بهگزارش قدس آنلاین، کمتر از ۴۸ ساعت زمان کافی بود تا یکی از مهمترین فرضیات سیاست خارجی حکومت جدید سوریه در بوته آزمایش قرار گیرد. دمشق تصور میکرد میتواند با ارسال پیامهای مثبت به جامعه بینالملل و نشان دادن آمادگی برای کاهش تنش با رژیم صهیونیستی، از شدت فشارهای امنیتی و نظامی بکاهد؛ اما آنچه در عمل رخ داد، مسیر متفاوتی را نشان داد. فاصله میان سفر آنتونیو گوترش به دمشق، سخنان الجولانی درباره آمادگی برای توافق امنیتی و تحرکات تازه ارتش رژیم صهیونیستی در جنوب سوریه، تصویری روشن از شکاف میان انتظارات دمشق و محاسبات تلآویو ارائه کرد.
ماجرا از شنبه همین هفته آغاز شد؛ زمانی که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد پس از سالها وارد دمشق شد و با ابومحمد الجولانی دیدار کرد. حکومت جدید سوریه تلاش داشت از این سفر بهعنوان نشانهای از بازگشت تدریجی دمشق به عرصه دیپلماسی بینالمللی بهره ببرد. پیام این دیدار روشن بود؛ سوریه جدید میخواهد از مسیر تعامل با نهادهای بینالمللی، جایگاه سیاسی خود را تثبیت کند و بخشی از فشارهای خارجی را کاهش دهد.
برداشت تلآویو از پیام دمشق
کمتر از یک روز بعد، این مسیر با موضعگیری صریح احمد الشرع کراواتی یا همان الجولانی تکمیل شد. او در گفتوگو با شبکه الجزیره اعلام کرد دمشق برای جلوگیری از درگیری و ایجاد ثبات، آماده دستیابی به یک توافق امنیتی با رژیم صهیونیستی براساس چارچوبهای گذشته است. این سخنان، نخستین سیگنال آشکار حکومت جدید سوریه درباره آمادگی برای کاهش تنش با تلآویو محسوب میشد. از نگاه دمشق، کاهش اصطکاک امنیتی میتوانست فرصت لازم را برای تمرکز بر بازسازی کشور، تثبیت ساختار سیاسی و مدیریت بحرانهای داخلی فراهم کند.
اما پاسخ رژیم صهیونیستی در همان نقطهای صادر شد که بیشترین اهمیت را داشت؛ نه در عرصه دیپلماسی، بلکه در میدان. همزمان با بازتاب گسترده سخنان الجولانی، یگانهای زرهی رژیم صهیونیستی تحرکات خود را در استان قنیطره و منطقه حوض یرموک در درعا گسترش دادند و گزارشهایی از عبور نیروها از خطوط آتشبس و افزایش حضور نظامی در مناطق مرزی منتشر شد. این همزمانی نشان داد تلآویو ارزیابی خود از تحولات سوریه را براساس موازنه قدرت و نه بر پایه پیامهای سیاسی انجام میدهد.
معادله قدرت و دیپلماسی
از همین منظر، تحرکات اخیر را نمیتوان صرفاً واکنشی مقطعی به تحولات سوریه دانست. آنچه در قنیطره و درعا رخ داد، با راهبرد بلندمدت رژیم صهیونیستی برای ایجاد کمربند امنیتی در جنوب سوریه همخوانی دارد. این راهبرد بر کاهش ظرفیت نظامی دمشق، دور کردن تهدیدات احتمالی از مرزهای فلسطین اشغالی و تثبیت حضور عملیاتی در مناطق حساس استوار است. در چنین چارچوبی، تلآویو ضرورتی برای تبدیل حکومت جدید سوریه به یک شریک امنیتی برابر احساس نمیکند.
از سوی دیگر، رخدادهای اخیر یک پرسش مهم را نیز مطرح میکند؛ آیا دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت میتواند امنیت تولید کند؟ تجربه سالهای گذشته در منطقه نشان داده مذاکرات سیاسی زمانی اثرگذار خواهند بود که طرف مقابل هزینه اقدام نظامی را نیز در محاسبات خود لحاظ کند. اگر ابزار بازدارندگی تضعیف شود، پیامهای دیپلماتیک ممکن است به جای کاهش تنش، به برداشت متفاوتی در سوی مقابل منجر شوند.
البته این به معنای بیاهمیت بودن دیپلماسی نیست. حکومت جدید سوریه برای خروج از انزوای سیاسی و جذب سرمایهگذاری خارجی، ناگزیر از گسترش روابط بینالمللی است. اما تجربه دو روز اخیر نشان داد دیپلماسی بهتنهایی نمیتواند جایگزین مؤلفههای قدرت شود. سفر دبیرکل سازمان ملل، اعلام آمادگی برای توافق امنیتی و تحرکات نظامی رژیم صهیونیستی، سه حلقه از یک زنجیره بودند که در کنار یکدیگر، محدودیتهای اتکای صرف به مسیر سیاسی را آشکار کردند. تحولات اخیر را باید نخستین آزمون جدی سیاست خارجی حکومت جدید دمشق دانست؛ آزمونی که نشان داد فاصله قابلتوجهی میان انتظارات دمشق و محاسبات امنیتی تلآویو وجود دارد.





نظر شما