هر اتفاق رسانهای، صرفاً یک خبر نیست؛ گاهی نشانهای از وضعیتی عمیقتر در جامعه است. ماجرای محدود شدن فعالیت سایت فوتبال۳۶۰ نیز از همین جنس است؛ رخدادی که از یک سو مسئله آزادی نقد در حوزه ورزش را پیش میکشد، از سوی دیگر مسئولیت اجتماعی چهرههای رسانهای را یادآوری میکند و در نهایت به پرسشی مهمتر میرسد: چگونه میتوان سرمایههای انسانی و رسانهای کشور را حفظ کرد؟
اپیزود اول؛ سکوت خطرناک
بیایید واقعبین باشیم. در مقابل مباحثی که از دیروز در مورد فیلتر شدن سایت فوتبال ۳۶۰ در حمایت از عادل در فضای مجازی ایجاد شده، بخشی از افکار عمومی نیز انتظار دیگری از فردوسیپور داشتند که در ماههای جنگ تحمیلی برآورده نشد. او که در آغاز برخی برنامههایش به رخدادهای روز اشاره میکند، در قبال برخی حوادث تلخ و مسائل ملی مانند تجاوز به خاک ایران و یا به شهادت رسیدن دانشآموزان میناب و حتی مسئله ورزشی همچون دخالت آشکار ترامپ در قوانین فیفا سکوت اختیار کرد؛ سکوتی که از نگاه منتقدانش با جایگاه اجتماعی و میزان اثرگذاری او همخوانی نداشت. از همین رو، برخی از اهالی فوتبال و مخاطبانش معتقد بودند شخصیتی با نفوذ رسانهای او، باید در کنار پرداختن به فوتبال، نسبت به مسائل انسانی و ملی نیز موضعگیری روشنتری داشته و خط خود را از جریان وطنفروشان کاملاً جدا میکرد. اما او این کار را نکرد تا سکوتش تبدیل به پاشنهآشیل رفتار رسانهایاش شود.
اپیزود دوم؛ لزوم نقد منصفانه
فوتبال، بدون نقد رشد نمیکند. تیم ملی نیز از این قاعده مستثنا نیست. پرسش اساسی اینجاست آیا نقد عملکرد امیر قلعهنویی که در دو جام ملتها و یک جام جهانی دست خالی مانده باید به معنای تقابل با منافع ملی تلقی شود؟ یا میتوان میان حمایت از تیم ملی و نقد عملکرد آن، مرزی منطقی و حرفهای قائل شد؟ جامعهای که در آن تنها یک روایت مجال شنیده شدن داشته باشد، بهتدریج فرصت اصلاح را از دست میدهد. تجربه نشان داده است خطاها معمولاً در فضایی رشد میکنند که گفتوگو جای خود را به سکوت داده باشد. از همین منظر، برخوردهای محدودکننده با رسانههای منتقد، مانند آنچه بر سر سایت فوتبال ۳۶۰ آمده این نگرانی را ایجاد میکند که تحمل دیدگاههای متفاوت کاهش یافته است؛ وضعیتی که بیش از هر چیز به فرهنگ گفتوگو و نقد سازنده آسیب میزند.
اپیزود سوم؛ حفظ سرمایههای ملی
تجربه سالهای اخیر نشان داده است بخشی از نیروهای متخصص و شناختهشده، به دلایل مختلف کشور را ترک کردهاند. چهرههایی مانند عادل فردوسیپور، دایی، مهدویکیا و... فارغ از موافقت یا مخالفت با دیدگاههایشان، بخشی از سرمایه اجتماعی ایران هستند. سرمایههایی که نقدشان را میتوان شنید، با آنها گفتوگو کرد و حتی با استدلال پاسخ داد؛ اما حذف و طرد، معمولاً نتیجهای جز سوءاستفاده دشمن از این اختلاف ندارد. جامعهای که هر صدای متفاوت را خاموش و به راحتی سرمایههای انسانی خود را طرد کند، آب به آسیاب دشمن ریخته است. امروز هم ماجرای فوتبال۳۶۰، صرفاً داستان یک سایت ورزشی نیست؛ روایتی است از نسبت میان نقد و تحمل، میان مسئولیت اجتماعی رسانهها و مسئولیت نهادهای تصمیمگیر و میان حفظ یا از دست دادن سرمایههای انسانی.




نظر شما