سواحل مکران بهعنوان یکی از مناطق دارای ظرفیتهای مهم اقتصادی، تجاری و ژئوپلیتیکی کشور، همواره مورد توجه برنامههای توسعهای قرار داشته است.
با این حال، بهرهگیری کامل از توانمندیهای این منطقه نیازمند شناخت دقیق چالشها و موانعی است که در مسیر رشد و پیشرفت آن قرار گرفتهاند. بررسی عوامل مؤثر بر کندی روند توسعه، از مسائل مدیریتی و زیرساختی گرفته تا جنبههای اجتماعی و اقتصادی، میتواند به درک بهتر شرایط موجود و ترسیم مسیرهای مؤثر برای دستیابی به توسعهای پایدار و متوازن در این منطقه کمک کند. در این زمینه با دکتر سیدهادی طیبنیا، دانشیار دانشگاه سیستان و بلوچستان به گفتوگو نشستیم.
مهمترین عوامل بازدارنده توسعه سواحل مکران در دهههای گذشته چه بوده و کدام یک بیشترین تأثیر را داشته است؟
تقریباً سه عامل اصلی وجود دارد که شامل عوامل سیاسی و اداری، اقتصادی و فرهنگی ـ اجتماعی میشود.
۱. عامل فرهنگی ـ اجتماعی: در دستهبندی فرهنگی ـ اجتماعی، عمدتاً مسئله این است که توسعه و پیشرفت در فرهنگ بلوچستان هنوز جایگاه واقعی خودش را پیدا نکرده است؛ یعنی بحث توسعه و جلو رفتن هنوز آن طور که باید در فرهنگ اجتماعی نهادینه نشده است؛ چرا که همچنان فرهنگ قومی ـ مذهبی خاص منطقه وجود دارد و عمدتاً مبتنی بر توسعه نیست. متأسفانه این فرهنگ بیشتر مبتنی بر مذهب و مسائلی است که شاید بتوان نام آن را نوعی تقدیرگرایی گذاشت. بنابراین عامل فرهنگی ـ اجتماعی بسیار پررنگ است.
یکی از عوامل بسیار مهم دیگر در این زمینه نقش خود مردم منطقه است. یعنی خود مردم بلوچ هنوز به آن پختگی و بلوغ لازم نرسیدهاند که بتوانند توسعه را به این شکل و با این مدل دنبال کنند. هنوز در برخی موارد در فضای دهههای گذشته باقی ماندهاند. در این میان، حاکمیت میتواند نقش میانجی و تسهیلگر ایفا کند تا مردم به سمت پیشرفت و توسعه حرکت کنند؛ از طریق اجرای طرحهایی که مثبت و سازنده باشند و موجب شوند مسیر حرکت جامعه به سمت فعالیتهای توسعهمحور باشد، نه به سمت قاچاق بنزین و مسائل مشابه.
۲. عامل اقتصادی: در بحث اقتصادی، مسئله اصلی این است که اشتغالات موجود در آنجا متأسفانه تحت تأثیر قاچاق قرار گرفته است. یکی از موانع توسعه، بحث قاچاق سوخت و قاچاق انسان است که در آن منطقه بسیار پررنگ شده است. دانشجویانی را سراغ دارم که حتی از ادامه تحصیل بازماندهاند؛ صرفاً به خاطر اینکه وارد بحث قاچاق سوخت شدهاند. میگویند درآمد خیلی خوبی دارد؛ شبی ۵ یا ۱۰ میلیون تومان درآمد کسب میشود و دیگر دلیلی برای ادامه تحصیل نمیبینند.
بحث دیگر، همان طرح رزاق است که به نظر من خود آن هم به نوعی مانع ایجاد کرده است. به شکلی که مردم بلوچ منتظر ماندهاند تا ماهیانه مبلغی به حسابشان واریز شود و دیگر نیازی به انجام کار خاصی احساس نکنند. این موضوع هم به نظر من یکی دیگر از موانع بزرگ توسعه است.
۳. عامل سیاسی ـ اداری: توجه حاکمیت در دورههای گذشته، نسبت به منطقه مکران با کملطفی همراه بوده و آن طور که باید به این منطقه توجه نشده است. در دوره شهید رئیسی این توجه تقریباً شروع شد و در دوره آقای پزشکیان نیز ادامه پیدا کرد. توجهها به سمت این منطقه جلب شد و حتی رهبر شهید انقلاب نیز اشاره کردند که مکران باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد و ظرفیتهای آن به شکل خاص دیده شود.
متأسفانه اکنون در بحث جنگ، منطقه تا حدی آسیب زیادی دیده و اکنون نیز شاهد شرایطی هستیم که چالشهای بزرگتری ممکن است ایجاد شود.
