ترامپ در مسیر بازگشت به کاخ سفید خود را صدای کارگران آمریکایی، مدافع مشاغل یدی و احیاگر تولید داخلی معرفی کرد؛ اما عملکرد یکسال گذشته دولت او تصویری متفاوت ترسیم میکند. مجموعهای از تصمیمها در حوزه دستمزد، ایمنی شغلی و حقوق اتحادیهها، عملاً قدرت چانهزنی کارگران را هدف گرفته است.
از شعار «کارگر آمریکایی» تا کاهش حمایتهای شغلی
تناقض میان وعدههای ترامپ و سیاستهای اجرایی دولت او، شاید در حوزه دستمزد و شرایط کار بیش از هر جای دیگری آشکار باشد. دولت ترامپ با وجود تأکید بر افزایش دستمزدها، با سیاستهایی مواجه شده که در عمل قدرت خرید کارگران را تحت فشار قرار داده است. افزایش قیمتها، که در گزارش مورد اشاره به تعرفههای ترامپ و جنگ ایران نسبت داده شده، از رشد دستمزدها جلو زده و بحران هزینه زندگی را تشدید کرده است.
در همین حال، دولت حداقل دستمزد پیمانکاران فدرال را از ۱۷.۷۵ دلار به ۱۳.۳۰ دلار در ساعت کاهش داده؛ اقدامی که برای برخی کارگران به معنای بیش از ۹ هزار دلار کاهش درآمد سالانه بوده است. ترامپ همچنین مقررات دوران بایدن درباره اضافهکاری را کنار گذاشته و در نتیجه، حدود ۴.۳ میلیون کارگر دیگر مشمول دریافت اضافهکاری با نرخ یکونیم برابر نخواهند بود.
این روند در شرایطی رخ میدهد که حداقل دستمزد فدرال همچنان ۷.۲۵ دلار در ساعت است؛ رقمی که از سال ۲۰۰۹ افزایش نیافته و ارزش واقعی آن در طول زمان بهشدت کاهش یافته است.

اتحادیهها؛ هدف اصلی سیاست ترامپ
اما مهمترین میدان رویارویی ترامپ با نیروی کار، اتحادیهها هستند. دولت او تلاش کرده است حق چانهزنی جمعی بیش از یک میلیون کارمند فدرال را محدود کند؛ اقدامی که «لیز شولر»، رئیس «فدراسیون کار آمریکا و کنگره سازمانهای صنعتی» (AFL-CIO)، آن را «بزرگترین اقدام منفرد برای نابودی اتحادیهها در تاریخ ما» خوانده است.
ترامپ همچنین «گوین ویلکاکس»، رئیس حامی اتحادیهها در هیئت ملی روابط کار، را برکنار کرد؛ اقدامی بیسابقه که پس از آن با انتصاب مقامهای طرفدار کسبوکار به این نهاد همراه شد.
در پروندهای جداگانه، دادگاه تجدیدنظر حوزه نهم در ژوئن ۲۰۲۶ محدودیتهای ایجادشده علیه چانهزنی جمعی کارکنان فدرال را که دولت با استناد به ملاحظات امنیت ملی وضع کرده بود، از طریق لغو حکم مقدماتی دادگاه بدوی عملاً در مسیر اجرا قرار داد. این دستور اجرایی حدود ۸۰۰ هزار کارمند فدرال را تحت تأثیر قرار داده است.
ایمنی کارگران در برابر منافع شرکتها
تناقض دیگر در سیاستهای ترامپ، در حوزه ایمنی محیط کار دیده میشود؛ بازرسیهای اداره ایمنی و بهداشت شغلی آمریکا، طبق آمار مطرحشده، ۲۰ درصد نسبت به آخرین سال دولت بایدن کاهش یافته است. همزمان، اجرای مقررات محدودکننده گردوغبار سیلیس برای معدنچیان زغالسنگ بارها به تعویق افتاده؛ در حالی که اتحادیه کارگران معدن آمریکا خواستار اجرای فوری آن شده است.
دولت ترامپ همچنین در برابر مقررات حفاظت از کارگران در برابر گرمای شدید عقبنشینی کرده و تلاش کرده الزامات مربوط به استراحت، آب و سایه برای کارگران را تضعیف کند. در بخش دیگری از سیاستهای دولت، طبقهبندی آسانتر کارگران بهعنوان «پیمانکار مستقل» مطرح شده است؛ تغییری که میتواند هزینه نیروی کار شرکتها را کاهش دهد، اما همزمان کارگران را از حداقل دستمزد، اضافهکاری و بخشی از مزایای تأمین اجتماعی و بیمهای محروم کند.
این رویکرد با تصویر رسمی دولت از «عصر طلایی کارگر آمریکایی» فاصله محسوسی دارد. حتی دادههای رسمی نشان میدهد عضویت اتحادیهای در آمریکا در سال ۲۰۲۵ تنها ۱۰ درصد نیروی کار دستمزدی بوده است؛ یعنی تقریباً نصف نرخ ۲۰.۱ درصدی سال ۱۹۸۳.
اقتصاد ترامپ؛ تولید بیشتر یا قدرت کمتر کارگران؟
ترامپ وعده داده بود تعرفهها و سیاستهای تجاری، تولید آمریکا را احیا کنند. با این حال، در بازه مورد بررسی، اقتصاد آمریکا شاهد از دست رفتن ۳۵ هزار شغل تولیدی بوده است؛ هرچند در ماههای اخیر رشد محدودی در مشاغل کارخانهای ثبت شده است.
در چنین شرایطی، هوش مصنوعی و مراکز داده نیز به بخشی از معادله جدید بازار کار تبدیل شدهاند؛ حوزههایی که ترامپ از آنها حمایت میکند اما نگرانی درباره جایگزینی نیروی انسانی را افزایش دادهاند.
در نهایت، مسئله فقط کاهش یک مزایا یا حذف یک مقررات نیست؛ مسئله تغییر موازنه قدرت میان کارگر، دولت و شرکت است. «سارا نلسون»، رئیس انجمن مهمانداران پرواز، میگوید اقدامات ترامپ او را «بهمراتب ضداتحادیهایترین رئیسجمهور تاریخ مدرن ما» تبدیل کرده است. هایدی شیئر هولز نیز میگوید سیاستهای دولت «مستقیماً برخلاف منافع کارگران» حرکت میکنند.
با این حال، یک واقعیت مهم در برابر این فشارها وجود دارد؛ اتحادیهها هنوز از حمایت عمومی قابلتوجهی برخوردارند. تازهترین دادهها نشان میدهد عضویت اتحادیهای آمریکا در ۲۰۲۵ حدود ۴۱۱ هزار نفر افزایش یافته و نرخ عضویت به ۱۰ درصد رسیده است؛ همزمان ۷۱ درصد آمریکاییها دیدگاه مثبتی نسبت به اتحادیهها دارند.
به این ترتیب، نبرد ترامپ با اتحادیهها لزوماً نبردی علیه نیرویی در حال مرگ نیست؛ بلکه مواجهه با جنبشی است که پس از دههها افول، نشانههایی از بازگشت قدرت نشان میدهد. مسئله اصلی برای کارگران آمریکایی اکنون این است که آیا این قدرت تازهاحیاشده میتواند در برابر سیاستهایی که موازنه را به سمت کارفرمایان تغییر میدهد، دوام بیاورد یا نه.





نظر شما