در روز گذشته ایران نخستین بار پس از تشدید جنگ دریایی، از معماری مورد نظر خود برای تردد در هرمز سخن گفت. دبیر شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد ایران در روزهای آینده یک «منطقه محدودشده» در حوالی تنگه هرمز معرفی خواهد کرد و همزمان مسیر تازه کشتیرانی مورد توافق با عمان را اعلام میکند. با وجود اینکه جزئیات این طرح هنوز روشن نشده اما همین اعلام، از نظر راهبردی معنا دارد.
از بستن تا تنظیم
بستن کامل هرمز یک اهرم قدرتمند اما پرهزینه است. اختلال بدون تفکیک، نه فقط آمریکا بلکه چین، کشورهای عربی خلیج فارس و دیگر شریکان اقتصادی ایران را هم متضرر میکند. تعریف مسیر مجاز و منطقه محدودشده، اگر قابلیت اجرا پیدا کند، منطق متفاوتی دارد. ایران بهجای محروم کردن همه از عبور، میتواند امنیت عبور را به رفتار سیاسی و نحوه تعامل کشورها با محاصره آمریکا پیوند بزند. این یعنی تلاش برای تبدیل جغرافیا به ابزار مدیریت.
استیون زونس، استاد دانشگاه سانفرانسیسکو، در الجزیره به همین دوگانگی اشاره کرده است. او از یک سو معتقد است نیروهای ایرانی که بخواهند منطقه محدودشده را بهصورت نظامی اعمال کنند در برابر آمریکا آسیبپذیر خواهند بود؛ اما از سوی دیگر اعتراف میکند که چنین منطقهای میتواند مأموریت نیروهای آمریکایی را پیچیدهتر و شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران را نسبت به عبور از تنگه محتاطتر کند.
دادههای بازار نشان میدهد این اهرم صرفاً نظری نیست. رویترز گزارش کرده میانگین عبور کشتیهای کالایی از هرمز به پایینترین سطح از ماه می رسیده و نفت برنت در ۷سپتامبر به نزدیکی ۱۰۰ دلار در هر بشکه حرکت کرده است.
آسیبپذیری باید متقابل باشد
مرحله دوم راهبرد ایران در تهدید تازه محمدباقر قالیباف دیده میشود. رئیس مجلس پس از حمله آمریکا به نفتکشهای ایرانی هشدار داد زنجیره نفت و گاز شرکتهای آمریکایی در منطقه نیز «در تیررس ایران» قرار دارد و نوشت: «اگر داراییهای ما را بزنید، خودتان زده میشوید». منطق پشت این موضع روشن است. واشنگتن میخواهد نفت ایران را به نقطه آسیبپذیر جنگ تبدیل کند؛ ایران در مقابل تلاش میکند نشان دهد اقتصاد انرژی طرف مقابل و شبکهای که از حضور آمریکا در خلیج فارس منتفع میشود نیز نمیتواند کاملاً بیرون از محاسبه جنگ باقی بماند. این همان مسیری است که از حمله به ناوهای آمریکایی آغاز شد. فشار اقتصادی آمریکا زمانی برای واشنگتن جذابتر است که هزینه اجرای آن محدود بماند. راهبرد ایران، در مقابل، بر افزایش همین هزینه استوار شده است.
یک ریسک برای ایران
تنگه هرمز فقط برای ایران اهرم نمیسازد. جنگ در حال وادار کردن همسایگان ایران به سازگار شدن با جهانی است که اتکا به هرمز برای آنها پرهزینه است. انور قرقاش، مشاور رئیس امارات اعلام کرده است ابوظبی ظرفیت بنادر ساحل شرقی، خطوط لوله، راهآهن و مسیرهای تجاری جایگزین را توسعه میدهد تا صادرات انرژی این کشور «گروگان» بحران هرمز نماند. در همان نشست، ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، گفت اتحاد راهبردی با آمریکا برای امنیت کشورهای خلیج فارس «مهم است، اما کافی نیست» و منطقه باید به سمت توان امنیتی مستقلتر حرکت کند.
برای ایران، این تحول هم فرصت است و هم هشدار. ناتوانی آمریکا در تضمین بیهزینه امنیت آبراه، محدودیت چتر امنیتی واشنگتن را آشکار کرده است. اما اگر بحران طولانی شود، نتیجه دیگرش میتواند سرمایهگذاری گسترده کشورهای عربی برای کاهش وابستگی دائمی به هرمز باشد. باید در نظر گرفت اهرمی که بیش از اندازه استفاده شود، دیگران را به ساخت جایگزین آن تشویق میکند.
لئون پانتا، وزیر دفاع پیشین آمریکا در گفتوگو با گاردین هشدار داده جنگ ممکن است ۶ماه دیگر نیز بدون نتیجه ادامه پیدا کند و به یک «جنگ بیپایان» دیگر برای واشنگتن تبدیل شود. این همان جایی است که زمان اهمیت بیشتری پیدا میکند. آمریکا باید هزینه نظامی حفاظت از کشتیرانی و فشار اقتصادی را تحمل کند. ایران نیز باید مراقب باشد زمان، اهرم هرمز را به انگیزهای برای ساختن مسیرهای جایگزین تبدیل نکند.
بنابراین آزمون اصلی این است که ایران بتواند کنترل جغرافیایی خود بر هرمز را به یک ترتیبات سیاسی و اقتصادی قابل مذاکره تبدیل کند، پیش از آنکه منطقه راههایی برای کماثر کردن این مزیت پیدا کند. هرمز دیگر فقط جایی برای عبور کشتیها نیست، بلکه به میدان رقابت بر سر تثبیت اقتدار و ثبات سیاسی تبدیل شده است.




نظر شما