مهمترین دلیل فاصله میان وعدههای توسعه و واقعیت موجود را چه میدانید؟
اگر بخواهم در سطح ملی و کلان هم به این موضوع اشاره کنم، یکی از مهمترین دلایل این فاصله، شعارگرایی است. بلوچستان بخش جنوبی استان را شامل میشود؛ یعنی مناطقی مانند نیکشهر، ایرانشهر، مناطق پایینتر و منطقه مکران که چابهار نیز در این محدوده قرار میگیرد. در بسیاری از مسائل اداری و در نظام پیشرفت و توسعه، تأکید زیادی بر شعارها، وعدهها و بزرگنمایی اهداف وجود دارد؛ یعنی مطرح میشود که باید این اتفاقها رخ دهد و این منطقه باید به چنین جایگاهی برسد، اما در عمل آن طور که باید، اقدامهای لازم اجرا نمیشود.
وقتی وارد مرحله اجرا میشویم، مسائلی مانند کمبود یا مشکلات بودجهای، موانع اداری، چالشهای فرهنگی و مسائل متعدد دیگر مطرح و موجب میشود میان وعدهها و واقعیت فاصله ایجاد شود. باید فاصله میان حرف و عمل کمتر شود؛ چراکه توسعه زمانی اتفاق میافتد که وعدهها از مرحله بیان و شعار عبور کرده و در عمل اجرایی شوند.
نقش زیرساختهای حمل و نقل، انرژی، آب، ارتباطات و خدمات عمومی در محدود شدن سرمایهگذاری و توسعه سواحل مکران چیست؟
زیرساختها نقش بسیار کلیدی و مهمی در توسعه سواحل مکران دارند؛ چراکه بنده خودم مراجعات مستقیم به این منطقه داشتهام و از نزدیک با شرایط آنجا آشنا هستم. متأسفانه یک راه بیشتر وجود ندارد؛ یکی از مسیرهای اصلی، مسیر نیکشهر است که بخشی از آن کوهستانی بوده و شرایط خاص خود را دارد. مسیر نیکشهر به سمت چابهار نیز مسیر مناسبتری محسوب میشود، اما با این حال، هنوز هم این مسیر به صورت دوطرفه مورد استفاده قرار میگیرد.
در حوزه حمل و نقل ریلی، خوشبختانه در دوره شهید رئیسی و آقای پزشکیان اقداماتی برای توسعه خطوط ریلی آغاز شده و این پروژه در حال ساخت است که اتفاق مثبتی محسوب میشود؛ اما همچنان تا رسیدن به جایگاه مطلوب فاصله زیادی وجود دارد. اتصال منطقه جنوبشرقی کشور به مناطق مرکزی ایران از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اما متأسفانه وضعیت فعلی زیرساختهای حمل و نقل بسیار نامناسب است. جادهها عمدتاً کیفیت پایینی دارند، پرترافیک هستند، عرض مناسبی ندارند و در بسیاری از نقاط حتی آزادراه یا اتوبان به معنای واقعی وجود ندارد. در استان سیستان و بلوچستان، تنها در سالهای اخیر چند کیلومتر مسیر اتوبانی ایجاد شده، اما هنوز شبکه گستردهای از اتوبان در منطقه وجود ندارد و بیشتر مسیرها جادههای باریک هستند.
از طرف دیگر، شرایط اقلیمی منطقه نیز بر آسیبپذیری زیرساختها تأثیر میگذارد. بارندگیهای موسمی که تقریباً حدود ۶ماه از سال ادامه دارد، سبب آسیب دیدن جادهها، سازههای حمل و نقل و پلها میشود. در بسیاری از موارد، پلها زیر آب میروند و همین مسئله مشکلات جدی برای ارتباطات و توسعه منطقه ایجاد میکند.
حاکمیت در مجموعه خود اقداماتی را آغاز کرده، بهویژه در زمینه توسعه خطوط ریلی که گام مثبتی است؛ اما هنوز تا رسیدن به جایگاه واقعی و مورد نیاز منطقه فاصله زیادی وجود دارد. یکی از دلایل این مسئله نیز گستردگی کشور، محدودیتهای بودجهای و محدود بودن امکانات اجرایی است.
تأثیر موانع زیست محیطی بر روند توسعه مکران و چگونگی ایجاد تعادل میان توسعه، حفظ محیط زیست و منافع جوامع محلی را چگونه ارزیابی میکنید؟
با توجه به اینکه در جنوب بلوچستان پوشش جنگلی گستردهای نداریم، این موضوع شاید به اندازه برخی عوامل دیگر پررنگ نباشد؛ اما با این حال، مسائل زیست محیطی همچنان تأثیرگذار هستند.
