنگار: امین غلام نژاد



نظر شما