یکی از مهمترین مسائل در این حوزه، موضوع فرهنگسازی، مدیریت پسماند و نقش شهرداریها و دهیاریها در این زمینه بوده که متأسفانه بسیار کمرنگ است. در بسیاری از مناطق، زبالهها به شکل مناسبی مدیریت نمیشوند و در کنار رودخانههای کوچک و منابع آبی دپو میشوند. این مسئله سبب ایجاد آسیبهای جدی به محیط زیست و در نهایت به زندگی مردم مناطق پاییندست میشود.
این موضوع بهخصوص در منطقه چابهار و سواحل مکران اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه دفع نامناسب پسابها و ورود فاضلابهای شهری و کشاورزی به داخل دریا و رودخانهها، از جمله مشکلات جدی منطقه است. ادامه این روند میتواند به منابع طبیعی، اکوسیستم دریایی و سلامت جامعه آسیب وارد کند و خود به مانعی برای توسعه پایدار تبدیل شود. با این حال مسائل زیست محیطی در مقایسه با برخی موانع دیگر، در جایگاههای بعدی قرار میگیرند و مهمترین مانع توسعه منطقه محسوب نمیشوند؛ اما توجه به آن برای ایجاد توسعه پایدار و حفظ منافع جوامع محلی ضروری است.
وضعیت جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی در منطقه مکران، ظرفیتها و موانع موجود را چطور میبینید؟
متأسفانه در زمینه جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی با محدودیتهای جدی مواجه هستیم. در این منطقه سرمایهگذارانی هستند که تمایل به ورود و فعالیت دارند، اما برخی عوامل و موانع که مشخص نیست دقیقاً منشأ حاکمیتی، مردمی، فرهنگی یا عوامل دیگر دارند سبب میشوند سرمایهگذار نتواند به نتیجه مطلوب برسد.
سرمایهگذار وقتی شرایط را مقایسه میکند، ممکن است با خود بگوید به جای اینکه در بلوچستان سرمایهگذاری کنم، در مناطقی مانند تهران سرمایهگذاری کنم که با اطمینان بیشتری فعالیت میکنم و بازدهی مناسبی هم دارد. همین مسئله موجب میشود جذابیت سرمایهگذاری در مکران کاهش پیدا کند.
یکی از مهمترین موانع، مسئله امنیت است. متأسفانه مواردی مانند گروگانگیری، حمله به پیمانکاران محلی و مشکلات امنیتی وجود دارد، در برخی موارد، تجهیزات و وسایل حمل و نقل پیمانکاران آسیب دیده یا مورد حمله قرار گرفته است که مجموع این مسائل موجب شده سرمایهگذار احساس امنیت لازم برای حضور و فعالیت در منطقه را نداشته باشد.
کاهش سطح امنیت موجب شده ورود سرمایه به منطقه بسیار محدود باشد. در زمینه سرمایهگذاری خارجی نیز مسئله تحریمها تأثیر بسیار زیادی داشته است. بهخصوص در مورد کشورهایی مانند هندوستان که تمایل به حضور و سرمایهگذاری در منطقه داشتند، اما به دلیل فشارهای خارجی برخی طرحهای توسعهای در بنادر مکران با مشکل مواجه شدند و در نهایت در حالت تعلیق قرار گرفتند.
چالشهای حکمرانی، سیاستها، قوانین و ساختارهای مدیریتی و تأثیر آنها بر کندی روند توسعه سواحل مکران چگونه است؟
متأسفانه نظام بروکراسی در ایران، نظامی بسیار دستوپاگیر و کند است. فرایند تصمیمگیری و انتقال یک تصمیم از سطح ملی تا رسیدن به مرحله اجرا، مسیر بسیار طولانی دارد و همین زنجیره طولانی سبب کند شدن روند اجرا میشود. گاهی ممکن است ۶ماه تا یک سال زمان ببرد تا یک طرح از مرحله تصمیمگیری به مرحله ارائه و اجرا برسد. حتی پس از رسیدن طرح به مرحله اجرا نیز موانع زیادی وجود دارد. یکی از مهمترین مشکلات، مسئله تورم ساختاری در کشور است. موانع اداری و ساختاری در کشور بسیار پررنگ هستند. بروکراسی شدید، کندی در تصویب طرحها و پیچیدگی فرایندهای اجرایی از جمله عواملی هستند که سرعت توسعه را کاهش میدهند. به همین دلیل، ریشه این مسائل باید به صورت ساختاری در نظام حکمرانی کشور اصلاح شود. در برخی موارد حتی میتوان به جای افزایش قوانین و مقررات، به سمت مقرراتزدایی حرکت کرد.
نقش مردم بومی را در برنامههای توسعه سواحل مکران چگونه میبینید؟
در دورههای گذشته، بهویژه طی سه تا چهار دهه اخیر نقش مردم بومی در برنامههای توسعه سواحل مکران بسیار کمرنگ بوده است. بسیاری از تصمیمهای توسعهای عمدتاً در تهران اتخاذ شده و سپس در سواحل مکران، در جنوب شرق ایران، اجرا شدهاند؛ بدون آنکه مردم محلی نقش مؤثری در فرایند تصمیمگیری، برنامهریزی و اجرای طرحهای توسعه داشته باشند.
در حدود ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر توجه بیشتری به مشارکت مردم بومی شده، اما این میزان مشارکت همچنان از حد مطلوب فاصله دارد. یکی از مسائل مهم در این زمینه، ضرورت آموزش و توانمندسازی مردم محلی است. مردم محلی هنوز آموزشهای لازم برای توسعه و توسعهپذیری را ندیدهاند. اگر مشارکت واقعی مردم بومی در برنامههای توسعه سواحل مکران شکل بگیرد، بدون تردید طرحها نتایج بهتری خواهند داشت و میزان موفقیت و بهرهوری آنها افزایش خواهد یافت. در غیر این صورت، ممکن است برخی طرحها پس از چند سال کمرنگ یا فراموش شوند و نتوانند به اهداف مورد انتظار دست پیدا کنند.
برنامهای وجود دارد که آموزش نیروی انسانی بومی را متناسب با نیازهای آینده این سواحل دیده باشد یا در حال اجرا باشد؟
در حال حاضر برنامههایی برای آموزش نیروی انسانی بومی وجود دارد، اما این برنامهها عمدتاً در مقیاسهای کوچک محلی مانند روستاها اجرا میشوند و بیشتر ماهیتی مقطعی و کوتاهمدت دارند. هنوز یک برنامه جامع، بلندمدت و مستمر که هدف آن آموزش مردم محلی در راستای توسعه پایدار سواحل مکران و آمادهسازی آنان برای نقشآفرینی در فرایند توسعه باشد، بهطور کامل تدوین یا اجرایی نشده است.
البته در دانشگاه اقدامهایی در این زمینه انجام شده است؛ از جمله تهیه طرح توسعه آمایش سرزمین استان که به استانداری ارائه و ابلاغ شده است. با این حال، به نظر میرسد یکی از چالشهای اصلی در مسیر اجرای این برنامهها، تأمین اعتبارات و منابع مالی باشد که اگر اجرایی شود احتمال کاهش موانع از طرف مردم هم وجود دارد.
اگر همین روند فعلی ادامه پیدا کند جایگاه مکران در ۱۰سال آینده را چطور میبینید؟
روند خیلی مثبت نیست ولی خیلی اتفاقهای مثبت بزرگی افتاده است. عامل اصلی، تحریمهاست و اگر بحث نقش موانع نظام اداری سیاسی ایران برطرف شود شرایط میتواند تغییر کرده و سواحل مکران در جایگاه حکمرانی کشور جایگاه ویژه و خاصی پیدا کند. در حال حاضر در تنگه هرمز درگیری زیاد است اما در چابهار درگیری زیادی نداریم و میتوانیم به اینجا به عنوان یک هاب منطقهای در راستای صادرات و واردات کل منطقه مثل پاکستان و هندوستان که از آبهای آزاد دور هستند و حتی افغانستان نگاه کنیم.
چه راهکارهایی برای رفع موانع توسعه سواحل مکران پیشنهاد میدهید؟
تغییر نگاه حاکمیت و نظام حکمرانی کشور به منطقه مکران، مجلس، قوه مجریه و مسئولان محلی و استانداریها نگاهی بلندمدت باشد. اگر نگاه بلندمدت کلانی باشد بدون شک این موانع برداشته خواهد شد و خیلی کمرنگ میشوند. شما اگر اراده توسعه در منطقه مکران و در سواحل جنوب کشور داشته باشید قطعاً این ایده در مرحله ۵ تا ۱۰سال آینده عملی و اجرا خواهد شد و به توسعه خواهیم رسید.
در مرحله دوم به نظرم بحث مسائل فرهنگی اجتماعی میان مردم است که باز هم حاکمیت باید ورود کند و مردم تقریباً در طرحهای توسعهای مشارکت کنند و نظر بدهند. بحثهای اقتصادی هم بحثهای مرزی است؛ مرز آنجا یک اولویت مثبت است اما متأسفانه در کشور ما این به یک تهدید برای ما در منطقه بلوچستان تبدیل و موجب شده مردم به سمت قاچاق بنزین بروند.




نظر شما